ماهنامه فرهنگی اجتماعی پسین دهکویه –
سال ششم- شماره 66 – 10 شهریور 89
سرمقاله :
ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم
حتما يادتان هست در جريان انتخابات مجلس شوراي اسلامي در يك سخنراني تبليغاتي آقاي حسني نماينده مردم لارستان قسم ياد كردند كه طي يك سال پس از نمايندگي شان در مجلس تحولي اساسي در دهكويه رخ دهد و دهكويه نيز تبديل به شهر گردد و حتي گفتند دهكويه بايد مركز بخش باشد .
مطلب دوم اين كه در خبرها داشتيم كه چند روستاي استان فارس به شهر ارتقا يافتند ولي با وجود 16 سال پيگيري نام دهكويه در بين آن ها نبود .
در اينجا از جناب آقاي حسني مي پرسيم در اين مدت سه سال كه از نمايندگي شان گذشته آيا فرصت كرده اند به قولي كه به مردم دهكويه داده اند فكر كنند . اميدواريم كه آقاي حسني در يك سال باقي مانده از نمايندگي شان بتوانند به وعده اي كه داده اند عمل نمايند.
مطلب سوم اين كه ، همانگونه كه مشاهده مي شود با وجود 16 سال پيگيري مسوولان هنوز تاسيس شهرداري دهكويه تحقق نيافته است. پيش نهاد مي گردد از اين پس براي پيگيري مسايل و مشكلات دهكويه علاوه بر تلاش هاي مسوولين كميته اي از افراد توانا كه وقت و فرصت كافي داشته و دلشان براي زادگاهشان دهكويه مي تپد تشكيل شده و مسايل و مشكلات را در شهرستان ، استان و حتي تا سطح وزارتخانه پيگيري نمايند تا زودتر به نتيجه برسيم . مدير مسوول
دریافت صفحات نشریه به صورت عکس

برگزاري يادواره سرداران و شهداي بخش مركزي لارستان در دهكويه
بنا به گزارش هاي دريافتي يادواره سرداران و شهداي بخش مركزي لارستان در نيمه دوم آبانن ماه در دهكويه برگزار خواهد شد .
در جلسه اي مقدماتي كه براي برگزاري اين برنامه تشكيل شد ستادي نركب از : بخشدار مركزي رئيس ستاد ، بنياد شهيد لارستان ، سازمان تبليغات اسلامي ، حوزه مقاومت شهيد عفيفه ، آموزش و پرورش ، روساي شوراهاي اسلامي و دهياران روستاها تشكيل شد . تا مقدمات اين كار بزرگ فراهم گردد .
ديدار اعضاي شوراي اسلامي دهكويه با جناب آقاي حسني نماينده مردم لارستان
اعضاي شوراي اسلامي دهكويه جهت پيگيري مسايل و مشكلات دهكويه با آقاي حسني نماينده مردم لارستان در مجلس شوراي اسلامي ديدار نمودند .
در اين ديدار مساله تاسيس شهرداري را با ايشان در ميان گذاشتند كه ايشان عرض كردند مشكل اصلي جمعيت است . وقتي كه گفته شد با تصويب مجلس شوراي اسلامي روستاهاي با 3500 نفر جمعيت تبديل به شهر خواهند شد ، ايشان گفتند : اين قانون هنوز به تصويب نهايي نرسيده است . ايشان قول مساعد دادند كه اين موضوع را حتما تا حصول نتيجه پيگيري نمايند .
در مورد آسفالت ورودي دهكويه نيز با ايشان در ميان گذاشته شد . ايشان در همان جلسه با مدير كل راه و ترابري لارستان كه در جلسه حاضر بودند صخبت نموده و ايشان نيز قول دادند كه بعد از هفته دولت اين كار صورت گيرد .
مساله سومي كه با آقاي حسني مطرح شد ساخت سالن ورزشي دهكويه بود كه ايشان قول دادند اين مساله را پيگيري نمايند .
ديدار اعضاي شوراي اسلامي دهكويه با سرپرست فرمانداري ويژه لارستان
در این دیدار که در تاریخ 18 مرداد صورت گرفت برخی از مشکلات این مرکز دهستان بیان شد که جناب فرماندار قول همکاری دادند و قرار شد در ماه مبارک رمضان سفری به دهکویه برای حل مشکلات زادگاهمان داشته باشند و مشکلات بیان شده به شرح زیر می باشد :
1 ـ پیگیری شهر شدن دهکویه
2 ـ پیگیری مجتمع ورزشی
3 ـ پیگیری مشکل آب
4 ـ پیگیری آسفالت ورودی
همانگونه كه حتما در خبرها شنيده ايد ، سرپرست فرمانداري لارستان پس از يك ماه عوض شدند و اگر ايشان قولي هم در مورد اين مسايل داده باشند ، هيچ فايده اي ندارد و بايد اعضاي شورا دوباره وقت گرفته و با فرماندار جديد ديدار نمايند و مسايل و مشكلات را مجددا با ايشان مطرح نمايند .
برپايي مراسم شبي با قرآن در دهكويه
مراسم شبي با قرآن با حضور قاري مطرح كشوري جناب آقاي قائمي در شب ميلاد امام حسن ـ عليه السلام ـ برگزار شد .
اين مراسم به همت كانون فرهگني حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ در مسجد جامع حضرت اباالفضل ـ عليه السلام ـ با حضور جمع كثيري از علاقمندان به قرآن كريم برگزار گرديد .
در اين مراسم قارياني از دهكويه و كورده به قرائت آياتي از كلام الله مجيد پرداختند و پس از مولودي خواني برادر فيروزي در ادامه جناب آقاي قائمي با صوت زيباي خود مجلس را به نور قرآن منور كردند .
در پايان مراسم به قيد قرئه به تعدادي از شركت كنندگان در مراسم جوايزي اهدا گرديد .
خبر هاي كوتاه :
ـ به گزارش شوراي اسلامي دهكويه تعدادي وسايل بازي جهت تاسيس پارك كودك خريداري شده كه به زودي در محل مجموعه ورزشي نصب خواهد شد .
ـ مبلغ 13 ميليون تومان جهت پارك جنگلي دهكويه دريافت شده كه هم اكنون عمليات ساخت آن با فنس كشي آغاز شده و پس از آن درختكاري پارك نيز آغاز خواهد شد .
ـ با پيگيري شوراي اسلامي آرد سهميه ماه مبارك رمضان با كسر سهميه نانوايي ها مستقيما به مردم داده شد . لازم به ذكر است ميزان آرد تحويلي 275 كيسه بوده كه با تقسيم بر سرانه جمعيت دهكويه به هر نفر 3 كيلو خواهد رسيد .
ـ برپايي جشن ميلاد امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ در محل حسينيه توسط هيئت شيفتگان مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه
ـ برپايي جشن ميلاد امام حسن ـ عليه السلام ـ با حضور بيش از دويست نفر از خواهران بسيجي همراه با اجراي سرود ، تواشيح ، سخنراني
ـ برگزاري محفل انس با قرآن توسط پايگاه مقاومت الزهرا خواهران همراه با اهداي جوايزبه قاريان
ـ برپايي جلسه پرسش و پاسخ اعتقادي هفته اي دو شب با حضور حاج آقا آزادي توسط كانون فرهنگي وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه
ـ برگزاري يك دوره مسابقه واليبال ويژه خواهران در سالن دبستان مدني با حضور 5 تيم پرسپوليس پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ ، اميد ، پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ كتابخانه باقرالعلوم ، ميراحمد ـ نيما و اطهر پرسپوليس پايگاه الزهرا ـ سلام الله عليه ـ به ترتيب مقام هاي اول تا پنجم را كسب كردند .
علی محمد امیری، با حکم وزیر کشور فرماندار ویژه ی لارستان شد
به گزارش پایگاه اینترنتی استانداری فارس ،علی محمد امیری ،فرماندار سابق داراب،به سمت فرمانداری ویژه ی لارستان منصوب شد .
- در حكم مصطفي محمد نجار، وزير كشور، خطاب به اميري آمده است: در اجراي ماده 5 مصوبه شماره 602/12مورخ 30/7/1377 شوراي عالي اداري جنابعالي را به عنوان فرماندار ويژه شهرستان لارستان منصوب مي نمايم.
اميد است با اتكال به خداوند متعال و در چارچوب وظايف مصوب در راستاي تحقق اهداف و آرمانهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران موفق باشيد
جلسه ی معارفه ی فرماندار ویژه ی لارستان
سوم شهریور ماه استاندار فارس -روح الله احمد زاده -با حضور در شهر لار فرماندار ویژه ی لارستان -علی محمد امیری -را به مردم و مسئولان منطقه معرفی کرد. در حالیکه نگاه ها به جریانات جلسه ی تودیع و معارفه بود اصل ماجرا پیش ازشروع مراسم شکل گرفته بود.
پیش از شروع جلسه، رایزنی ها در مورد چگونگی اعلام الحاق مجدد اوز وبیرم به لارستان بین هیئت استانداری فارس و مقامات کشوری از یک سو و بزرگان لارستان و مقامات استانداری از سوی دیگر در جریان بود.
با توجه به سخنان مقامات کشوری استاندار فارس می توانست رسما در جلسه ی معارفه الحاق مجدد اوز و بیرم را اعلام کند اما اعتقاد هیئت استانداری بر این بود که شیوه ی اعلام این خبر باید به گونه ای باشد که کمترین حساسیت را در منطقه ایجاد کند.
در همین حال یکی از بزرگان لارستان در تماس با سرپرست گروه رسانه ای صحبت نو عنوان کردند که در صورتی که استاندار مصلحت نمی داند امروز به طور رسمی قضیه را اعلام کند بهتر است شیوه ی اعلام این خبر را برعهده ی او بگذارید.
با شروع جلسه و پس از قرائت قرآن و سخنرانی سرپرست فرمانداری ویژه ی لارستان، استاندار با گرامی داشت هفته ی دولت سخنانی در خصوص وضعیت امروز جهان و کلیاتی در مورد شیوه برخورد دولت دهم با موضوعات عمده ی کشور مطرح کرد و پس از معرفی علی محمد امیری به عنوان فرماندار ویژه ی لارستان از او خواست که نسبت به بخش های اوز و بیرم و سایر بخش های لارستان نگاه عدالت محورانه داشته باشد.
در اواخر جلسه فرماندار ویژه ی لارستان ضمن معرفی خود گفت: جناح بندی های معمول راست و چپ را به رسمیت نمی شناسد و می خواهد با همراهی مردم برای پیشرفت منطقه بکوشد. سخنی که اگر در مرحله حرف متوقف نشود نقطه عطف تصمیمات او خواهد بود.
در انتهای جلسه یکی از نمایندگان مردم از استاندار خواست که در مورد موضوع الحاق اوز و بیرم شفاف تر صحبت کند که با پادر میانی همراهان استاندار و اعلام استاندار مبنی بر اینکه پس از جلسه با او سخن خواهد گفت جلسه خاتمه یافت. پس از اتمام جلسه استاندار فارس در گفتگوی کوتاهی موضوع الحاق اوز و بیرم را تمام شده خواند. انتظار می رود در روزهای آینده اصلاحیه مصوبه ی دولت در مورد ابقای اوز و بیرم درشهرستان لارستان رسما اعلام شود.
معرفي فرماندار گراش
روز 24 مرداد 89 فرماندار گراش با حضور معاون استاندار -ذوالفقار زمان-معرفی شد.
به گزارش صحبت نو، در جلسه ی معارفه معاون استاندار، مسعود خواست خدایی را به عنوان اولین فرماندار گراش معرفی کرد. این مراسم در حالی برگزار می شود که با وجود اعلام موافقت کتبی ریاست جمهوری با الحاق مجدد اوز و بیرم به لارستان ،تا کنون وزارت کشور در این خصوص اعلام نظر رسمی نکرده است .
برگزاري ششمين همايش منطقهاي شهرداران فارس در لارستان
ششمين و آخرين همايش منطقهاي شهرداران جنوب استان فارس در لار برگزار شد.
مديركل دفتري شهري استانداري فارس گفت: اين همايش با هدف ايجاد منابع پايدار درآمدي شهرداريها، با شركت شهرداران و كارشناسان 17 شهرداري از شهرستانهاي جنوبي فارس شامل لارستان، لامرد، مهر و خنج به ميراني شهرداري لار در تالار اجتماعات شهيد امامي فرمانداري لارستان برگزار شد.
غلامعباس شيردل ادامه داد: اين همايش و پنج همايش مشابه ديگر در سراسر استان فارس با انگيزه شناسايي و كشف منابع پايدار درآمدي براي شهرداريها با توجه به ناچيز و ناكافي بودن درآمد شهرداريها برپا شده است.
وي با مفيد ارزيابي كردن اين همايشها ابراز داشت: از زمان برگزاري نخستين همايش در سه سال پيش كه در شهرستان اقليد برگزار شد، مجموع درآمد شهرداريها از 190 ميليارد تومان به 580 ميليارد تومان افزايش يافته است و انتظار داريم كه اين روند با سرعت بيشتري همچنان ادامه يابد.
در اين همايش از جمله مواردي كه شهرداران جنوب استان فارس بر آن تأكيد داشتند، تأسيس بانكي متعلق به شهرداريها، پرداخت عوارض شهرداريها از سوي دستگاههاي دولتي و پرداخت سهم شهرداريها در فرآيند تفكيك اراضي بود.
پيگيري ارتقاء دستگاه های اجرایی لارستان به معاونت اداره كل استان
جلسه ارتقاء دستگاه های اجرایی شهرستان لارستان به ریاست الیاس طاهری ، سرپرست فرمانداری ویژه لارستان و با حضور مسوولين این شهرستان برگزار شد.
به گزارش صحبت نو، به نقل از روابط عمومي استانداري فارس، سرپرست فرمانداری ویژه لارستان در اين جلسه ضمن اشاره به مصوبه هيات دولت در ارتقاء جايگاه فرمانداري اين شهرستان به فرمانداري ويژه و معاونت استانداري ، با استناد به نامه معاونت رياست جمهوري اظهار داشت: به منظور ارائه خدمات هر چه بیشتر و بهتر به مردم انقلابی لارستان ، ادارات مسکن و شهرسازی، جهادکشاورزی، آموزش و پرورش ، راه و ترابری ، امور اقتصادی و دارایی، کار و امور اجتماعی و اطلاعات به سطح معاونت اداره کل متبوعه خود ارتقاء خواهند يافت.
الياس طاهري افزود: مکاتبات و هماهنگی لازم با ادارات کل از طرف استانداري فارس صورت پذیرفته و لازم است ادارات مستقر در شهرستان نیز با عنایت به مصوبه هیأت دولت و با هماهنگی فرمانداری پیگیری لازم جهت ارتقاء به سطح معاونت مدیرکل را معمول دارند.
وي خاطرنشان كرد: امکان ارتقاء سطح سایر دستگاه های اجرایی نيز با نظر وزیر کشور و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری وجود دارد كه درصورت لزوم پيگيري هاي لازم بعمل خواهد آمد.
وزارت بهداشت: موافقت با دانشگاه علوم پزشكي
علوم پزشكي شيراز: موافقت با دانشكده پزشكي
قائم مقام معاون آموزشي وزارت بهداشت در گفتگوي با ايسنا خبر از موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پرستاري لارستان به دانشگاه علوم پزشكي لارستان داده است اين در حالي است كه رئيس علوم پزشكي شيراز پيش از اين خبر از تاسيس دانشكده پزشكي لارستان داده بود
به گزارش صحبت نو، دكتر سيد امير محسن ضيايي در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به مصوبات 203 جلسه شوراي گسترش دانشگاههاي علوم پزشكي وزارت بهداشت، گفت: موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پرستاري لارستان به دانشگاه علوم پزشكي لارستان و موافقت اصولي با ارتقاي دانشكده پيراپزشكي به دانشگاه علوم پزشكي، اظهاركرد: در اين نشست با تاسيس دانشكده پرستاري لامرد و داراب موافقت اصولي شد.
اين در حالي است كه در دكتر محمد هادي ايمانيه در خبري كه پيش از اين منتشر شده بود گفته است: براساس موافقت اين شورا هر دو دانشكده پرستاري لار و پيراپزشكي گراش نيز به دانشكده هاي علوم پزشكي ارتقا مي يابند
رئيس شبكه بهداشت و درمان لارستان نيزخبر از ارسال درخواست تجديد نظر براي ارتقاء دانشكده پرستاري لار داده است. با توجه به موافقت اصولي دانشكده علوم پزشكي به جاي دانشگاه علوم پزشكي در لارستان ازطرف وزارتخانه دكتر علي عليزاده طي نامه اي به دكتر ضيائي مدير كل دفتر گسترش و ارزيابي آموزش پزشكي درخواست تجديد نظرجهت ارتقاء دانشكده پرستاري لار با 23 سال قدمت به دانشگاه علوم پزشكي لارستان را كرد .
روستاييان لارستان، تسهيلات مقاوم سازي مسکن دريافت مي کنند
رييس بنيادمسکن انقلاب اسلامي شهرستان لارستان گفت: به همه روستاييان متقاضي مقاوم سازي مسکن روستايي در روستاهاي اين شهرستان تسهيلات 100 ميليون ريالي پرداخت مي شود.
ناصر زائري،چهارشنبه در جمع مردم روستاي کوره بخش اوز با عنوان اينکه اين تسهيلات با سود کم بهره و حداکثر چهار درصد است ، بيان داشت: ازهمه ساکنان روستاهاي شهرستان لارستان که داراي واحدهاي مسکوني خشت و گلي هستند درخواست مي کنيم براي بهسازي و مقاوم سازي منازل خود به اين بنياد مراجعه و از اين تسهيلات استفاده کنند.
وي گفت: بنياد مسکن انقلاب اسلامي اين شهرستان علاوه بر پرداخت تسهيلات با انجام نظارت بر چگونگي عمليات ساخت و ساز ، موجب استحکام و مقاومت اينگونه از واحدهاي مسکوني روستايي نيز مي شود.
زائري اضافه کرد: همه واحدهاي مسکوني روستايي که توسط بنياد مسکن انقلاب اسلامي مقاوم سازي شده اند مي توانند در مقابل زلزله هاي هفت ريشتري مقاومت کنند.
او ادامه داد: در جريان زلزله اخير شهر اشکنان که با شدت5/8ريشتر حادث شد ، به همه واحدهاي مسکوني خشت وگلي اين شهرآسيب کلي رسيدليکن آن دسته ازمنازل مسکوني که توسط بنياد مسکن مقاوم سازي شده بود حتي ترک هم برنداشت و اين امر مي تواند اعتماد روستاييان را براي بهسازي و مقاوم سازي منازل آنان افزايش دهد.
ارقام جديد خرما در لارستان معرفي شد
خبرگزاري فارس: كارشناس باغباني مديريت جهاد كشاورزي لارستان از ارقام جديد خرما در اين شهرستان خبر داد.
عباس احمدي امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در لارستان اظهار داشت: رقم جديد خرماي لارستان مجول نام دارد كه يكي از ارقام گران و با كيفيت خرما در دنيا است.
وي با بيان اينكه اين خرماي جديد از لحاظ اقتصادي به تأئيد كارشناسان باغباني رسيده است، افزود: خرماي رقم مجول جزو ارقام مناطق خشك و نيمه خشك بوده كه چندسالي است در يكي از باغات شهرستان لارستان چهل اصله از آن كشت شده و طي دو سال اخير به مرحله برداشت رسيده است.
احمدي گفت: با بررسي و پژوهش به عمل آمده مشخص شد كه خرماي رقم مجول در لارستان مناسب اقليم و آب و هواي اين منطقه بوده و محصول آن بسيار با كيفيت است.
كارشناس باغباني جهاد كشاورزي لارستان با بيان اينكه ميوه خرماي جديد «مجول» در مرحله خارك داراي ظاهري درشت است، كه اندازه آن به پنج تا هفت سانتيمتر ميرسد، بيان داشت: پس از تبديل خارك به رطب و خرما، حاوي گوشت ميوه فراوان و فوقالعاده خوشمزه است.
وي همچنين در مورد وزن هر دانه اين محصول جديد اظهار داشت: در مرحله رطب، وزن هر دانه از ميوه آن بين 18 تا 25 گرم بوده كه بسيار زينتبخش سفره و جذبكننده و اشتهاآور براي انسان است.
عباس احمدي اضافه كرد: در سال دوم ثمردهي رقم جديد خرماي مجول هر اصله نخل اين خرما حدود 50 تا 70 كيلوگرم خرماي مرغوب و خوشطعم توليد كرده است.
برگزاري مسابقه فوتسال جام رمضان
همچون سال هاي گذشته يك دوره مسابقه فوتسال جام رمضان در دهكويه در حال برگزاري است . در اين دوره از مسابقات 5 تيم ساحل ، مسجد اباالفضل ـ عليه السلام ـ شهيد خواجو ـ دريا و آزادگان از دهكويه و دو تيم بريز الف و ب حضور دارند .
اين مسابقات در يك گروه و به صورت دوره اي برگزار شد .كه در پايان مسابقات مرحله اول تيم هاي ساحل ، بريز الف ، حضرت اباالفضل ـ عليه السلام ـ و آزادگان مقام هاي اول تا چهارم را كسب نموده و به مرحله بعدي صعود نمودند .
در مرحله بعدي اين مسابقات تيم اول با سوم و دوم با چهارم به صورت ضربدري با هم روبرو شده و برندگان به فينال راه خواهند يافت . انشاء الله نتيجه كامل اين دوره از مسابقات در شماره بعدي نشريه به اطلاع شما خواهد رسيد .
از نكات قابل تامل در اين دوره از مسابقات اين بود كه متاسفانه شاهد روزه خواري برخي از بازيكنان بوديم . با وجود اينكه در يك مورد وقتي يكي از بازيكنان تيم ها با در حالي كه تيمشان بازي نئاشت اقدام به كشيدن سيگار در كنار زمين نمودند ، با كارت توسط داور جريمه شدند ، اما متاسفانه شاهد بوديم كه در روزهاي ديگر در چند متر آن طرف تر بازكنان برخي از تيم ها در ملاء عام مشغول نوشيدن آب بودند . از شوراي ورزشي تقاضا داريم تمهيداتي بينديشند تا شاهد اين حرمت شكني ها نباشيم .
برنامه هاي گروه كوهنوردي واليعصر(عج) در ماه رمضان
به مناشيت ماه مبارك رمضان و به دليل اين كه در اين ماه امكان كوهپيمايي وجود ندارد ااين گروه اقدام به برگزاري برنامه پياده روي نمود كه در شب هاي يك شنبه و چهارشنبه هر هفته برگزار مي گردد كه مورد استقبال جمع كثيري از خواهران و برادران همشهري قرار گرفته و در هر برنامه بيش از 300 نفر در آن حضور دارند . در پايان هر برنامه از شركت كنندگان پذيرايي به عمل آمده و به قيد قرعه جوايزي به شركت كنندگان اهدا مي شود .
يكي ديگر از برنامه هاي گروه در اين ماه كوه پيمايي شبانه با حضور اعضاي گروه بود . اين برنامه در محل تپه هاي جنوبي دهكويه معروف به قلات به مدت يك ساعت و نيم انجام گرفت .
جناب آقاي حسن هوشمند از دهكويه به عنوان سرپرست جهاد كشاورزي لارستان معرفي شدند .
طي حكمي از سوي مهندس خرد رياست سازمان جهاد كشاورزي فارس آقاي مهندس حسن هوشمند از دهكويه به عنوان سرپرست جهاد كشاورزي لارستان منصوب شد . مراسم معارفه آقاي هوشمند روز يك شنبه 89/5/24 با حضور مهندس قنبري قايم مقام سازمان در محل فرمانداري ويژه لارستان صورت پذيرفت . مهندس قنبري در اين مراسم ضمن قدرداني از زحمات آقاي حميدرضا اسدي به معرفي ويژگي ها و توانمندي هاي آقاي هوشمند پرداختند ، سپس اصل حكم را كه در پوشه اي بسيار زيبا جاسازي شده بود به سرپرست فرمانداري ويژه لارستان تحويل دادند . آقاي طاهري سرپرست فرمانداري ويژه لارستان نيز ضمن آرزوي توفيق براي ايشان ابلاغ را به رئيس جديد جهاد كشاورزي اعطا نمودند . در ساعت يازده صبح روز يك شنبه 89/5/24 هنگامي كه آقاي هوشمند با در دست داشتن ابلاغ وارد مديريت جهاد كشاورزي لارستان شدند ، همكاران ضمن ابراز شادماني و عرض تبريك براي ايشان آرزوي موفقيت كردند و آقاي اسدي مدير سابق جهاد كشاورزي پس از روبوسي با آقاي هوشمند با همكاران حداحافظي كرده و مسووليت را به سرپرست جهاد كشاورزي سپردند .
استقبال از آثار محقق و نويسنده دهكويي افزايش يافت
انتشار دومين اثر آقاي حسن هوشمند سرپرست جهاد كشاورزي لارستان با عنوان « جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران » به پيشنهاد ناشر و موافقت مولف ، اين كتاب به چاپ دوم رسيد و همزمان با گراميداشت هفته جهاد كشاورزي وارد بازار كتاب شد .
« جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران» كتابي است كه به معرفي وضعيت كشاورزان اين سرزمين كهن از دوره پيشداديان تا پايان دوره پهلوي مي پردازد . ارايه مطالب مستند و جذاب ، امانت داري و بي طرفي نويسنده در نقل وقايع تاريخي ، معرفي امپراطوري ها ، سلسله ها ، تمدن ها و حكومت هاي محلي در يك دوره 6 هزار ساله موجب گرديده است كه اين اثر به يك منبع موثق تبديل شود .
مهندس حسن هوشمند در اين كتاب ارزشمند با استناد به منابع تاريخي حفر قنات را به قوم اورارتو نسبت مي دهد و از هوشنگ موسس سلسله پيشدادي به عنوان بنيانگذار كشاورزي نام مي برد و كاوه آهنگر را به عنوان نخستين كشاورز تاريخ بشريت مي شناسد . همچنين از كشاورزان يزد به عنوان مبتكرين آبياري كوزه اي كه در دوره هاي بعد به آبياري قطره اي تغيير شكل داد ياد مي كند . نويسنده كتاب « جايگاه كشاورزان در تاريخ ايران » دليل انتشار چاپ دوم كتاب خود را استقبال خوانندگان بخصوص چند موسسه معتبر علمي و يك كتابخانه با شهرت جهاني مي داند.
اين نويسنده در حال حاضر مشغول تاليف كتاب دوجلدي « سيماي كشاورزي لارستان » است كه در آن به معرفي وضعيت اجتماعي ، تاريخي ، فرهنگي و كشاورزي لارستان در يك صد سال گذشته پرداخته است. جلد اول اين كتاب به زير چاپ رفته و بزودي منتشر خوهد شد .
پسين دهكويه براي اين محقق ارجمند دهكويه در سمت سرپرستي جهاد كشاورزي لارستان و در صحنه علم و تحقيق آرزوي سربلندي مي نمايد .
پسين دهكويه در 8 سال گذشته
تمام مطلب اين بخش از شماره ششم داخلي ماهنامه پسين دهكويه در شهريور 81 انتخاب شده اند .
ـ گردهمايي بسيجيان و گردان عاشورا
ـ انتخاب خانم سارا رنجبري از دهكويه به عنوان معلم نمونه بخش اوز
ـ كسب مقام دوم تيم نوجوانان پاس دهكويه در مسابقه چهارجانبه لار
ـ كسب مقام سوم مسابقات احكام دانش آموزان بندرعباس توسط خانم ها حميد و سپيده محمدي از دهكويه
ـ مقاله اي با عنوان « فارسي زده نشويم »
ـ معرفي بازي هاي محلي دهكويه در قالب شعر
مطلبي طنز از اين شماره :
روزنامه هاي عراق : « بزودي ديوان شعر صدام منتشر مي شود»
ماهنامه پسين دهكويه نيز پس از شنيدن اين خبر با صدام تماس گرفته تا قبل از انتشار اشعارش شعري را جهت درج در نشريه در اختيار ما قرار دهد . ايشان نيز لطف كرده و اين شعر را اختصاصا براي پسين دهكويه ارسال كردند كه تقديم شما مي گردد .
اَلمَنَم صدام حسين اِبنِ يزيد
شمر را اَلكرده ام وَجهَش سفيد
او يَكُشتونَ فقط واحِد نفر
اَلفَ از ناسَ اَناَ كردم شهيد

دلايل زنده بودن امام زمان (عج)
سوال :
دليل شيعه بر اينكه امام دوازدهم آنها هنوز زنده است چيست؟ در حاليكه در همان سردابي كه مدعياند غيبت صغري از آنجا شروع شده است از دنيا رفته است.
جواب اجمالي:
در پاسخ اين سؤال بيان ميشود كه: اصل مهدويت و انتظار مصلح جهاني مورد اتفاق تمام ملل و اديان و مذاهب ميباشد و هر ديني منتظر منجي ميباشد و دربارة حيات امام زمان ـ عجلالله تعاليفرجه الشريف ـ اين امر غير ممكن نميباشد ، زيرا در قرآن صريحاً افرادي از اولياءالله ذكر شدهاند كه داراي عمري طولاني بودهاند و اهل سنت هرگز در صحت اين روايات شك نميكنند به علاوه روايات زيادي نيز دلالت بر وجود امام عصر ـ عجل الله تعلي فرجه الشريف ـ دارد.
جواب تفصيلي:
يكي از مسائلي كه جزئيات آن مورد اختلاف شيعه و اهل سنت است مسئله مهدويت ميباشد. اين مسئله داراي ابعاد مختلفي ميباشد. مسائل مورد بحث در مهدويت عبادتند از: 1) اصل مهدويت و انتظار ظهور امام زمان ـ عجلالله تعالي فرجهالشريف ـ 2) امامت امام زمان(عج) درسن پنج سالگي و طـول عـمر امام زمان 3) فلـسفة عقيده شيـعه به وجـود امـام زمان(عج).
مسئله اول نه تنها مورد اتفاق شيعه و اهل سنت ميباشد بلكه تمام ملل و فرق و اديان منتظر ظهور مصلحي كل ميباشند تا در آخر الزمان بر اين عالم حكومت كند و بشريت را از ظلم رهايي بخشد. در زبور داود در اين باره ميخوانيم كه: « ... اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند بود هان بعد از اندكي شرير نخواهد بود...اما صالحان را خداوند تاييد ميكند... زيرا آنانكه از وي بركت يابند وارث زمين گردند.... و اما نسل شرير منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمين خواهند بود و ... [1]».
در اين باب زبور داود از ظلم و ستم و شر، سخن به ميان آورده است و بيان شده كه شر و ستم از بين خواهد رفت و صالحان وارث زمين خواهند شد. قرآن مجيد نيز از اين واقعه از زبور خبر داده و فرموده است: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»[2] . (ما در زبور نوشتيم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.)
در اناجيل اربعه نيز آمدن « پسر انسان» خبر داده شده است و به مردم دستور انتظار داده شده است[3].
دراسلام نيز بر اساس آيات و روايات نبوي مردم بايد به انتظار روزي باشند كه شخصي از اهل بيت پيامبر(ص) و از فرزندان فاطمه ظهور كند و بساط ظلم و ستم را برچيند و جهان را پر از عدل و داد نمايد.
اين عقيده در اسلام امري مسلم و غير قابل انكار ميباشد. تا جايي كه محي الدين عربي حنفي در فتوحات مكيه جلد 3 باب 366 تحت عنوان «وزراء المهدي ـ عجلالله تعالي فرجهالشريف ـ » بحث مفصلي را مطرح كرده و حتي شمائل حضرت را توضيح داده و به نام مبارك او اشاره ميكند.
ابن حجر در كتاب «الصواعق المحرمة» در شرح حال ائمه دوازده گانه به تفصيل سخن گفته و بابي به نام «الايات التي وردت في ذريه فاطمة ـ عليها سلام ـ » و «الايات التي وردت في فضائل اهل البيت» منعقد كرده است و در رابطه با حضرت مهدي ـ عجلالله تعالي فرجهالشريف ـ آيات زيادي را مطرح كرده است.
در سنن ابن داود كه يكي از كتب صحاح اهل سنت است بابي در اين رابطه به نام «كتاب المهدي» موجود است. در ساير كتب و صحاح اهل سنت روايات زيادي در اين باره ذكر شده است. در اينجا تنها به نقل سه روايت اكتفا ميكنيم و اهل تحقيق را به كتب مفصله ارجاع ميدهيم:
1ـ در روايات نبوي در بسياري از كتب اهل سنت آمده است كه: «لاتقوم الساعة حتي يلي رجل من اهل بيتي يواطؤ اسمه اسمي»[4]. (قيامت بر پا نميشود مگر اينكه مردي از اهل بيت من كه نام او همانند نام من است (محمد است) زمام امور را در دست گيرد).
2ـ جابر بن سمره نقل ميكند كه : « قال النبي ـ صليالله عليه و آله ـ : يكون اثنا عشر اميراً كلهم من قريش»[5]. (بعد از من دوازده امير كه همگي از قريش ميباشند خواهند آمد).
3ـ رسول خدا ـ صليالله عليه و آله ـ فرمود كه: «المهدي من ولد فاطمه»[6].
اما مسئله دوم و سوم مورد اختلاف شيعه و اهل سنت قرار گرفته شده است. از اين دو مسئله، مسئله دوم بيشتر مورد نزاع و بحث قرار گرفته است. مسئلة دوم خود به دو بخش تقسيم ميشود.
الف: امامت حضرت مهدي(عج) در سن پنج سالگي ب: طول عمر آن حضرت.
چون شبهه در رابطه با طول عمر آنحضرت ميباشد در اين جا به طور اختصار به اين قسمت پرداخته ميشود.
در رابطه با اين مسئله ما از طريق قرآن و حقايق ديني سخن ميگوئيم، گر چه بر اهل فن پوشيده نميباشد اگر چه اين مطلب كه امام زمان(عج) در سرداب از دنيا رفته است نياز به دليل و برهان است ولي از آن جا كه فرض بر اين است كه طرف سخن و صاحب شبهه كساني هستند كه قرآن را پذيرفته و به حقانيت آن معتقدند، ميگوئيم نبايد براي شما عمر طولاني يك ولي از اولياء خدا ماية تعجب باشد، زيرا قرآن كريم دربارة افراد گوناگون عمرهاي طولاني ذكر كرده است. در رابطه با حضرت نوح ـ عليه السلام ـ ميخوانيم كه او تنها قبل از طوفان 950 سال در بين قومش بوده و پس از طوفان هم مدتي زنده بوده است. «فلبث فيهم الف سنة الا خمسين عاماً[7]» تا جايي كه در تاريخ عمر حضرت نوح ـ عليه السلام ـ را 2500 سال هم گفتهاند.
همچنين در رابطه با حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ وفتي يهوديان گفتند كه ما او را به دار آويختهايم، قرآن كريم نظر آنها را رد ميكند و ميفرمايد: «خداوند عيسي را به آسمان برده است» «و ما قتلوه يقيناً بل رفعه الله اليه[8]» (او يقيناً كشته نشده بلكه خدا او را به سوي خود بالا برده است). بنا براين طبق آيات فوق و روايات زيادي كه در اين باره از پيامبر اسلام ـ صليالله عليه و آله ـ وارد شده است حضرت نوح ـ عليه السلام ـ عمري طولاني داشته و حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ نيز در حدود دو هزار سال است كه زنده است. پس چگونه نسبت به عمر امام زمان(عج) اين همه خدشه وارد ميشود و آن را بعيد فرض ميكنند؟ به علاوه در تاريخ معمّرين بسياري را نام بردهاند كه هر يك با اينكه بعضي ولي خدا نبودهاند عمرهاي طولاني داشتهاند. بالا تر از همه اينها، ما كه خدا را قادر مطلق ميدانيم چه بعدي دارد كه روي مصالحي خداوند ولي خود را در مدتي طولاني حفظ نمايد و او را دور از دسترس ديگران و غايب از ديد مردم نگه بدارد و از اين طريق بندگان خود را آزمايش نمايد.
به هر حال مهم اين است كه از نظر قرآن كريم عمر طولاني براي يك انسان ممكن است و تعجب اين است كه كساني كه به آيات فوق عقيده دارند به طول عمر امام عصر(عج) به شدت اعتراض ميكنند و آن را منكر ميدانند در حالي كه وقتي چيزي ممكن شد، فرقي بين مصاديق آن نميباشد.
عيسي مسيح ـ عليه السلام ـ زنده بماند يا مهدي موعود(عج) هر دو براي خدا ممكن است و مانعي ندارد.
-----------------------
[1] . كتاب مقدس، كتاب مزامير داود، مزمور 37، آيه 9 به بعد.
[2] . سورة مباركه انبياء، آيه 105.
[3] . رجوع شود به: انجيل متي باب 24، آيات 40 و 45 ـ انجيل مقدس، باب 13، آيه 27 ـ انجيل لوقا، باب 13، آيات 37 تا 41 ـ انجيل يوحنا، باب 14 ـ آيه 30.
[4] . مسند احمد حنبل، ج1، ص 376، و سنن ابي داود، ج4، ص 106 و صحيح ترمذي، ج4، ص 505 و ... . [5] . صحيخ نجاري، الجزء الرابع في كتاب الاحكام، ص 175، ط مصر، سنه 1355، و صحيح مسلم، كتاب الامارة، باب الناس تبع لقريش و الخلافه لقريش، ص 191، ج 2، چاپ مصر، سال 1348، صحيح ترمذي، ج 2، ص 45 و...
[6] . در بيشتر كتب اهل سنت از قبيل سنن ابي داود ج 4 و مستدرك حاكم جلد 4 در جاهاي مختلف ذكر شده است.ژ
[7] . عنكبوت آيه 14. [8] . نساء آيه 158.

پاسخ شوراي اسلامي به نامه سرگشاده
با سلام و ادب به اهالي محترم دهكويه بخصوص جوانان پر شور و با تعصب و دلسوز دهكويه . ضمن تشكر و قدر داني از آن ها به خاطر توجه به مسايل و نگراني از وجود مشكلات عديده دهكويه ، توقع داريم مشكلاتي را كه دوستان آقايان صبوري و فروزان و جمعي از جوانان عنوان كرده اند و همه آن را مي بينيم ، راه حلي عملي نيز براي آن ها ارائه نمود ه تا با كمك يكديگر و با حضور در كنار هم بتوانيم به حل آن ها بپردازيم . خواهشمند است اول عينك بدبيني از چشمان خود برداشته و با ديد انصاف نگاه كرده و اين همه الفاضي مانند : كار نكرده اند ، چرا بي توجهند ، چرا به فكر نيستند و ... به كار نبرند . به همان ترتيبي كه نوشته اند در حد توان پاسخ داده تا حقايق روشن گردد:
1 ـ نوشته اند چرا از جوانان نظر خواهي نمي كنند ؟ اتفاقا بيشترين نظرخواهي از جوانان است و ما هميشه در كنار مردم هستيم ، گوياي اين ادعا جوانان پر شور و تحصيل كرده كانون فرهنگي حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و جوانان مومن و دلسوز هيأت شيفتگان المهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و ديگر جوانان هستند كه مي توانند به آن ها مراجعه نموده تا شبهه را از ذهن خود دور كنند .
2 ـ اتفاقا هرگز بر اجراي كارها بر اساس افكار خود اصرار نداريم و هميشه خواستار نظرات و راهنمايي ديگران بخصوص جوانان تحصيلكرده هستيم و بر اين امر واقفيم كه رشد تكنولوژي و ارتباطات نو به حدي است كه همراهي با آن اجتناب ناپذير مي باشد و مديريت علمي جديد مي طلبد .
3 ـ ايجاد رفاه با وجود بودجه و اعتبار ميسر است ، مردم چقدر و به چه ميزان كمك مالي و خودياري در اختيار شورا و دهياري قرار داده اند ؟ آيا ايجاد پارك و فضاي سبز در روستاي همجوار، بودجه اش از آسمان آمده يا خودياري مردمي بوده است ؟ آيا خبر داريد كه در همان روستا مبالغ هنگفتي توسط مردم و خيرين سپرده گذاري شده و شورا از سود آن جهت عمرا روستا استفاده مي كنند ؟
4 ـ آيا خبر داريد براي آسفالت از سه راهي اتصال خيابان اصلي به طرف كارگاه بلوك زني تا پشت پاسگاه كه اعتبارات دولتي به اتمام رسيده ، شورا و دهياري مي بايست مبلغ 20/500/000 تومان پرداخت نمايند تا كار تمام شود، چه خون دلي خورده و چه مشقاتي تحمل كرديم تا آن را تامين كنيم ؟ !
5 ـ آيا همان پارك جنگلي كه جز يك تابلو چيز ديگري ندارد ، خبر داريد كه براي حفر چاه و يافتن آب ، تاكنون قريب بيست و پنج ميليون تومان هزينه شده است ؟
6 ـ آيا مطلعيد براي تهيه و انتقال وسايل بدنسازي مستقر در پارك شادروان حاج عباس به علاوه درخت 14 معصوم هفت ميليون 7/000/000 تومان و با خون جگر هزينه گرديده است .
7 ـ نمي دانم در جريان امر هستيد يا نه كه در مقايسه با روستاهاي ديگر بيشترين حجم مكاتبات به ادارات لارستان ، ادارات مركز استان و به نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي ، توسط دهياري و شوراي اسلامي دهكويه بوده است . بيشترين مراجعات به ادارات شهرستان و استان نيز توسط اين دهياري و شورا صورت گرفته . مقام اول و شوراي نمونه در بين روستاهاي استان فارس در سال 88 خود به خود به دست نيامده و گوياي اين مطلب است .
8 ـ آيا دوستان خبر دارند كه براي حفر چاه شرب در دامنه كوه كورده چقدر پيگيري و مراجعه صورت گرفته و چه حجمي از نامه ها ارسال و پاسخ داده شده تا مبلغ 187/000/000 يك صدو هشتادو هفت ميليون تومان اعتبار دولتي اختصاص و توسط اداره مربوطه جذب و هزينه گرديده است ؟
9 ـ آسفالت خيابان ساحلي پس از فاز اول طي دو فاز 50/000/000 پنجاه ميليون تومان و فاز سوم 90/000/000 نود ميليون تومان اعتبار دولتي به علاوه 20/500/000 بيست ميليون و پانصد هزار تومان خودياري به انجام رسيده . آيا اين اعتبارات خود به خود به دهكويه تخصيص يافته است ؟
10 ـ براي تخصيص سالن ورزشي به نظر شما خوب است چقدر مكاتبه ( بيش از 15 نامه ) صورت گرفته و چه ميزان مراجعه به استان ( 7 سفر حداقل دو روزه ) شده باشد ؟
11 ـ آيا فرماندار سابق لارستان خود به خود به دهكويه توجه داشته اند يا اين كه مي بايست با رايزني ها و ملاقات متعدد نظر ايشان جلب شده باشد ؟
12 ـ يكي از دغدغه هاي دهياري و شوراي اسلامي نيز حضور بيش از حد افراد غير بومي و تصرف اماكن و فضاهاي موجود و منازل روستا توسط آن هاست . آيا اين امر فقط طي 3 الي 4 سال اخير اتفاق افتاده يا ريشه در 40 سال قبل دارد ؟ وقتي بعضي از اهالي براي افراد غير بومي احترام و ارزش بيش از افراد بومي قائلند و هر برخوردي توسط شورا با واكنش اين افراد روبروست ، چگونه انتظار حل اين معضل مي رود ؟ براي حل اين معضل نياز به عزم عمومي است و مردم بايد كمك كنند . چرا كه طبق قانون و به روند معمولي هر ايراني هر نقطه از ايران را مي تواند به عنوان محل سكونت انتخاب كند . افراد سودجو و فرصت طلب براي دريافت سود بيشتر حاضرند منازل و زمين هاي خود را به هر كس فروخته و يا اجاره دهند . مي دانيم كه با رفتن افراد با سواد و با فرهنگ و متمول ، افرادي ضعيف و بيشتر مشكل دار ، هم مالي و هم فرهنگي جايگزين شده اند . عقلا و دلسوزان راه حل عملي و منطقي ارائه كنند .
13 ـ نصب عابر بانك براساس اعتبار بانك مستقر در محل مي باشد . وقتي اهالي ، پول هاي خود را طي چند سال گذشته از بانك هاي دهكويه كشيده و به ديگر بانك ها بخصوص بانك هاي روستاي همجوار برده اند و درجه و رتبه بانك نيز تقليل يافته ، چگونه مي توان انتظار اين توقع را داشت ؟ كما اينكه دهياري و شوراي اسلامي مصرانه موضوع را پيگيري كرده اند .
14 ـ هرگز ادعا نداشته ايم كه ما از همه توانايي بيشتر داريم و هميشه دست كمك به طرف اهالي فهيم و دلسوز دراز نموده تا از نظر فكري و هم عملي و هم ارائه طريق ما را ياري نمايند . شاهد ادعاي ما تشكيل جلسات متعدد شورا با صاحب نظران و دانش آموختگان در سه سال گذشته مي باشد و در جلسات عمومي متاسفانه از سوي مدعيان استقبال كمي صورت مي گيرد . چرا مدعيان هنگام عمل به انجام وظايف و هم زمان ثبت نام براي عضويت در شورا پا پيش نمي گذارند ؟
خدا را شاكريم كه به ما توفيق احساس مسووليت و خدمتگزاري به زادگاه خود عطا فرموده و در حد توان و مقدورات از سطح ادعا گذشته و جهت رفع مشكلات تلاش مي نماييم .
15 ـ آيا به قول خودتان به جاي تمسخر از عملكرد شورا و تخطئه آن و تهمت و غيبت و بدزباني و انجام گناه و معصيت و اشاعه اين فرهنگ زشت توسط برخي افراد كه نسبت به شورا و دهياري و پايگاه مقاومت و جوانان مومن ، دلسوز ، فرهيخته و ولايي كانون فرهنگي حضرت وليعصر ـ عجل الله تعالي فرجه ـ صورت مي گيرد ، نمي شود با متانت و صبر و حوصله و دوستانه و با گوشزد كردن مشكلات و تشكيل جلسات البته همراه با راه حل عملي به آن ها پرداخت ؟ از شما عزيزان توقع همراهي ، همفكري و همكاري داريم و مي خواهيم با كسب اطلاع از اعضاي شورا و دهيار ، به اينگونه ذهنيت هاي خود پاسخ دهيد.
16 ـ در مورد ورودي بيشترين مكاتبات و مراجعات و تلاش هاي صورت گرفته چه در شهرستان و چه در سطح استان ، نامه به رياست جمهوري و حتي مكاتبه با مقام معظم رهبري مربوط به همين ورودي است ، اما متاسفانه داراي مشكل قانوني است كه مي بايست توسط اداره راه اين معضل رفع گردد .
17 ـ پاسخ به يك مورد از متن صفحه 4 ماهنامه پسين در خصوص شهرداري ، مشكل عدم تاسيس شهرداي مساله جمعيت است كه مطابق آمار سال 85 زير 4هزار نفر ثبت گرديده و اين قانون همچنان باقي است و تاسيس شهرداري با حداقل جمعيت 3500 نفر هنوز به صورت قانون در نيامده است . در جلسه حضوري با نماينده مردم كه اخيرا صورت گرفته قول مساعدت و پيگيري را داده اند تا كي عملي شود ، بستگي به عملي شدن اين قول دارد ؟
و نكته آخر اين كه نوشتن اين مطالب به منزله اين نيست كه خود را از خطا و اشتباه مصون و منزه بدانيم و بيش از هر زمان ديگر نياز مبرم به مساعدت و راهنمايي داريم .
شوراي اسلامي دهكويه
جواب به نامه سرگشاده توسط يكي از همشهريان
ضمن عرض سلام و ادب خدمت تمامی خوانندگان محترم ماهنامه ی پسین بخصوص جوانان پرشوری که در راه اعتلای نام دهکویه در تلاش و تکاپو هستند و خواهان اصلاح و پیشرفت جامعه و سوق آن به یک جامعه ی آرمانی با کمترین مشکلات موجود می باشند. بنده به عنوان یک شهروند که در بطن جامعه قرار دارم و از دور نظاره گر عملکرد شورا و دهیاری هستم، برخود لازم دانستم که در جواب به جوانان و همشهریان عزیز مطالبی را عنوان کنم،
در طلیعه ی کلام، ذکر این نکته را واجب و ضروری می دانم که مطمئناً جوانان عزیزی چون آقایان صبوری و فروزان خیرخواه روستا هستند و آنان نیز مانند بسیاری افراد دیگر دوست دارند جامعه ای متمدن و با فرهنگ داشته باشیم و از باب دلسوزی این مطالب را عنوان نموده اند. پس، این اقدام آن ها فی نفسه مشکلی ندارد، اما وقتی به محتوای مطالب نظری می افکنیم می بینیم که ذکر چندین نکته لازم و ضروری است تا با دید منطقی و معقول به قضایا نگاه کنیم و اذهان عمومی را از مسیر اصلی خود منحرف نکنیم:
1- مواظب باشیم انتقاد ما انتقاد سازنده ای باشد نه مخرب. به نظر شما انتقادی که در نتیجه ی عدم آگاهی از بسیاری از مطالب و مشکلات باشد و فقط به مشوش نمودن افکار عمومی بینجامد، این انتقاد را انتقاد سازنده ای می نامند یا مخرب؟ البته قدرت تخریب این انتقاد در صورت جواب دادن مسوولین به آن کم خواهد شد، اما بنده معتقدم قبل از آن که ما همه ی دستاوردها و زحمات را زیر سوال ببریم، در گام اول می توانیم با مسوول محترم شورای اسلامی جناب آقای رنجبری صحبتی داشته باشیم و از ایشان بخواهیم که علت این مشکلات چیست؟ آیا برای حل آن اقدامی شده است؟ محدوده ی عملکرد شورا در مورد مشکل به چه میزان است؟ و ... سپس اگر دیدیم ایشان در مورد حل قضیه حاضر نیستند گامی بردارند، دست به قلم ببریم. دست به قلم بردن در مرحله ی اول زمانی اتفاق می افتد که به مسوول دسترسی نداریم. بنده از نزدیک با آقایان رنجبری، احمدی و خانم اصیل صحبت های زیادی کرده ام و از تمامی این ملاقات ها حتی یک بار هم ندیده ام که این افراد دلسوز روستا نباشند و نسبت به قضایا بی اعتنا باشند. حتی اگر نمی توانند از لحاظ مالی اقدامی انجام دهند، از لحاظ مدیریتی و کلامی تمامی هم و غم خود را به کار می برند تا مشکل حل شود. آیا صحبت کردن با این عزیزان جهت آگاهی از اوضاع کار سختی است؟ به شما قول می دهم افرادی چون آقای رنجبری و خانم اصیل با کمال میل پاي صحبت شما نشسته و افرادی نیستند که از سر لجاجت بنای ناسازگاری را در پیش گیرند. از طرفی دیگر می دانیم که ذکر این مطالب در جراید باعث می شود که همه ی افراد این مطالب را بخوانند و نسبت به شورا و اقدامات آن بدبین شوند، چون از مسائل ناآگاهند و این بدبینی باعث می شود که راه نگرش حقیقت جویی بر انسان بسته شود و افراد نتوانند با دید منطقی به قضایا و مشکلات نگاه کنند. احساس مي كنم بسیاری مطالب عنوان شده در ماهنامه به خاطر ناآگاهی از مسائل بود و با دیدی غیر منطقی تمامی مشکلات موجود به دوش شورا انداخته شده بود.
2- مشکل دومی که باید در بین برخی از همشهریان عزیز ذکر گردد، ناآگاهی بسیاری از ما از محدوده ی عملکرد شورا و دهیاری است. احساس می کنم هنوز بسیاری از افراد جامعه نمی دانند که شورا چه وظایفی را بر عهده دارد و چه اختیاراتی دارد. شورای اسلامی حتی یک ریال بودجه ی مصوبه ندارد و این بودجه یا باید از دهیاری تأمین شود یا خودیاری مردمی. دهیاری هم آن چنان بودجه ای ندارد و بودجه ی دهیاری نیز بیشتر از محل دریافت عوارض ساخت و ساز و امثال آن تأمین می شود. شورای اسلامی نقش پیگیری امور را به عهده دارد.شورا موظف است تمامی مشکلات را به گوش مسوولین برساند و از آنان تقاضای رفع مشکل نماید. حال در این جا شاید مسولین مربوطه قادر به رفع 90 درصد مشکلات شاید هم 10 درصد باشند ولی این بودجه را مستقیماً در اختیار شورا قرار نمی دهند. از طرفی دیگر آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که سطح مشارکت مردمی در روستای خودمان نسبت به برخی روستاهای دیگر چقدر است؟ جواب اینست که سطح کمک های مردمی به مراتب بیشتر از بسیاری روستاهای دیگر است، اما بسیاری از افراد نمی دانند این هزینه های خیریه را در چه اموری مصرف کنند. کمک مردم زیاد ولی اصطلاحاً برکت و پیشرفت امورکم. علت به نظر شما چیست؟ یکی از دلایل آن اینست که در روستای ما هر کسی می خواهد ساز خودش را بنوازد. به عنوان مثال وقتی می گویند پخت در روز عاشورا به اندازه ی 5 میلیون کافیست، می بینیم طوری پخت شده که به طور متوسط به هر نفر 3 تا 5 پرس غذا می رسد. اگر پول باقی مانده صرف پیشرفت امور روستا می شد آیا امام حسین(علیه السلام)، راضی تر نبود؟(چون هر انسان با منطقی از اسراف خوشش ن می آید) آیا جامعه ی ما آبادتر نبود؟ پس چرا ما با دید سطحی به قضایا نگاه می کنیم و وقتی می خواهیم کار خیر کنیم افق دید خود را افزایش نمی دهیم. به نظر شما چند بنای خیریه در روستا درست شده که مهم تر از آن بنا، امور بسیار مهم تری بوده و هست ولی به آن پرداخته نشده؟(جواب این سوال را به عهده ی خودتان وا می گذارم.) پس اگر می خواهیم دهکویه ای آباد داشته باشیم باید خودمان آستین ها را بالا بزنیم و با تفکر منطقی و صحیح بدانیم صرف هزینه در کدام یک از امور مهم تر است. نباید منتظر امداد های غیبی و آسمانی باشیم. ابتدا باید خودمان نهایت سعی و تلاش خود را بکنیم، سپس نتیجه ی کار را به خدا بسپاریم. وقتی که همیاری مردمی بدین شکل صورت مي گیرد و نیازهای روستا نیز از طرف مسوولین به صورت کامل پاسخ داده نمی شود، پس ما باید چه انتظاری از شورایی داشته باشیم که یک ریال بودجه ی اعتباری ندارد؟ برخی افراد می گویند این همه زمین فروخته شد پس پولش کجا رفت؟ جواب اینست که بنا به گفته ی مسوول شورا اولاً زمین قابل توجهی به فروش نرسیده و ثانیاً هزینه ی زمین های فروخته شده صرف اموری از قبیل آسفالت پل مقابل کارگاه شاکری شده است. یه سری کارها را نیز می توانیم ببینیم از قبیل تزئین فلکه، خرید وسایل برای بدنسازی و پارک کودک، حفر چاه پارک جنگلی و ... بقیه را نیز باید بیاییم و بپرسیم و اگر دیدیم واقعاً این هزینه ها صرف نشده آن وقت دست به قلم ببریم. بنابر این، محدوده ی کار شورا پیگیری و نظارت است و هزینه ها باید توسط مسوولین به تصویب برسد و خود مردم با تفکر منطقی، هزینه ها را به سمت عمران و آبادانی روستا بکشانند و در قبال آن، از شورا بخواهند که به آن ها جواب دهد که هزینه در چه راهی مصرف شده است.
3- مشکل سومی که باید بدان پرداخته شود آنست که بسیاری از ماها همه ی کارها را به شورا واگذار کرده ایم و خودمان نظاره گر و منتقد هستیم و بعضی اوقات آنان را از فعالیت نیز دلسرد می کنیم. اعضای 5 نفره ی شورا مانند 5 انگشت یک دست هستند که باید دستی دیگر به کمک آن ها بیاید تا این دو دست با هم صدا داشته باشد و افتخار بیافریند. ما نباید تنها آنان را مسوول بدانیم. به مصداق حدیث "کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته" همه ی ما مسوولیم. وقتی که بنده می بینم حیوانات برگ درختان را خورده و مانع رشد آن ها می شوند مسوولم که به عنوان همشهری مانع این کار شوم. وقتی می بینم روستا از لحاظ فرهنگی در حال افت یا یکنواختی شده باید برای رفع این مشکل چاره ای بیندیشم.چرا همه ی ما نشسته ایم و منتظریم مسوولین کاری بکنند؟ برویم و بازوی توانمند آن ها باشیم تا آن ها دلگرم شده و فعالیت کنند نه این که درصدد تخریب آن ها برآییم. بنده معتقدم که عده ای از همشهریان ما نسبت به مسوولیت خودشان در قبال شهر و افراد جامعه بی تفاوت هستند، عده ای نیز درصدد تخریب هستند و عده ی کمی دلسوزند، منظورم از دلسوز،آن دلسوزیي است که در عمل باشد نه با حرف زدن. چون حرف زیاد زده می شود ولی غافل از آنیم که "به عمل کار برآید به سخندانی نیست " احساس می کنم این روستا جوان های توانمندی دارد که اگر بخواهند روستا را به پیشرفت برسانند، حتی اگر شورایی نباشد هم می توانند به بسیاری از اهداف برسند اما دریغا که اکثر مردم اهل حرفند نه عمل. دلشان می خواهد پیشرفت کنیم اما حاضر نیستند برای پیشرفت، از جان و مال و فکر و ذهن خود مایه بگذارند و این، مشکل ماست. وقتی که خود مردم نخواهند پیشرفت کنند، مسوول تا چه حد می تواند جامعه را به پیشرفت برساند؟ بنابراین بیاییم اول خودمان در عمل نشان دهیم دلسوزیم و به حرفهایمان جامه ی عمل بپوشانیم و با شورا و دهیاری دست در دست هم داده و به آن چه می خواهیم برسیم و سطح تفکر خود را از به فکر خود بودن برسانیم به حدی که تمام هم و غم مان جامعه و افراد جامعه باشند نه خودمان و زندگی مان، چون اگر به فکر جامعه و افراد آن بودیم، موانع شخصی خودمان را نیز خداوند برطرف خواهد کرد.
4- مشکل چهارم آنست که ما حد و مرزی بین خود و اعضای شورا قائل شده ایم و آنان را از خودمان جدا کرده ایم. سوال اینجاست که مگر شورا افرادی جز اهالی دهکویه هستند؟ مگر از جایی دیگر آمده اند؟ مگر خودمان نبودیم که با دستان خود رأی را در صندوق انداخته و این افراد را انتخاب کرده ایم؟ پس این افراد از جنس مردم و در بطن جامعه هستند و آنان نیز مانند شما دلشان می خواهد جامعه عاری از هر گونه مشکل باشد، چون خود و خانواده خودشان هم در رفاه و آسایش قرا می گیرند. ولی مشکل اینجاست که اختیارات آنان محدود است. احساس می کنم که بعضی از افراد، شورا را نهادی با بودجه ی میلیاردی در نظر می گیرند که حقوق میلیوني دارند و بودجه ی تخصیص یافته به روستا را نیز تصاحب می کنند. اعضای شورای اسلامی بدون هیچ گونه حقوق و دستمزدی در حال فعالیت اند و این افراد را خودمان انتخاب کردیم، پس چرا از انتخاب خودمان حمایت نکنیم؟ عدم حمایت از انتخاب خودمان توهین به خودمان است یعنی این که به طور غیر
مستقیم می گوییم ما بلد انتخاب کردن نیستیم. بنده از افرادی که در روستای خودمان بوده اند و مدتی را اینجا زندگی کرده اند شنیده ام که می گویند" یک مزیت روستای شما داشتن شورای خوب است شما هنوز شورای مکان های دیگر را ندیده اید وگرنه می دانستید شورای بد یعنی چه چون ما هنوز اعضای شورایمان را نمی شناسیم". اگر شورای خودمان این قدر که بعضی ها فکر می کنند بی کفایت بود، به عنوان شورای نمونه ی استان شناخته نمی شد. سطح مکاتبات و پیگیری های این شورا، که وظیفه ی اصلی اش می باشد، در سطح استان حرف اول را می زند. پس چه شده است که ما همه ی نقاط مثبت آنان را نادیده گرفته و می گوییم چرا این افراد دارای افکار دمده هستند و کار آنچنانی انجام نمی دهند؟ بنابراین ما به لحاظ وجدانی موظیم آنان را حمایت کنیم تا به فعالیت ها دلگرم شده و مشکلات را با همکاری همدیگر یکی پس از دیگری با توکل بر خدا رفع نماییم.
5- مشکل پنجم بنده و امثال بنده (چون خودم هم جزیی از این اهالی عزیز هستم) آنست که از قوانین و مقررات کشوری اطلاع چندانی نداریم و تنها سلاح ما گوش دادن به شایعات و تهمت های موجود است. مثلاً بسیاری از مردم این صحبت را زمزمه می کنند که دهکویه قابلیت تبدیل شدن به شهر را دارد ولی شورا مانع آن شده است. طبق قوانین و مقررات موجود در نظام کشوری روستای کمتر از جمعیت 3500 نفر نمی تواند به شهر تبدیل شود. این، قانون صریح نظام است و هنوز اجازه ی شهر شدن روستاهای پایین 3500 نفر داده نشده است. وقتی هنوز از مقامات رده بالا این اجازه داده نشده چگونه یک شورا می تواند با اختیارات محدود خود روستا را به شهر تبدیل کند؟ بنده نمی گویم که در این زمینه کوتاهی شده یا نه، چون از همه ی قضایا مطلع نیستیم و به عنون عضوی از شورا نیستیم اما از این قانون مطلع هستم. یا اینکه سوال شده چرا در روستا عابر بانک نداریم، وجود دستگاه عابر بانک مستلزم وجود و شرایط و امتیازاتی است که در صورت وصول این امتیازات، دستگاه عابر بانک به بانک داده می شود. یکی از دلایل کمبود امتیازات بانک، سیل عظیم پول های همشهریان به بانک های روستا ها و شهر های اطراف است. بنده در مورد علت آن هیچ بحثی ندارم اما این را می دانم که با مهاجرت پول های مردم به اطراف، بانک روستای خودمان دارای شرایط کامل جهت دریافت عابر بانک نیست.
6- مشکل ششم قابل ذکر آن است که برخی از افت و پسرفت های موجود به فرهنگ غلط جامعه ی ما بر می گردد و نباید شورا را مقصر بدانیم. بر فرض مثال، عملیات درختکاری و ایجاد فضای سبز در خیابان ساحلی سال گذشته با تلاش و فعالیت جوانان کانون حضرت ولی عصر(عجل ا... تعالی فرجه الشریف) و با همکاری شورا و دهیاری انجام پذیرفت، اما در طول این یک سال، این افراد با مشکلات عدیده ای جهت نگهداری درختان مواجه شده اند. بعضا دیده شده است که برخی نوجوانان و نونهالانی که از آنجا عبور می کنند، حصار های دور درختان را از جا کنده و بیرون می اندازند. به نظر شما مسوول این بی فرهنگی کیست؟ آیا اعضای شورا و دهیار می توانند ساعت سه شب آنجا کشیک دهند؟ طبیعتا این کار شدنی نیست، ولی هنوز فرهنگ درختکاری در جامعه ی ما رواج نیافته است و یا درختان را از ریشه بیرون می آورند یا حصار ها را بیرون می اندازند. پس همه چیز را به گردن شورا نیندازیم. سعی کنیم فرهنگ روستا را پیشرفت دهیم.
و اما بپردازیم به برخی مطالب مندرج در ماهنامه (شماره ی قبلی):
الف- شما فرموده اید که ماهنامه ی پسین را رفیق خویش قرار داده اید. سوال بنده این است، آیا واقعا این قدر با مسوول شورا و دهیاری بیگانه اید؟ آیا این افراد رفیق شما و دلسوز روستا نیستند؟ آیا از تعداد مراجعات هفتگی و روزانه ی آقایان رنجبری و احمدی به شهرستان و استان جهت پیگیری امور خبر دارید که به راحتی بدین طریق حاضرید در مورد آنان قضاوت کنید؟ آیا شما که از زاویه ای دور جریانات را مشاهده می کنید، از نزدیک در جریان مشکلات موجود جهت رسیدن به تحقق اهداف هستید؟ به نظر بنده مشکلات و انتقادات بر شورا وارد است و این مجموعه نیز مانند مجموعه های دیگر عاری از خطا و نقص نیست، اما نمی توان به این صورتی که شما مطالب را عنوان کرده اید آن ها را زیر سوال برد. به نظر بنده از ماهنامه ی پسین رفیق تر برای شما همان آقایان رنجبری و احمدی بودند. مگر چه می شود که با عده ای از جوانان ائتلافی را تشکیل دهیم و به عنوان یاوران شورا قسمتی از وظایف شورا را به عهده بگیریم و عاشقانه جهت پیشرفت روستا فعالیت کنیم.
ب- شما فرموده اید دهکویه روزگاری حرفی برای گفتن داشت اما الان پسرفت کرده است. همه ی ما این پسرفت را قبول داریم، اما سوال من اینجاست، آیا تمام تقصیر ها را باید به دوش شورا انداخت؟ بارها و بارها از بسیاری از افراد شنیده ام که می گویند: "حیف آدم که برای دهکویه کار کند." وقتی این طرز تفکر در بین افراد جامعه ی ما رواج دارد و کسی حاضر نیست از خود مایه بگذارد و اکثر افراد به زندگی خود چسبیده اند، چگونه می توانیم با این طرز تفکر بگوییم تمام تقصیر ها بر گردن شوراست؟ شورا در این قضیه بی تقصیر نیست اما قبول داشته باشیم که افراد جامعه ی ما هم دچار سستی اند و این گونه صحبت ها را لق لقه ی زبا نشان کرده اند. مثلا در مورد امور علمی روستا مثال بزنم. بسیاری از افراد جامعه ی ما می دانند که برخی از معلمانی که در روستا جهت تدریس می آیند، صلاحیت تدریس به دانش آموزان ما را ندارند. آیا اتفاق افتاده است که والدین ما به فکر بیفتند و بگویند به خاطر پیشرفت علم فرزندانمان چند نفر با هم جمع شویم و به اداره رفته و به عنوان نماینده ی والدین مشکلات علمی روستا را مطرح کنیم و آن را پیگیری کنیم و بر روی قضیه اصرار کنیم؟ بسیاری از افراد جامعه مان در عمل ثابت کرده اند که خواهان پیشرفت نیستند اما در حرف زدن، متاسفانه کم نمی آورند.
ج- شما فرموده اید چرا اعضای شورا از نظرات جوانان استفاده نمی کنند. به نظر بنده این انتقاد، انتقادی از سر نا آگاهی است. مراجعات مکرری که بنده به عنوان یک جوان خدمت شورا و دهیار داشتم این حرف شما را تکذیب می کرد. اتفاقا با آغوش باز این عزیزان از نظرات جوانان استفاده می کنند ، گویای این مدعای بنده حضور پر شور اعضای کانون حضرت ولی عصر (عجل ا... تعالی فرجه الشریف) و تشکیلاتی از این قبیل در امور روستاست که نه تنها مسوولین به آنها میدان داده و سعی می کنند از آنان حمایت کنند، بلکه از لحاظ مالی نیز با آنان همکاری می کنند. در ویژه نامه ی منتشر شده از طرف کانون در خرداد 89 نوشته شده بود که بیش از 2 میلیون تومان از طرف دهیاری و شورا به آنان کمک شده بود تا در پیشرفت امور روستا فعال باشند و فعالیت های آنان مدام زیر نظر خود مسوولین صورت می گیرد. آیا این حمایت نیست؟ به نظر بنده بهتر است این ادعا را تجربه کرده و با همکاری جوانان بیاییم و دست در دست یکدیگر، جامعه را آباد کنیم و نگوییم که مسوولین از نظرات جوانان استفاده نمی کنند.
د- شما فرموده اید چرا مسوولین در مسیر موج تفکر، عقاید و خواسته های جوانان حرکت نمی کنند؟ اولا این موج تفکر و عقاید چه عقایدی هستند؟ ثانیا جوانان خواسته های بسیار زیادی دارند. کمترین خواست یک جوان این است که روستا باید یک استخر سرپوشیده، یک زمین چمن، یک سینما و ... داشته باشد اما شورا وظیفه اش آن است که این خواسته ها را به گوش مسوولین برساند و آنان هستند که باید تصمیم بگیرند آیا این امتیازات را به روستای دهکویه اختصاص دهند یا نه، بنده قبول دارم که شورا باید مصرانه بر این امور تاکید ورزد و تمامی امور را پیگیری کند، اما حرف شما چیزی فراتر از واقعیت است،
هـ- در چند شماره ی قبل ماهنامه ی پسین عنوان شده بود که " اعضای شورا در مسجد اباالفضل حضور پیدا نمی کنند." اولا این امر مسئله ی شخصی است، شاید این افراد بخواهند در منزل نماز خودشان را بخوانند، فکر نکنم این مسئله ربطی به اداره و پیشرفت روستا داشته باشد. ثانیا اکثریت اعضا حضورشان در مسجد مشاهده می شود .
و- شما مستحضر هستید که این ماهنامه در مکان های بسیاری توزیع می شود و از طریق آن بهتر است عظمت و خوبیهای روستا را به رخ دیگران بکشیم، طوری که دیگران بدانند که ما توانمندی های زیادی نیز داریم، نه آن که مشکلات را طوری جلوه دهیم که دیگران احساس کنند دهکویه پر از مشکلات است. به عبارت دیگر به نظر می رسد بهتر باشد مشکلات موجود را در خود روستا مطرح کرده و با کمک همدیگر آن را حل کنیم و تا جایی که می توانیم مانع آن شویم که دیگران برداشت منفی از روستایمان داشته باشند. خدا را شکر دهکویه توانمندی های بسیار زیاد و استعداد های نهفته ی فراوانی دارد که نباید از آن ها چشم پوشی کنیم.
ز- شما پس از این همه انتقادها، که به دلایل ذکر شده در بالا منصفانه به نظر نمی رسد، گفته اید که از مسوولین هیچ توقعی نسبت به پاسخ کتبی ندارید. مگر می شود پس از اینهمه انتقاد که ذهن مردم را به سمت بدبینی سوق داده انتظار داريد آنان ساکت بنشینند و پاسخ ندهند؟ اگر شورای محترم در این شماره پاسخ ندهد، این نشانگر آن است که تهمت های وارده را پذیرفته است. بنابراین از شورا تقاضا دارم در صورت عدم پاسخ به شبهات وارده در این شماره حتماً در شماره ی بعدی روشنگری نمایند و هر شبهه ای را بی پاسخ نگذارند.
در پایان ذکر این نکته را نیز لازم می دانیم که بنده نیز مانند شما منتقد هستم، چون معتقدم که انتقاد بر عملکرد، امری ضروری است و هیچ کس منزه از این اشتباه نیست، اما حرف بنده آن است که در نحوه ی انتقاد باید دقت شود و انتقاد به گونه ای صورت گیرد که نتیجه ی مثبتی به ارمغان آورد. امیدوارم همه ی ما در کنار شورا و دهیاری دست به دست همدیگر داده و باری از دوش جامعه و مسوولین برداریم و احساس کنیم که همه ی ما یاوران شورا هستیم و باید به آبادانی روستا بیندیشیم. هدف نهایی ما سربلندی نام دهکویه است و در این راه باید همه ی ما سختی های زیادی زا متحمل شویم و کسب افتخار و سربلندی میسر نخواهد شد مگر با تلاش، کوشش، همفکری و همیاری.
يك همشهري
مـهـاجـرت سـكه دو رو
امير منفرد
( بخش اول )
آنچه خواهيد خواند گوشه هايي از موقعيت ها و ناكامي هايي است كه در رابطه با مهاجرت به وجود مي آيد . آمال و آرزوهايي كه يك جوان با مهاجرت به آن دل مي بندد كه شايد هرگز بدان نرسد. خواندن خاطرات و تجربه هاي افراد در رابطه با مهاجرت و آرزوهاي آنان درس عبرتي است براي آنان كه نسنحيده راهي را مي پيمايند كه تجربه گراني را مي طلبد .
قبل از بيان خاطرات بهتر است كمي بيشتر از مهاجرت و علل آن مورد بررسي قرار گيرد .
همانگونه كه مي دانيم امروزه مهاجرت به صورت دائم يا موقت در دهه هاي اخير به پديده اي عالمگير مبدل شده كه گروه ها و قشرهاي مختلف مانند انديشمندان ، متخصصان ، صاحبان سرمايه و كارگران را شامل مي شود. معمولا اين مهاجرت ها بنا به انگيزه هاي متفاوت اقتصادي ، سياسي ، و فرهنگي صورت مي گيرد .
بنا به دلايلي كه ذكر خواهد شد عمده مهاجرت نيروهاي متخصص و تحصيل كرده كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي صنعتي ، در دهه 1960 و 70 ميلادي چنان حاد شده بود كه از آن به عنوان پديده فرار مغزها ( barain drain) ياد مي كردند .
در آن سال ها بسياري از نيروهاي جوان و مستعد كه به قصد ادامه تحصيل به كشورهاي صنعتي روي مي آوردند پس از اتمام تحصيل در كشورهاي محل تحصيل رحل اقامت افكنده و براي هميشه وطن خود را ترك مي كردند . در نتيجه ، كشورهاي در حال توسعه هم از لحاظ مالي متحمل زيان هاي سنگيني مي شدند و هم اين كه با كمبود شديد نيروي متخصص روبرو مي گرديدند .
هر چند كشورهاي در حال توسعه از آن زمان به بعد كوشيدند با استفاده از راه كارهاي مختلف از ميزان مهاجرت ها بكاهند و يا مهاجران را بازگردانند ، با اين حال روند مهاجرت به ويژه در ميان دانشگاهيان همچنان ادامه دارد و به عنوان مسأله اي ناخواسته ، كشورهاي در حال توسعه را با مشكل مواجه ساخته است . به عنوان مثال : در سال 1980 ميلادي از ميان دانشجوياني كه براي تحصيل به خارج رفته اند حدود 900 هزار نفر جلاي وطن كرده اند . اين رقم در اواخر دهه 90 بر اساس آمار يونسكو به 1/5 ميليون نفر افزايش يافته است .
مشكل مهاجرت نيروهاي متخصص در كشور ما نيز مانند ساير كشورهاي در حال توسعه وجود دارد .
از سال 1369 تا سال 1377 تعداد 151 عضو هيأت علمي دانشگاه هاي دولتي كشور به قصد ماموريت تحصيل و عناوين ديگر كشور را ترك كرده و برنگشته اند.
مهاجرت ايرانيان به ديگر كشورها از جمله آمريكا و كانادا بر اساس آنار منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد سال 1993 حدود 240 هزار نفر بوده اند . البته اين آمار اعضاي هيأت علمي و استادان دانشگاه هاست و افراد عادي را شامل نمي شود .
آن چه كه به آن پرداختيم مهاجرت هاي برون مرزي بود كه به اختصار توضيحاتي داده شد . عمده مطالب و علل و عوامل به وجود آمده ، خسارات ناشي از مهاجرت و پيامدهاي ناگوار آن براي كشور در قسمت بعد به آن خواهيم پرداخت . چيزي كه مي خواهيم به آن بپردازيم در مقياس كوچكتر آن يعني مهاجرت درون كشوري است كه پيامدها و عواقب خطرناك در پي ندارد . اما مهاجرت هاي بي رويه اي كه در دهه هاي اخير به سمت شهرهاي بزرگ شدت گرفته است ، قابل تامل است .
در طول دهه هاي اخير جمع كثيري از خانوارها ، به ويژه در كشورهاي در حال رشد از مناطق روستايي به شهر و يا از شهرستان هاي كوچك به شهرهاي بزرگ روي آورده اند كه فشار بيكاري و فقر ، جاذبه هاي كاذب شهرهاي بزرگ و زندگي بهتر در آن شهرها دليل اصلي اين مهاجرت هاست .
مهاجرت گاهي اوقات به دنبال خود سرگرداني ها و عواقب وخيمي را به دنبال دارد . هنگامي كه خانواده اي به مهاجرت اقدام مي كند يا وادار به اينكار مي شوند و به مكاني ناشناس و جديد يا محيط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي متفاوت كوچ مي نمايد ، با انبوهي از نيازها و يادگير هاي جديد روبرو مي شود .
روستائياني كه به شهرهاي بزرگ و پر جمعيت روي مي آورند نمونه اي از اين دسته اند كه ناچارند براي ادامه زندگي خود در شرايطي كاملا متفاوت به تلاش بپردازند . لذا بايد در اين تضاد به مبارزه بپردازند و آنچه مهم است سواد از جنبه هاي بسيار ضروري زندگي است . مهاجران روستايي بي سواد قادر نيستند به سادگي امور محوله خويش را به خوبي انجام دهند و زود خود را با نيازهاي پيچيده تري روبرو مي بينند كه از جمله برقراري ارتباط با فرهنگ جديد از مهم ترين امورات است .
غوطه ور شدن در فرهنگ جديد و بعضا متضاد با گذشته فرد، معمولا تجربه اي تلخ را براي مهاجرين به ارمغان مي آورد و درصد كمي از مهاجرين به شهرها را افرادي كه از دهك هاي بالاي درآمدي برخوردارند تشكيل مي دهند و اكثريت آنان از راه كار در بخش غير رسمي زندگي خود را مي گذرانند .نداشتن هدف روشن اين عده حداكثري براي مهاجرت آنان را به انجام مشاغل كاذب سوق مي دهد كه اين عمل فرصت هاي يك زندگي مناسب را از آنان سلب مي نمايد .
انشاء الله در شماره بعد به بررسي علل ناكامي آمال و آرزوهاي مهاجرين و روي آوردن مجدد به زادگاهشان به آن خواهيم پرداخت.
ايمان بياوريم به يكدلي و وحدت
(آرش زارعي)
مصيبت بار است اگر دست به دامان گروهي شويم كه اگر ركود فكري ندارند ، نمي دانم چه چيزي دارند كه ديگر دلشان براي دهكويه نمي تپد . فرار مغزها ، توانمندها و داراها ـ فرار كه نه مهاجرت ـ نه تنها در دهكويه خودمان كه در جامعه ايران بيش از هر جامعه ديگر است . اگر آن هايي كه مي دانند و مي توانند در دهكويه مي ماندند ، دهكويه چه مي شد ؟ مي خواهيد يكي يكي يكي يكي برشمارم تا به ياد بياوريم كِه ها داريم و كجايند ؟ بي شك جا دادن اين افراد در دهكويه اي كه نه موقعيت مكاني ، نه اقتصادي و نه فرهنگي مناسب دارد و نه وحدت و يك دلي ، كاري ناشدني است . و آيا آن هايي كه هستند به قدر توان و دانايي خود حضور دارند؟ بعضي وقت ها وقتي كه از قديم مي گويند : يادش بخير و وقتي به حال مي نگرم مي گويند : وا اَسفا !! به اين انديشه مي روم كه : نكند دهكويه همان قطعه اي از بهشت است كه از آن جدا شده ؟
توبه كنيم از سستي و تفرقه و ايمان بياوريم به يكدلي و وحدت .
سال هاي سال است كه مي گوييم و مي گوييم روستاها و شهرهاي اطرافمان قلان كردند و فلان دارند و فلان خواهند كرد . سال هاي سال ديگر هم بگوييد ، چه خيري براي دهكويه دارد ؟ تا زماني كه در كنار هميم ، اما نه براي هم ، تا زماني كه دل هايي كه در سينه داريم تنها براي خودمان مي تپد ، چشمانمان فقط و فقط خودمان را مي نگرند ، صدايمان و گفتارمان تنها براي خودمان است ، پاهايمان گامي براي ديگري بر نمي دارند ، دستانمان دستي به مهر بر كسي نمي كشند ، گوش هايمان شنواي حقايق و زيبايي ها نيستند ، از چه بناليم ؟ از ماست كه بر ماست . وقتي كه دلي براي دلي نتپد ، دستي بسان عشق مادري و مهر پدري دستمان را نفشرد ، گامي براي رهايي از رخوت و سستي برنداريم ، وقتي ... وقتي ... وقتي ... چه بگويم كه چيزهاي خوب را بسيار نداريم . و شنيده ايد كه مي گويند : شهر ما خانه ما ؟ و ديده ايد ؟ حتما ديده ايد . در خانه خود نشسته ايم . دختر در گوشه اي و پسر كنجي ديگر ، مادردر حال تميز كردن سبزي و پدر مقتدر و بزرگ در وسط ، در بالا ، در هر جا كه خودش اراده كند اسباب دل مشغولي اش را به دور خود گرد آورده و مشغول است و همه مشغول .
ناگهان چيزي مي شنوي كه كسي مي آيد . غوغايي مي شود ، سكوت مي شكند ، بپا مي خيزيد ، به هيجان آمده ايد . دخترك كه تازه عروسك لجوجش خوابيده است او را برمي خيزاند ، پسرك از سنگ و چوب و كتاب و كاغذ را به چنگ مي كشد ، پدر از هر جا كه خود اراده كرده و كرسي رياست نهاده برمي خيزد ، و در اين بين مادر ، مادر هيجان زده تر ، آشفته تر و عجول تر . هر كس كاري مي كند . كسي كتابي به كتابخانه اي مي نهد و ديگري عروسكي به طاقچه . سبزي ها جمع مي شوند ، كرسي برداشته مي شود كه كسي مي آيد. چه محشري به پا شده است . همه اراده ي انجام كاري كرده اند . همه تن ، چشم و دل و گوش شده اند . همه نگرانند ، همه منظم شده اند . همه با هم شده اند براي مرتب كردن يك اتاق .
خداوندا ! مگر چه شده ؟ كه مي آيد ، مگر چه كسي از كدامين سرزمين مقدس مي آيد كه ما چنين پرشور شده ايم براي استقبالش ؟ مگر كدامين برتر از مايي ست كه براي زيبا بودن مكان آمدنش چنين به تكاپو افتاده ايم و هر كسي كار خويش را رها كرده و گم شده است در ميهمان ؟ او كيست كه آمدنش ما را دلنگران كرده و شعفمان را نيز برانگيخته است ؟ مگر او كيست كه ما اين گونه بي تابي مي كنيم ؟ لحظه اي مي گذرد او مي آيد . او همانند خود ماست . از ماست . نه پري دارد كه به پرواز آيد ، نه عصا در دست كه شكافد دريا را . او عمو ، دايي ، برادر ، خاله ، عمه ، خواهر يا كه دوستي آشنا يا رفيق يا رهگذر . چه فرق مي كند كه چه كسي مي آيد ؟ مهم اين است كه خانه را آب و جارو زده ايم . عطر خوشبو زده ايم .
در زير اين سقف آسمانِ صاف و ساده ي پر نقش ، ما فرزندان يك خانه ايم .با خويشتني مشابه . زبانمان يكي ، مذهبمان يكي ، دردمان يكي و مهمانمان هم يكي . مهمان ما همه مردماني اند كه مي آيند و مي روند ، همه ي مردماني كه مي دانند و مي توانند بگويند آنچه را در اتاق خانه ما در دهكويه رخ داده است . همه مردماني كه مي نگرند ، همه مردماني كه مي شنوند . همه مردماني كه زشتي و خوبي را ، بدي را و زيبايي را خوب مي دانند . همه مردماني كه در زير سقف آسمان دهكويه هستيم و خواهيم بود . و من و نو و همه ما مهمان هميم . آيا سزاست كه براي ديگري به پا نخيزيم ؟ ؟
براي ما چه فرقي دارد كه چه كسي مي آيد . مهم اين است كه از آمدنش آب و جارو زده ايم .
همه جا همه چيز مرتب شده است . گويي قديسان و فرشتگان خدا به ياري ما آمده اند و ما هم با حرارتي ، شوري و شعفي آنچه را صحيح و بجاست انجام مي دهيم . و در اين بين با هميم و براي هم . و از هم مي پرسيم و به هم راهي نشان مي دهيم . همه يك هدف واحد داريم . همه با هم . آيا همه براي هم زيبا نيست ؟ آيا دهكويه خانه ما نيست ؟ چه زيباست با هم بودن . چه زيباست آستين اراده بالا زدن و به ياري همشهريان خويش رفتن . زيباست كمر همت بستن و رها شدن از سستي و رخوت براي به اوج نشاندن دوباره ي دهكويه .
چه بگويم كه سخن ها بسيار است و كارها بسيار و انجام نداده ها بسيار بسيار بسيار . وقتي پاي صحبت مردمان دريا مي نشيني كه از هجرت و مسافرت به ديار گل هاي نرگس و سرزمين شعر و سخن مي گويند ، گذري و نظري هم به دهكويه انداخته اند ، اينجاست كه سرت گيج مي رود ، گردن هاي كلفتي كه ادعاهاي تو خالي آن را پر كرده بود ، خم مي شوند و و تاب تحمل سري پر از باد را ندارند . خدا خدا مي كني كه كسي بيايد ، حادثه اي رخ دهد كه سفرنامه او را نشنوي . خدا خدا مي كني كه ادعاها و حكايت ها و داستان ها كه از دهكويه و مردمان آن گفته اي برملا نشود .
خدا خدا مي كني گامي به دهكويه نگذاشته باشد تا شاهد آن همه ناهنجاري ها و كارشكني ها و گسست ها و بي خيالي ها نباشد . كسي آبي به كوچه ها بسته ، كسي راه كوچه اي بسته ، درختي كه به چوب ماند و چوبي كه بر درخت خورده ، گودالي عميق در وسط و تلي از خاك در گوشه اي . لذت آسفالت در سياهي آن است . كدامين نقطه از دهكويه را مي توان ديد كه سياه است و از ديدن آن لذت برد ؟ گويي اين كه سياه ماتم است همه جا مصداق دارد . ماجرا براي آن هايي كه آن طرف به ديار دريا مي آيند هم همين است . خدا خدا مي كني كه گشت و گذاري به دهكويه نداشته باشند . اين نه داستان است و خيال كه شاهد بر آن بوده ايم و بسي رنج برديم در اين گفتگو .
برخيزيم . برخيزيم و ايمان بياوريم به وحدت و يكدلي .
ماها افكارمان از روي ريا و كردارمان رياست . ديگر از پندار نيك ، گفتار نيك و كردار نيك اثري و خبري نيست . نگوييد دروغ است كه اثبات آن را بارها و بارها ديده ايم و اسفبارتر اين كه به دفعات باز شاهد آن خواهيم بود، اگر برنخيزيم . شاهد من رمضان است . شاهد من علي ـ عليه السلام ـ است . شاهد من درد علي ـ عليه السلام ـ است . شاهد من محرم است . شاهد من حسين ـ عليه السلام ـ است . شاهد من ، شاهد همه رياكاري ها و تفرقه ها و تزويرهاست . شاهد من تاسوعا و عاشوراست . اگر محرم اسلام را زنده نگه داشته است ، مردمان نا مَحرمي هستند كه تزويرها و دروغ ها را اشاعه مي دهند و به آن رنگ و جلايي بخشيده اند هر چند نا صواب .
نگوييد دروغ است كه دروغ در زنجيرها و دست هاي ماست . بزن محكم بزن كه به محله ي بالايي ها رسيديم . زنجيرها را محكم بزنيد تا آن گونه كه قلبتان از سينه برون آيد ودر پيشگاهتان و در جلو ديدگانتان بر روي خاك گرم روزهاي دروغين ما پرپر شوند .
بزنيد تا مي توانيد دست ها را به سوي خدا دراز كنيد به دروغ و بر شانه ها محكم بكوبيد به ريا . بزنيد كه نزديكند . بزنيد تا بعد كه گذشتند آبي خنك بنوشيم و شربتي گوارا فارغ از هر كربلا . و گروهي ديگر ، نرم نرمك قدم بر مي دارند . دو دو و سه سه پچ پچ كنان . نه حسين ـ عليه السلام ـ آنجا هست نه علمدار حسين ـ عليه السلام ـ . مي رسند آنجا كه ميدان دروغ است . گويي دو قبيله ناهمگون به طلاقيِ يكديگر رسيده اند به تلافي . بكوب دست ها را . محكم بكوب يك دست صدا ندارد . محكم بكوب تا با هر كوبش قلبت به هيجان در آيد و قلبت حيران است و سرگردان . خدايا براي حسين علي ـ عليه السلام ـ چنين مي كوبند ، براي حسين فاطمه ـ سلام الله عليه ـ چنين از من مي گذرند يا براي حسين ـ عليه السلام ـ. بكوب طبل را و دستانت را بالا مي بري با خشم . با دروغ با ريا . با هر آنچه زيبا نيست و بر سينه فرود مي آوري . بكوب كه به محله پاييني ها رسيديم . آنچنان كوبيده اي كه قلبت از پشت به زمين افتاده و زير پاهاي هم قطارانت لگد كوب مي شود ، اما تو فارغ از اين درد ، به وجودت ، به هستي ات و به ارزشت پشت مي كني و مي كوبي و ادامه مي دهي . دروغ ؟ ! اين حقايقي است تلخ در دهكويه خودمان . ديگر بس است . دل علي ـ عليه السلام ـ و حسين ـ عليه السلام ـ سال هاست كه از دست ما شيعيان كه نه ، مردمان دروغين ، سال هاست كه به درد آمده است . و باز رمضان و محرم و باز مردمان ِ ... خدا كند كه من دروغ گفته باشم .
آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست
عالمي ديگر ببايد و ز نو عالمي
وقتي به آيينت چنين توهين مي كني ، وقتي مذهبت را چنين به سخره مي كشي ، وقتي چنين ناصواب به خودت آزار مي رساني ، چه توقعي است كه دلت براي ديگري بتپد . وقتي در پيشگاه خدا چنين رياكارانه قدم بر مي داريم چه توقعي است كه براي ديگران به ريا سخن نگوييم و به دروغ عملي را انجام ندهيم . حال هر چه مي توانيم داد بزنيم كه فلان روستا فلان كرد و فلان شهر فلان دارد . تا خود نخواهيم كدام مسوول مي تواند بدون ياري جستن از نظرات و توانايي هاي ديگر همشهريانش گامي بردارد . درست است ، حقيقت است و كاملا روشن كه مسوولين شهري و شهرستاني ما آنچه در خور دهكويه است انجام نداده اند و درست است كه از خيلي جهت نه پيشرفت كه پسرفتي چشم آزار داريم ، اما به آنچه در توان و دانايي و دارايي خود داريم پشت مسوولين خود بوديم ؟ بوديم ، اما به خنجر.
به مقام دفاع از مسوولين نيامده ام كه خود مي دانيد چه عقب افتادگي ها و پسرفت ها كه به خاطر انديشه هاي غلط و سهل انگاري هاي مسوولين ، گريبانگير شهرمان نشده است . خود مي دانيد بايد كجا مي بوديم و اكنون كجاييم . پس چه بايد كرد؟ به كدامين حيله و ترفند ، به كدامين نقشه و نيرنگ ، به چه زوري به چه بازويي ، به چه عملي ، به چه دانشي مي توان دهكويه و مردمانش را دوباره به اوج رساند ؟ چگونه مي توان دهكويه اي در خور ادعايمان ساخت ؟ چگونه مي توان دهكويه اي ساخت كه فرزندانمان از اين كردار نيكمان سرافراز و پر غرور باشند ؟ ؟ ...؟
براي يك بار هم كه شده به خود بياييم . با هم ، در كنار هم و براي هم باشيم و پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك را برافرازيم .
به اميد روزهاي دهكويه اي سرافراز و يكدل .

احمد پژمان موسيقي داني بزرگ از خطه هنر پرور لارستان
احمد پژمان بدون شک بزرگترین آهنگساز ایران است که استاد افرادی مثل حسین علیزاده, درویشی, فردین خلعتبری, ارسلان کامکار, مشکاتیان و ... بوده .احمد پژمان را باید به طور کلی یک آهنگساز رمانتیک مدرن یا نئورمانتیک بهشمار آورد. رمانتیزم در آفریدههای او درمراحل سهگانهی تکاملی خود شکلهای گوناگون بهخود گرفته از ملودیهای ساده به ترکیبات پیچیده رسیده است.
احمد پژمان در سال 1314 در شهر لار متولد شد. اشتياق وافر به موسيقي وي را با اساتيدي چون حشمت سنجري و حسين ناصحي پيوند داد. وي ويولون را نزد حشمت سنجري و تئوري موسيقي را نزد حسين ناصحي آموخت. پژمان قبل از پايان تحصيلات متوسطه در تهران نواختن ويولون را به خوبي فرا گرفته بود و زماني كه حشمت سنجري و هايمو تويبر رهبري اركستر سمفونيك تهران را عهده دار بودند به عضويت اين اركستر درآمد. پژمان پيش از تحصيل موسيقي، رشته زبان و ادبيات انگليسي را در دانشسراي عالي گذراند.
وي در سال 1343 (1964) پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي در ايران با اخذ بورسيه راهي اتريش و آكادمي موسيقي وين گرديد تا در آنجا در رشته آهنگسازي به تحصيل بپردازد.
اساتيد او در اين دوران، توماس كريستين داويد، آلفرد اوهل و هانس يلينك بودند.
برخي از آثار پژمان همچون « راپسودي » را که درواقع نخستین کار سمفونیک اوست، در سال ۱۳۴۵ هنگام تحصیل در وین آفریده در اين دوره آن چنان مورد توجه قرار گرفت كه توسط اركستر سمفونيك راديو و تلويزيون دولتي وين اجرا گرديد. پژمان پس از پايان تحصيلات به ايران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودكي به كار عملي، و سپس به تدريس موسيقي در دانشگاه تهران پرداخت. وي در اين ايام اپراي جشن دهقان را ساخت و مدتي بعد اپراي دلاور سهند را بر اساس زندگي بابك خرمدين و اپراي سمندر را هم ساخت كه هر سه آنها در قبل از انقلاب در تالار وحدت به روي صحنه رفتند. پژمان در سال 1976 براي ادامه تحصيلات راهي دانشگاه كلمبيا (نيويورك) شد.
از اساتيد وي تا پايان دوره دكتراي آهنگسازي ميتوان به ولاديمير اوساچوسكي ، بولانت آرل و جك بيزن اشاره كرد. از آثار پژمان در اين دورهها ميتوان به كنسرتو براي نه ساز (1965) ، راپسودي براي اركستر (1966) ، اپراي جشن دهقان (1967) و اپراي دلاور سهند (1968) اشاره كرد.
اين آهنگساز نامي در زمينه موسيقي فيلم هم دستي چيره دارد و از معروفترين كارهاي وي ميتوان به موسيقي سريال دليران تنگستان، سمك عيار و فيلمهايي چون شازده احتجاب، سايههاي بلند باد، بوي كافور عطرياس، خانهاي روي آب و يك بوس كوچولو(بهمن فرمان آرا) ، هنرپيشه (محسن مخملباف)باران و بيد مجنون ( مجيد مجيدي) و... نام برد.
وي براي موسيقي فيلمهاي بيد مجنون، خانهاي رويآب ، باران، بوي كافور عطر ياس، برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد.
وي از سال 1370 تا كنون به طور پراكنده به تدريس هارموني،كنترپوآن و آهنگسازي در دانشگاه هنر تهران سرگرم است.
آثار احمد پژمان كه تاكنون در ايران منتشر شده اند عبارتند از حماسه ، هفت خان ، تكسوار عشق ، همه شهر ايران ، خاطرات فردا ، سراب.
پژمان به تازگي اثري با كر و اركستر مسكو ضبط كرده است احمد پژمان در مقدمه داخل جلد این آلبوم آورده است: من در سرزمین ابر مردان کلام های آهنین به دنیا آمده ام؛ در سرزمین مولانا که آتش همیشه افروخته بیشه اندیشه است. سرزمین ابر مردی که کلام رندانه اش گاهی به کلام اولین و آخرین شانه می زند دمی که جنگ افروزان هفتاد و دو ملت، همه را عذر می نهد و می گوید چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. همیشه بر این آرزو بوده ام که با اثری به زبان موسیقی ، همه احساس درونیم را به ایشان بیان دارم و ادای احترامی کنم بدین بزرگان، به ابر مردان بزرگ شعر پارسی.
در ادامه این مقدمه پژمان می نویسد: این مجموعه را(که می توان اورتوریو نامیدش) با همه تاثیری که در من داشته تصنیف کرده ام و همواره براین باور بوده ام که اثرم توان همدوشی با کلام عظیم ایشان را ندارد. همه تلاشم بر این بود که سندی باشد نشان عشق و ارادتم به این بزرگان و تعارفی در کار نیست که برگ سبزی است تحفه درویش. و در آخر اثرم را به سرزمینم تقدیم می کنم که گهواره و موطن بزرگانی چنین بوده است و نيز قرار است آلبومي با عنوان«كنگان»كه تنها اثر وي در ژانر موسيقي نيو ايج است را از سوي شركت ترانه رنگارنگ به بازار موسيقي عرضه كند.
جديدترين اثر احمد پژمان باعنوان «ناگهان رستخيز» كه چندي پيش توسط حوزه هنري منتشر شده است، اين اثر موسيقايي شامل 45 دقيقه موسيقي است كه چهار قطعه باكلام و يك قطعه بيكلام در آن گنجانده شده است. آلبوم موسيقي و ناگهان رستخيز درباره عرفان اسلامي است كه براي اولين بار از اشعار خواجه عبداللهانصاري در آن استفاده شده است.
ساخت قطعهای برای مراسم ملی و حضرت رسول(ص)
موسیقی ما - رضا مهدوي(رئيس مركز موسيقي حوزه هنري) از نوشتن قطعهاي باعنوان مراسم بزرگ ملي توسط احمد پژمان خبر داد و به خبرنگار ايلنا گفت: اين قطعه در حد يك سرود ملي است كه براي مراسم بزرگ ملي درنظر گرفته شده است.
مهدوي درباره انتخاب احمد پژمان براي نوشتن اين قطعه گفت: پژمان جزو هنرمندان چندوجهي اين مرز و بوم است كه به موسيقي دستگاهي، موسيقي الكترونيك، پاپ، كلاسيك و فرم ملي و بينالمللي آشناست و به يقين نوشتن يك قطعه را با وسواس بيشتري دنبال ميكند.
وي همچنين از پيشنهاد ساخت يك قطعه موسيقايي براي پيامبر(ص) توسط پژمان خبر داد و گفت: باتوجه به اينكه جاي خالي قطعهاي در حد «محمد والا» با صداي فرهاد مهراد در آثار موسيقايي ما حس ميشود، به آقاي پژمان پيشنهاد دادهايم كه يك قطعه در سطح كيفي قطعه مهراد و موسيثقي فيلم محمد رسولالله براي ما بنويسيد.
منابع :
www.zamaaneh.com/friday/2009/08/print_post_299.htm
www.hamshahri.org/news-1633.aspx
www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-2-pid-228.html
www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-2258.html
www.magiran.com target=_blank>=http

راه هاي پيشگيري از اعتياد جوانان و نوجوانان
مراحل اعتياد :
1 ـ مرحله آشنايي : اين مرحله با تشويق ديگران مخصوصا دوستان ناباب يا از روي غرور و كنجكاوي خود فرد شروع مي شود .
2 ـ محله شك و ترديد : در اين مرحله فرد به مبارزه با اميال خود مي پردازد .
3 ـ مرحله اعتياد واقعي : در صورت ادامه مصرف در مرحله شك و ترديد فرد به مرحله اعتياد واقعي مي رسد . در اين مرحله پديده ي « تحمل » باعث مي شود كه فرد به مرور زمان بر ميزان مصرف خود بيفزايد تا به نئشگي قبلي برسد .
توصيه پيشگيرانه ( دوستانه ) به جوانان و نوجوانان :
1 ـ خطرات و عوارض مصرف مواد اعتياد آور را خوب بشناس .
2 ـ به هر كس كه به تو مواد تعارف كرد محكم و قاطعانه بگو « نه » . اين كه ما مي تونيم به دوست خومون « نه » بگبم خودش يك هنره . افراد خوش فكر هر تعارفي كه مخالف سلامتيشون باش به راحتي رد مي كنن .
3 ـ جواب هايي از قبل براي اصرار زياد اطرافيانت آماده كن . پيشاپيش به اين جمله ها فكر كن : « خيلي كيف داره » ، « شنگول مي شي » ، « سر حال مي شي » و اگر كمي ترديد كني مي گن : « بچه ننه اي » ، « ترسويي » ، « اول تجربه كن بعد بگو بده » ، « هنوز مرد نشدي » ، « پس چرا فلاني كشيد و معتاد نشد» ؟ و ...
4 ـ مواد مخدر را حتي يك بار امتحان نكن . هيچ كس در دنيا نمي تونه به تو اطمينان بده كه يك بار مصرف كردن معتاد نمي كنه . اصلا مگر معتادي وجود داره كه به خاطر معتاد شدن مصرف مواد را شروع كرده باشه ؟ پس اين همه معتاد از كجا اومدن ؟
5 ـ يادت باشه كه كشيدن سيگار مقدمه ايه براي اسارت در چنگال اعتياد به مواد مخدر .
6 ـ از رفت و آمد در مكان هاي آلوده و دوستي با افراد مشكوك پرهيز كن .
7 ـ از دوستي با افرادي كه اختلاف سني اونا با تو زياده خودداري كن .
8 ـ مواد اعتياد آور سم كشنده ايه كه اثراتش به تدريج ظاهر مي شه . اطمينان كن به صحبت هاي پدر و مادرت كه خيرخواه ترين دوستان تو هستن . ارتباطت را با اونا محكم كن .
9 ـ اعتقادات و پايبندي مذهبي خودتو تقويت كن .
10 ـ با مطالعه ، ورزش و تفريحات سالم براي اوقات فراغت خودت برنامه ريزي كن .
11 ـ اوني كه مواد مخدر رو به جونا معرفي مي كنه ، چهره اش با ديگران فرقي نداره . پس دوستان و نزديكان خودتو خوب بشناس .
12 ـ بعضي ها فكر مي كنن با بقيه فرق دارن و هر وقت اراده كنن مي تونن مصرف مواد رو كنار بذارن . در حالي كه اين طرز فكر منجر به اعتياد مي شه .
13 ـ به هنگام سختي و ناراحتي با پدر و مادر و يك بزرگ تر مطمئن قابل اعتماد مشورت كن .
14 ـ اگه نمي توني حرفتو به اونا بزني مشاورين نيروي انتظامي با جان و دل ، حرفاي تورو مي شنون و كمكت مي كنن .
15 ـ بيشترين تاثير مخرب اعتياد بر اركان خانواده وارد مي آد . همونطوري كه موثر ترين عامل پيشگيري از اعتياد نيز خانواده است.
توصيه هاي پيشگيرانه به والدين :
1 ـ درباره مواد اعتياد آور ( علل و عوامل موثر در مصرف مواد ، خطرات ، عوارض و علايم آن ) اطلاعات كافي كسب كنيد .
2 ـ مهارت هاي تربيتي خود را افزايش دهيد .
3 ـ الگوي مناسبي براي فرزندان خود باشيد و هرگز برخلاف گفته خود عمل ننماييد .
4 ـ فضايي ايجاد كنيد كه فرزندانتان در آن احساس آرامش كنند .
5 ـ به صحبت هاي فرزندانتان خوب گوش كنيد . با لبخند ، تكان دادن سر و استفاده از جملات مثبت نظير « چقدر جالب » ، « من اين را نمي دانستم » و ... آن ها را به گفتن بيشتر تشويق كنيد .
6 ـ شرايطي ايجاد كنيد كه شما را محرم اسرار خود بدانند .
7 ـ از فرزندانتان انتظار نداشته باشيد آرزوهاي برآورده نشده شما را تحقق بخشند .
8 ـ از قبل خود را براي پاسخگويي به سوالات كنجكاوانه فرزندانتان آماده نماييد.
9 ـ ممكن است روزي از شما بپرسند كه آيا تاكنون مواد مصرف كرده ايد ؟ اين فرصت خوبي است كه علت عدم مصرف خود را به زبان سال هاي جواني به آن ها منتقل كنيد . يا اگر قبلا مصرف كرده ايد علت گرايش خود را به مواد مخدر و سپس كنار گذاشتن آن را به ايشان بگوييد و اين كه حالا چرا مي خواهيد ايشان اشتباه شما را تكرار نكنند . به ياد داشته باشيد كه نبايد مسايل راه بيش از اندازه تشريح كنيد مبادا كنجكاوي آن ها برانگيخته شود .
10 ـ با تقويت قدرت اعتماد به نفس ، تصميم گيري و از بين بردن افسردگي و كم رويي فرزندان ، آنان را در برابر شرايط آسيب زار مقاوم سازيد .
11 ـ راه مقاومت و پايداري در برابر فشار همسالان را در خصوص مصرف مواد مخدر به فرزندانتان بياموزيد تا از « نه » گفتن به آن ها نهراسند .
12 ـ وقت بيشتري را با فرزندانتان صرف كنيد . زمان مناسبي را به گفتگو اختصاص دهيد . چرا كه فرزند شما ارزش نصايحتان را با ارزش زماني كه به آن ها اختصاص دهيد مي سنجد . با آنان به رستوران ، پارك ، كوه ، سينما و ... برويد . به اتفاق آنان به موسيقي گوش دهيد و از همه مهم تر به آنان ابراز عشق كنيد و بگويد كه دوستشان داريد . سعي كنيد حتي آهنگ صدايتان دوستانه باشد .
13 ـ فرزندان خود را قبل از رسيدن به سنين بحراني نسبت به مضرات و عواقب مصرف مواد مخدر آگاه سازيد . مواضع خود را در برابر سيگار و مواد مخدر مشخص نموده و صريحا آن را به زبان بياوريد .
14 ـ عقايد خود را به زور به آنان تحميل نكنيد . راهنمايي هاي خود را از طريق مربيانشان به آن ها منتقل كنيد . جوانان ارزش ها و باورهاي خود را دارند . طبيعتا اگر والدين بهترين نصايح را هم بگويند ممكن است آن ها نپذيرند . شنيدن نصايح شما از زبان مربيان و دبيرانشان تاثير بيشتري بر آنان مي گذارد .
15 ـ نظم و قانون مناسب و سازنده مشخصي در خانواده برقرار سازيد و براي سرپيچي از آن تنبيهات مناسبي در نظر بگيريد و قاطعانه آن را به مرحله اجرا درآوريد .
16 ـ سعي كنيد در ساعات غذا خوردن همه اعضاي خانواده را دور هم جمع كنيد .
17 ـ فرزندان خود را قبل از رسيدن به سنين بحراني نسبت به مضرات و عواقب مصرف مواد مخدر آگاه سازيد .
18 ـ از چگونگي دوست يابي و معاشرت فرزندان خود با ديگران آگاه باشيد . با والدين دوستانشان ارتباط برقرار كنيد . در صورتي كه به منزل دوستشان رفتند حتما از حضور والدين ايشان در منزل مطمئن شويد و به حضور ساير اعضاي خانواده اكتفا نكنيد .
19 ـ به نحوه خرج كردن پول توسط فرزندانتان اهميت دهيد .
20 ـ براي اوقات فراغت آنان برنامه ريزي كنيد . همواره آنان را به مطالعه ورزش و تفريحات سالم ترغيب نماييد و زمينه اين امور را برايشان فراهم كنيد .
21 ـ بين فرزندانتان تبعيض قايل نشويد.
22 ـ تفكر انتقادي را كه از ويژگي هاي دوره بلوغ و نوجواني است در فرزندان خود سركوب نكنيد .
23 ـ آنان را به رعايت اصول مذهبي و انجام فرايض ديني تشويق كنيد .
24 ـ در انجام فعاليت منطقي به فرزندان خود استقلال و آزادي بدهيد.
25 ـ اگر مي خواهيد مانع از پويايي و رشد جسم و روان فرزندانتان نشويد ، از انتقاد غير سازنده ، تمسخر وشرمنده كردن آنان مخصوصا در برابر ديگران جدا بپرهيزيد .
26 ـ فرزندانتان را به خاطر رفتارهاي مثبت تشويق كنيد .
27 ـ در موقعيت هاي بحراني ، فشارها و تنش هاي رواني ، راهنما و همراه فرزندان خود باشيد .
28 ـ هرگز فضاي خانه را متشنج ننموده و از مشاجره و بحث هاي بيهوده بپرهيزيد .
29 ـ مسووليت و تكليفي به فرزندان خود بدهيد كه با توان آنان متناسب باشد .
30 ـ در روابط خود با فرزندان هميشه صادق و مهربان باشيد .
31 ـ از تنها گذاشتن فرزندان خود به ويژه هنگامي كه به مسافرت يا ميهماني مي رويد جدا خودداري كنيد .
32 ـ به حس ششم خود توجه كنيد . هرگاه در درون خود احساس كرديد كه مشكل خاصي وجود دارد حتما آن را جدي بگيريد .
33 ـ در صورت شك و ترديد ، وسايل شخصي و لباس هاي فرزندانتان را مخفيانه بازرسي كنيد .
34 ـ ترحم به معتادان محله تان را خيانت به فرزندانتان بدانيد .
35 ـ هميشه در نظر داشته باشيد كه خانواده ها در زمينه پيشگيري از اعتياد ، نقش بسيار موثر تري در مقايسه با نيروي انتظامي و ساير سازمان هاي مسوول بر عهده دارند .
36 ـ رعايت نكات مذكور منحصر به والدين نبوده ، بلكه ساير اعضاي خانواده به ويژه برادران و خواهران بزرگ تر را نيز در بر مي گيرد و چه بسا تاثير پذيري جوانان و نوجوانان از آن ها در بسياري از موارد بيش از پدر و مادر مي باشد .
ابراري ـ مركز بهداشتي درماني دهكويه

بهداشت تغذيه رمضان
ماه مبارك رمضان در همراهي با روزهاي گرم و بلند تابستان شرايط ويژه اي را طلب مي نمايد . رعايت برخي نكات تحت عنوان « بهداشت رمضان » ضمن آن كه ضامن سلامتي روزه داران عزيز مي باشد ، تحمل شرايط نسبتا دشوار روزه داري در اين فصل از سال را نيز آسان تر مي نمايد .
ماه رمضان فرصتي براي يك سال
ماه رمضان فرصتي براي نزديك شدن به پروردگار و تذهيب نفس است و حيف است كه اين فرصت عظيم را از دست بدهيم . بهانه هاي شيطاني براي دوري از رمضان زياد است : درس ، مشق ، كار ، تابستون ، تفريح و ...
هرچند روزه داري فرصت مناسبي براي سلامتي جسم از چاقي و فشار خون ، مرض قند و غيره است ، ولي آخر ماه رمضان تعدادي از آدم ها با كم خوري و پر خوري و يا بد خوري سلامتي خود را از دست مي دهند . چاق و لاغر از اين طرف و آن طرف بام مي افتند .
من بي سحري روزه مي گيرم
حتما سحري بخوريم ، روزه داري بي سحري باعث سوختن ناقص چربي ها مي شود كه علاوه بر ضعف و سردرد و سرگيجه ، باعث تحليل عضلات و مشكلات گوارشي و توليد سنگ كليه مي شود .
افطار عذاب معده
خيلي ها با شنيدن صداي اذان مغرب مي افتند به جان سفره و به تلافي اين چند ساعت گرسنگي ، دلي از عزا در مي آورند و عذاب معده را زياد مي كنند كه نتيجه آن سفره چند متري پاشيده همراه با معده بادكرده و با سر و صدا خواهد بود .
سحري سالم
ـ خوردن آب زياد در حين وعده سحري و يا بعد از آن باعث سوء هاضمه و نفخ شكم مي شود . بهتر است نيم ساعت قبل از وعده سحري آب مورد نياز را ميل كنيم .
ـ خوردن سبزي ها و يا غذاهاي داراي فيبر مانند : كرفس و اسفناج و يا حبوبات مي توانند به تدريح آب را در حين روزه رها نمايند و باعث رفع عطش شوند .
ـ خوردن غذاهاي داراي نشاسته زياد مانند كوكو سيب زميني ، ماكاروني و غذاهايي از اين دست ، براي هظم احتياج به آب فراواني دارند كه در طول روزه داري باعث عطش خواهند شد .
ـ غذاهاي شيرين و شكردار جدا از اثرات سوء بلند مدت ، خيلي زود هضم مي شوند و تواني براي روزه دار در بعد از ظهر باقي نمي گذارند . ضمنا باعث عطش هم مي شوند .
ـ چاي پر رنگ و زياد در سحري ضمن سيري زودرس باعث هدر روي مقدار زياد آب با ارزش در حين ورزه خواهد شد . شايد خوردن يك ليوان چاي كم رنگ نيم ساعت قبل از سحري بد نباشد .
ـ خوردن غذاهاي سرخ شده و چرب جدا از اثرات سوء بلند مدت ، باعث سوء هاضمه و نيز تشنگي در طول روز مي شود .
ـ خوردن سالاد بدون سس ،سبزي خوردن و غذاهاي سبزي دار و داراي پروتئين ، حبوبات و ماست در وعده سحري همراه با خرما و كشمش و نيز پرهيز از خوردن غذاهاي شيرين و يا چرب و سرخ شده ، نويد بخش روزه اي سالم و آسان خواهد بود .
افطاري سالم
ـ خوردن شير گرم ، آب جوش و يا چاي كم رنگ همراه با خرما و كشمش براي باز كردن افطار مناسب است و پس از آن آش ، سوپ ، حليم و يا فرني ، جدا از رفع عطش و تامين انرژي از دست رفته ، مي توانند معده را كه در حالت استراحت روزه داري بوده است به تدريج آماده فعاليت نموده و براي صرف شام آماده سازد .
ـ بهتر است شام را به فاصله نيم تا يك ساعت پس از افطار ميل نمود . خوردن سبزيجات و لبنيات مانند ماست فراموش نشود .
ـ بهترين زمان مصرف ميوه ها از نيم تا يك ساعت پس از صرف شام مي باشد و در فاصله بين شام تا سحري ، با تامين آب از دست رفته بدن خود را براي روزه فردا آماده نماييم .
روزه آسان تر
براي روزه داري در روزهاي گرم و بلند تابستان ، ضمن تغذيه مناسب به ويژه در وعده سحري ، نيازمند رعايت نكاتي در طول روز است . تا حد امكان برنامه هاي كاري را طوري ترتيب دهيم كه از فعاليت زياد و حضور در فضاي گرم و آفتابي به ويژه در نيمه هاي روز پرهيز نماييم .
چه كساني نبايد روزه بگيرند؟
روزه براي بيماران زير مناسب نيست :
ـ كساني كه سوء هاضمه شديد و فعال بخصوص زخم معده و دوازدهه ( اثني عشر) دارند .
ـ كساني كه كليه سنگ ساز دارند.
ـ كسي كه بيماري ديابت كنترل نشده دارد .
ـ بيماران داراي آب سياه چشم با فشار نرمال
ـ بيماراني كه احتياج به درمان دارويي دقيق و سر ساعت دارند و امكان جابجايي زمان مصرف دارو ( با نظر پزشك معالج ) وجود ندارد .
ـ هنگامي كه روزه داري باعث به وجود آمدن بيماري يا تشديد بيماري مي گردد با نظر پزشك متخصص .
ياسمن منفرد ـ رابط بهداشت دهكويه
ساخت داروی چشم با استفاده از داستان حضرت یوسف!
سرویس فرهنگی جهان نيوز: دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد توانست با ساختن قطره ی چشم برای درمان آب مروارید با الهام گرفتن از سوره یوسف به دو مجوز اختراع بین المللی یکی از آمریکا و دیگری از اروپا دست یابد.
دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد سید پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات وابسته به وزارت پژوهش علمی و فناوری مصر یک روز صبح هنگامی که در حال تلاوت سوره ی یوسف علیه السلام بود آن قصه ی عجیب وی را به تأمل واداشت و شروع به تدبر در آیات قرآن کریم کرد که داستان توطئه ی برادران یوسف علیه السلام و سرنوشت پدر آن حضرت را بیان میکرد و اینکه چگونه چشمان حضرت یعقوب کور شد و دچار آب مروارید گردید و سپس چگونه خداوند متعال به واسطه ی پیراهن یوسف (ع) آن حضرت را شفا داد .
دکتر عبدالباسط با خود می اندیشید که پیراهن یوسف علیه السلام چه می تواند داشته باشد که باعث شفای چشمان پدرش شد ؟ وی ایمان داشت که داستان یوسف معجزه ایست که خداوند متعال به وسیله ی یکی از پیامبران خود آن را به اجرا گذاشته است. ولی دکتر معتقد بود که در کنار محتوای روحی داستان ، محتوای مادی دیگری نیز دارد که از طریق تحقیق و مطالعه می توان به آن دست یافت تا دلیلی باشد بر راستگویی قرآن کریم وی همچنان در حال تحقیق و جستجو بود تا اینکه با یاری خداوند به رابطه ی بین غم و غصه و دچار شدن به آب مروارید پی برد. چرا که غم و غصه باعث افزایش هرمون ادرینالین می شود که این ماده، ماده ای ضد هرمون انسولین به شمار می رود.
بنابراین اندوه و یا شادی شدید باعث افزایش مستمر هرمون ادرینالین می شود که به نوبه ی خود باعث افزایش قندخون می گردد که این یکی از دلایل تار و کدر شدن دید چشم می باشد. و این بر هم زمان بودن گریه و اندوه می باشد که نخستین بارقه ی امید در سوره ی یوسف برای وی زده می شود آنجا که خداوند در مورد حضرت یعقوب علیه السلام می فرماید : « وتولى عنهم وقال يا أسفي على يوسف وابيضّت عيناه من الحزن فهو كظيم » (يوسف 84) حضرت یوسف علیه السلام با وحی پروردگار از برادرانش خواست که پیراهنش را برای پدرش ببرند « اذهبوا بقميصي هذا فألقوه على وجه أبي يأت بصيرا وأتوني بأهلكم أجمعين» (يوسف 93)خداوند متعال می فرماید : « ولما فصلت العير قال أبوهم إني لأجد ريح يوسف لولا أن تفندون، قالوا تالله إنك لفي ضلالك القديم، فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتد بصيرا قال ألم أقل لكم إني أعلم من الله ما لا تعلمون» (يوسف 96) آغاز پژوهش از اینجا بود که چه چیزی در حضرت یوسف علیه السلام بود که باعث شفا شده است ؟
بعد از فکر و تأمل دکتر عبد الباسط به جوابی جز عرق (بدن) نرسید؛ بنابراین شروع به جستجو در مورد عناصر عرق کرد و لنزهای خارج شده از چشم را در عرق فرو می برد که باعث شفافیت تدریجی این لنزهای کدر شده می گردید.
و سؤال دوم این بود که : آیا تمام عناصر و اجزای عرق فعال و تأثیر گذار می باشند؟
بدین وسیله و با یکی از این عناصر در نهایت دکتر عبدالباسط توانست ترکیبی از "پولین جوالدین" بسازد و آن را روی 250 داوطلب آزمایش کندکه در بیش از 90% از موارد آب مروارید و سفیدی چشم از بین رفت و این افراد بینایی خود را باز یافتند. و از طریق آزمایش ثابت شد که استفاده از این قطره 2 بار در روز به مدت 2 هفته باعث از بین رفتن آب مروارید چشم و بهبود بینایی می گردد.
دکتر عبد الباسط می گوید که با شرکتی که قرار است این دارو را تولید و توزیع کند شرط کرده است که هنگام ارائه ی آن به مردم به این مسأله اشاره کند که آن یک داروی قرآنی است تا مردم به راستگویی این کتاب بزرگ و تأثیر آن در خوشبختی دنیوی و أخروی مردم پی ببرند.
دکتر عبدالباسط اضافه می کند که : با استفاده از تجربیات علمی خود عظمت و بزرگی قرآن را احساس می کنم و آنگونه است که خداوند فرموده : « وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين »

اولین ویژه نامه اوج همراه با شماره ۶۶ منتشر خواهد شد

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
خواب و بیدار از وبلاگ دهکویه شهر آشنا : سلام آقای معزی طبق آخرین اخبار رسیده از وزارت کشور تغییر در تقسیمات کشوری استان فارس به شرح زیر می باشد (منبع خبر جنوب) :
1.شناخت روستای اسیر شهرستان مهر به عنوان شهر
2.شناخت دوزه مرکز بخش سیمکان از توابع شهرستان جهرم به عنوان شهر
3.ادغام روستاهای عباس آباد - دم قنات - ده بید و تیس آبادبا روستای ده پاگا مرکز بخش همایجان از توابع شهرستان سپیدان و تبدیل آن به عنوان شهر هما شهر ابلاغ شد
چرا ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم این فقط و فقط کم کاری شورا می رسونه ما طبق مصوبه ی دولت می تونیم شهر بشیم اما هنوز خبری ازش نیست
در صورتی که میبینید در قسمت 3 اشاره شده که چند تا روستا ادغام شده و شدن شهر جمعیت کافی نداشتن اونا یقینا باید مراحل بیشتری طی می کردن تا به شهر بشن نسبت به ما لطفا اطلاع رسانی کنید.

ماهنامه فرهنگي اجتماعي پسين دهكويه ـ
سال ششم ـ شماره 65 ـ 10 مرداد 89
دریافت صفحات نشریه به صورت عکس
سرمقاله
لزوم راه اندازي اينترنت ADSL در دهكويه
قرن حاضر را عصر اطلاعات مي نامند و كشوري جامعه اي پيشرفته تر تلقي مي گردد كه در زمينه اطلاعات به درجات بالايي رسيده باشد . در اين عصر يكي از شاهراه هاي بزرگ اطلاعاتي اينتر نت است كه توانسته است مفهوم دهكده جاني را به عينه نشان دهد . پس مي توان گفت يكي از راه هاي پيشرفت هر جامعه دستيابي هر چه بيشتر اطلاعات درسترسي به شبكه اينترنت است . هر چه سرعت اينترنت بيشتر باشد سرعت دسترسي به اطلاعات نيز بيشتر خواهد بود .
در دهكويه متاسفانه بايد گفت از نظر دسترسي به اينترنت و سرعت آن در وضعيت بسيار ضعيفي قرار داريم و اكثر اوقات آن قدر سرعت آن كم است كه بايد عطايش را به لقايش بخشيد . تنها منبع ارتباطي اهالي مركز ديتا مخابرات است كه فقط داراي يك رايانه مي باشد و اگر افراد بخواهند از آن استفاده كننده بايد ساعت ها منتظر بمانند تا نوبتشان شود آن هم اگر قطع نگردد .
يكي از راه هاي بر طرف شدن اين مشكل راه اندازي اينتر نت پر سعت يعني ADSL است . طبق بررسي هاي به عمل آمده اگر مركز مخابرات دهكويه به خط فيبر نوري متصل شود مي توان به اين نوع اينترنت از لار دسترسي پيدا نمود .
با وجود اين كه خط فيبر نوري به دهكويه در محل فلكه رسيده ، بدين وسيله از مسوولين محترم تقاضا داريك با پيگيري هاي لازم توسط شركت مخابرات خط فيبر نوري به مركز مخابرات متصل شده تا امكان استفاده از اين نوع اينترنت ميسر گردد . مدير مسوول

برپايي مراسم جشن در اعياد شعبانيه
از آغازين روزهاي اين ماه اهالي دهكويه به چراغاني كوچه ها و معابر به استقبال اعياد اين ماه رفتند . همچنين حجله هاي بسيار زيبايي در مناطق مختلف دهكويه برپا گرديد كه اكثريت برپا كنندگان آن جوانان و نوجوانان بودند كه اين گونه ارادت خود را به خاندان اهل بيت عصمت و طهارت نشان دادند
به مناسبت ميلاد گل هاي باغ محمدي (ص) حضرت امام حسين ، حضرت اباالفضل و امام سجاد ( عليهماالسلام) و همچنين نيمه شعبان سالروز ميلاد صاجب الامر و منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) موعود ، مراسم هاي جشني در محل مدرسه راهنمايي صديقه طاهره (س) توسط هيئت شيفتگان مهدي (عج) برگزار گرديد كه شامل مولودي خواني ، اجراي نمايش هاي طنز ، مسابقه و ... بود كه مورد توجه مردم و عاشقان اهل بيت قرار گرفت .
صعود 4 نفر از كوهنوردان دهكويه به قله 4221 متري زرد كوه
4 نفر از اعاضاي گروه كوهنوردي وليعصر(عج) دهكويه به نام هاي محمود و مسعود رنجبري ، موسي اسماعيلي و عليرضا راستي كه به عنوان مهمان در گروه كوهنوردي شهيد شاكري لار حضور داشتند توانستند به قله 4421 متري زرد كوه در استان چهار محال بختياري صعود نمايند .
پس از بازگشت كوهنوردان طي مراسمي كه در محل تالار وحدت لار برگزار شد از اين افتخار آفرينان تقدير به عمل آمد .
اخبار امور بانوان
* افتتاحيه كلاس هاي طرحاوقات فراغت در مورخه 89/4/1 در محل حسينيه
* برگزاري كلاس آموزش رايانه ICDL درجه يك و 2 با مربي گري آقاي عبدالحسين صفري
* اجراي طرح صالحين با حضور17 نفر از خواهران در 3 گروه از خواهران و بحث پيرامون موضوعات تربيتي ، حجاب و چگونگي ارتباط با ديگران . با تشكر از مربيان خانم ها آسيه راسخي ، محبوبه راسخي و معظم صفري .
* برگزاري يك دوره كلاس آموزش قرآن ويژه بزرگسالان هفته اي سه روز با شركت 10 نفر از خواهران با مربي گري خانم فاطمه نوروزيان
* برگزاري يك دوره آموزش آشپزي :
در قالب برنامه هاي اوقات فراغت يك دوره آموزشي تهيه ساندويچ ، شاورما و شيريني رشته اي با حضور مربايني از اداره ترويج جهاد كشاورزي لارستان در محل حسينيه برگزار گرديد . در اين برنامه 30 نفر از خواهران بسيجي شركت داشتند .
* برگزاري آزمون آشنايي با بسيج با حضور 40 نفر از خواهران در قالب طرح اوقات فراغت .
* كلاس بدنسازي هفته اي 3 روز در محل بازار ويژه خواهران عصرها از ساعت 5/5 رسمي روزهاي شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه
* ثبت نام دوره آموزشي طراحي و نقاشي رنگ و روغن در تعاوني زنان وحدت . هزينه ثبت نام 6 هزار تومان
* ثبت نام آموزش مجسمه سازي و خطاطي در پايگاه بسيج خواهران
* تشكر و قدر داني :
* تشكر از برادر جمالي مدير محترم دبستان مدني به خاطر در اختيار قرار دادن سالن به كميته ورزش خواهران .
* تشكر از برادر احمدي دهيار محترم به دليل كمك 1/300/000ريالي به كميته ورزشي خواهران .
* تشكر از حوزه سردار شهيد عفيفه و فرماندهي آن جناب آقاي طالبي به دليل كمك 400/000 ريالي جهت توپ ، تور ، پرده و ...
* تشكر از اعضاي كميته ورزشي خواهران صديقه نوروزيان ، حوريه فروزان ، راضيه ماهرو و فرشته خجسته نژاد در برگزاري برنامه هاي ورزشي در سالن
باتاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان موافقت نشد
طرح ار تقای دانشکده ی پرستاری لارستان به دانشگاه علوم پزشکی که در اردیبهشت88 مورد موافقت کلی قرار گرفته بود به تصویب نرسید .
در مورد موضوع تاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان ، همانطور که می دانید این طرح تحت عنوان ارتقای دانشکده ی پرستاری لارستان در اردیبهشت 88 مورد موافقت کلی قرار گرفته بود .رئیس شبکه بهداشت و درمان لارستان هم به عنوان مسئول راه اندازی دانشگاه علوم پزشکی لارستان حکم گرفت اما علی اصغر حسنی با این توجیه که امکانات بیمارستانی و بهداشتی در گراش بیشتر از لار است سعی داشت اصل طرح را تغییر دهد .یعنی اصلا بحث اینکه امکانات کجا بیشتر است مطرح نبود و قرار نبود بحث رقابت مطرح باشد . مسئله کاملا مشخص بود. ارتقای دانشکده ی پرستاری لارستان به دانشگاه علوم پزشکی . با توجه به اینکه حسنی عضو کمیسیون بهداشت و درمان و آموزش پزشکی مجلس است و قطعا در به نتیجه نرسیدن تاسیس دانشگاه علوم پزشکی لارستان نقش داشته باید صریحا به مردم لارستان در خصوص این ناکامی توضیح دهد و مشخص نماید نقش او دقیقا در این مورد چیست ؟آیا او خود را نماینده ی بخشی از لارستان می داند یا برای توسعه ی همه ی مناطق لارستان بزرگ تلاش می کند ؟
كاظم رحيمي نژاد از لار
آقاي الياس طاهري
سرپرست فرمانداري ويژه لارستان شد
دکتر روح الله احمدزاده استاندار فارس ،باصدور حکمي الياس طاهري را به عنوان سرپرست فرمانداري ويژه لارستان منصوب کرد.
به گزارش دريافتي ايرنا ، درحکم استاندار فارس خطاب به الياس طاهري آمده است: نظر به مراتب تعهد و سوابق ارزشمند جنابعالي به موجب اين حکم شما را به عنوان سرپرست فرمانداري ويژه شهرستان لارستان منصوب مي نمايم. انشاالله در ظل تمحيدات الهي در راستاي تحقق اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي تحت رهبري داهيانه مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) موفق باشيد.
پيش از اين منصور محتاجي فرماندار شهرستان لارستان بود که طي جلسه اي با حضور مسئولين استاني، اعضاي شوراي تأمين شهرستان و کارکنان فرمانداري از خدمات وي تقدير شد.
بر اساس مصوبه هيأت دولت و ابلاغ وزارت کشور، فرمانداري لارستان به جايگاه فرمانداري ويژه و معاونت استاندار ارتقا يافته و از اين پس همه مکاتبات نيز با عنوان فرمانداري ويژه صورت خواهد گرفت.
سرپرست فرمانداري لارستان كيست؟
الیاس طاهری که روز -چهارم مرداد ماه - به سمت سرپرستی فرمانداری لارستان منصوب شد دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی است. - وی که اهل اقلید است تا کنون مسئولیت های زیر را پشت سر گذاشته است. وی از سال 1370 تا 73 رئیس آموزش و پرورش حاجی آباد(زرین دشت )بوده است.
از سال 73 تا 77ریاست آموزش و پرورش نیریز را به عهده داشته .از سال 77تا 78 در سمت ریاست دانشگاه آزاد اسلامی داراب مشغول به کار بوده است.
از سال 78 تا 79 مقام ریاست دانشگاه آزاد اسلامی جهرم را به عهده داشته .از سال 79 تا 84 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی اقلید بوده است
سپس به وزارت کشور منتقل شده و از سال 84 تا 86 فرماندار سپیدان بوده است. از سال 87 تا 89 (دو ماه پیش ) فرماندار بوانات بوده و پس یک دوره کوتاه که در استانداری فارس در سمت کارشناس سیاسی به کار اشتغال داشته به عنوان سرپرست فرمانداری لارستان منصوب شده است.
درجلسه ی تودیع و معارفه فرمانداری لارستان چه گذشت؟
صحبت نو : در پي انتصاب آقاي الیاس طاهری به عنوان سرپرست فرمانداری لارستان در جلسه ی معارفه ی وی، مهدی یار -معاون امنیتی و انتظامی استانداری فارس- گفت :استاندار فارس نظر صریح خود را طی نامه ای در خصوص تابعیت دو بخش اوز و بیرم در مجموعه ی فرمانداری لارستان به وزارت کشور اعلام کرده است .
گفته می شود افتتاح فرمانداری ویژه ی لارستان و فرماندار ی گراش همزمان با اعلام الحاق مجدد اوز و بیرم به لارستان خواهد بود.
تعويق اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري در لارستان
با پيگيري امام جمعه لار، نماينده رهبري در لارستان، امام جمعه موقت و جمع كثيري از مردم منطقه ، اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري به تعويق افتاد. - طبق اطلاع خبرنگار صحبت نو، بر طبق پيگيري مردم لارستان اجراي طرح جديد تقسيمات كشوري كه در بهمن ماه گذشته اعلام شده بود تا الحاق مجدد بخش هاي اوز و بيرم به لارستان به تعويق افتاد.
بهزودي متن بيانيه مشترك روحانيت لارستان در اين خصوص منتشرخواهد شد.
41 ميليارد ريال از محل دو در صد نفت وگاز به لارستان اختصاص يافت
فرماندار لارستان گفت: 41 ميليارد ريال اعتبار تملک دارايي سرمايه اي از محل دو درصد نفت و گاز در سال 89 به لارستان اختصاص يافت.
منصور محتاجي فرماندار سابق لارستان در گفت و گو با ايرنا اظهار داشت : سهم اعتبارات شهرستان لارستان از محل دو درصد نفت و گاز 9/6 درصد کل اعتبارات استان فارس است.
وي ادامه داد: ميزان سهميه اعتبارات لارستان نسبت به سال گذشته 30 درصد افزايش داشته است.
وي اضافه کرد: اين اعتبار از دو بخش سهميه مناطق محروم و استحصال نفت و گاز تامين مي شود.
وي بيان کرد: بدليل اينکه از مخازن نفت و گاز لارستان برداشت نشده تنها از محل مناطق محروم اين اعتبارات تامين شده است.
محتاجي گفت:با توجه به سرفصل اعتبارات دور سوم سفر رياست جمهوري که ويژه طرحهاي فرهنگي است ، با پيگيري دستگاه هاي اجرايي و نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي اين اعتبارات جذب مي شود.
بزرگ ترين کتابخانه عمومي لارستان درحال ساخت است
بزرگ ترين کتابخانه عمومي لارستان به مساحت سه هزار مترمربع در مرکز اين شهرستان در حال ساخت است.
منصورمحتاجي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: زيربناي اين کتابخانه دوهزارو 500 مترمربع است و با17 ميليارد ريال از محل اعتبارات اداره کل مسکن و شهرسازي استان فارس ساخته مي شود.
وي ادامه داد: پيشرفت فيزيکي اين کتابخانه اينک 40 درصد است که اين پيشرفت کار رضايت بخش است.
اينک شهرهاي لار، گراش، اوز و خنج داراي کتابخانه هاي زيبا و استاندارد هستند.
خريد محصولات کشاورزي در لارستان پايان يافت
رييس اداره تعاون روستايي لارستان اعلام کرد:خريد محصولات کشاورزي اين شهرستان که از بيستم فروردين امسال آغاز شده بود، دهم تيرماه جاري پايان يافت.
مهندس محمدباقر صداقت، در گفت و گو با ايرنا افزود: از اين کشاورزان 88 هزارتن گندم به ارزش 300 ميليارد ريال، پنج هزار تن جو به
مبلغ 12ميليارد و 500 ميليون ريال و 230 تن کلزا به ارزش يک ميليارد و 400 ميليون ريال خريداري شد.

پاسخ كارگاه تيرچه بلوك دهكويه به مطلب 90
مدير مسوول محترم ماهنامه پسين دهكويه
با سلام ، توفيق جنابعالي در اشاعه فرهنگ غني اسلام و شناساندن بيشتر دهكويه را از خداوند قادر مسئلت داريم . در ماهنامه شماره 64 ، 10 تير 89 مواردي درج شده كه ابتدا تقدير و تشكر مي گردد .
نسبت به وجود دو كارگاه تيرچه بلوك در دهكويه كه اظهار نموده ايد هنوز متاسفانه افرادي كالاي خود را از خارج تامين مي كنند و دلايل آن را بدقولي از طرف كارگاه هاي داخل عنوان نموده بوديد . شايد در بعضي مواقع صدق كند ، ولي موارد متعددي وجود دارد . بهتر بود علت را جويا مي شديد .
1 ـ در داخل دهكويه برخي افراد وقتي مصالح نياز دارند كه بايد يك شبه تامين شود ، ولي وقتي براي پول مي روي مي گويند مگر فرار مي كنيم.
2 ـ بعضي افراد خود بد هستند ، حاضرند همين جنس با كيفيت كمتر و با قيمت بالاتر و به صورت نقد از جاي ديگر تامين كنند ، ولي حاضر نيستند از همشهريان خود خريد كنند .
3 ـ به عنوان مثال سري به بانك هاي موجود در كورده بزنيد ، ببينيد چند نفر از اهالي دهكويه در آنجا سرمايه گذاري كرده اند ، در صورتي كه هيچ شخص غير بومي در بانك هاي دهكويه حسابي ندارد .
4 ـ متاسفانه كارشناسان ( ناظر فني ) ساخت و ساز از كورده مي باشند و علاوه بر اين كه آن ها ناظر هستند ، خود پيمانكار و مصالح فروش نيز هستند و اعلام نظر مي كنند كه مصالح فلان كارگاه را تاييد مي كنم يا نه .
با تشكر ـ كارگاه تيرچه بلوك ساحل دهكويه ـ بستگان ـ زارعي
پسين در 8 سال گذشته
تمام اين بخش از شماره 5 داخلي مرداد 81 انتخاب شده است .
ـ برگزاري همايش شوراهاي اسلامي دهستان دهكويه
ـ در سال زراعي 81-80 كشاورزان دهكويه 2600 تن گندم توليد نمودند .
ـ راهيابي آقاي منصور عطايي به مرحله كشوري المپياد رايانه
ـ مشاهير دهكويه ـ ملا عباسعلي از اساتيد خط دهكويه
ـ مطلب تاريخي دهكويه در پيش از اسلام
ـ ازدواج از ديدگاه جوانان دهكويه و فرهنگ ازدواج در دهكويه
مطلبي در مورد وحدت از اين شماره :
وحدت رمز موفقيت
جامعه اي كه افراد آن از نظر مادي ومعنوي در موقعيت خوبي قرار دارندبراي رسيدن به هدف هاي متعالي كمتر دچارمشكل مي شوندوبه راحتي مي توانند از پس مشكلات برآيند و به قله موفقيت صعود كنند.البته اين موفقيت در صورتي مي تواند امكان پذيرباشدكه افراد جامعه، وحدت، اين واژه زيبا و پر محتواكه كليد ورمز موفقيت و بهروزي است شعار خود قرار داده و با اتحاد و همبستگي در يك مسير واحد طي طريق كنند.دراينجا اشاره مي كنيم به دهكويه خودمان كه خوشبختانه درصدبيشتر افرادآن از نظر اقتصادي در موقعيت خوبي قرار دارندكه مي توانند در كنار اعضاي محترم شورا كمبودهارا برطرف سازند.متاسفانه همه ما چشممان به مسئولين است كه براي روستايمان كاري انجام دهند وخود قدمي برنمي داريم.ما كه مي دانيم از طرف دولت به روستاها بودجه اي تعلق نمي گيردچرا بايد بنشينيم و به مسئولين چشم بدوزيم تامشكلات را برطرف سازند.
بياييد ابتدا از تكروي وخودبيني كناره گرفته و به اطراف بنگريم و مشكلات ومعضلات جامعه رابجوييم نه اينكه فقط به فكر مشكلات شخصي خو دبوده و مال اندوزي كنيم .بياييد با وحدت ويكپارچگي در كنارمسئولين دلسوز در رفع مشكلات بكوشيم تاآينده اي روشن ودرخشان در انتظارجامعه ما باشد.
( الف – فروزان )
همه اهالي دهكويه بخوانند
همانگونه كه خوانندگان محترم مستحضرند در شماره 63 نشريه گفته شد كه ماهنامه آيت كورده طي مقاله اي مشاركت اهالي دهكويه در قيام مردم لارستان به رهبري آيت الله سيد عبدالحسين لاري منكر شده بود ، كه پاسخي به آن داده شد و در نشريه نيز چاپ گرديد . همين پاسخ براي ماهنامه آيت ارسال شد . اين نشريه فقط حدود يك چهارم از پاسخ ارسالي را چاپ نمود و دوباره به آن پاسخي داد . به دليل اين كه در عنوان پاسخ ذكر شده « همه اهالي دهكويه بخوانند » و چون نشريه آيت در دهكويه توزيع نمي گردد ، اين مطلب تقديم شما مي گردد ، اما از خوانندگان محترم تقاضا داريم قبل از خواندن اين مطلب نگاهي به اصل مطلب و پاسخ آن در شماره 63 بيندازند :
پاسخ نشريه آيت :
مجددا معروض مي دارد كه غرض اصلي بنده از بين رفتن ابهامات در همراهي مردم دهكويه با سيد و مبارزات ايشان در جريان مشروطه خواهي بود ، ام جواب خارج از انتظار ماهنامه پسين دهكويه مرا بر آن داشت تا نكاتي چند را خاطر نشان سازم :
1 ـ نكته اول : پرسيده اند كه آيا بنده مقاله را خوانده ام يا خير و بدون آن كه منتظر جواب من لاشند با اطمينان گفته اند كه پاسخ خير است ( فراموش نكنيم قضاوت فقط براي خداست و آن كه خدا تعيين كند ) و با استناد به اين كه بنده نام مقاله را اشتباه نوشته ام ، جواب خير را با اين برهان ! موكد كرده اند . در جواب بايد بگويم بنده مقاله را تمام و كمال مطالعه نموده ام و اگر دوستان توجه كنند روي جلد نشريه آيت هم فقط نوشته شده است « نقدي بر مبارزات دهكويه در همراهي سيد » اما در صفحه مربوط به مقاله مذكور ، كلمه « مقاله » هم سهوا به ابتداي جمله اضافه شده است در ثاني اگر بنده اين مطلب را مطالعه نكرده ام چگونه بلر آن نقد نوشته ام ؟! براي تاكيد عنوان مي دارم كه بنده حتي مقاله اي در مورد دهكويه كه در ويژه نامه همايش زبان شناسي لارستان چاپ شده بود را نيز مطالعه نموده ام كه در آن مقاله نيز به سابقه مبارزاتي مردم دهكويه اشاره شده بود .
2 ـ شايد بسياري از ما خيلي از چيزها را نديد باشيم ، اما نديدن دليل بر نبودن نيست . بنده فقط ادعا كردم غرض شفاف سازي است و دوستان ظاهرا در نوشتن انتقاد يا بهتر بگويم انتقاد كوبنده نسبت به اينجانب آنقدر بي تاب بوده اند كه بند 4 را فراموش كرده اند . غرض از شماره گذاري اين است كه هر شماره مكمل شماره قبل خود است و بدون يك شماره ، شماره ديگر ابتر است . ( ر . ك مواد قانوني قوانين مختلف ) بنده در بند 4 گفته ام كه ذكر منبع با مراجعه به علماي تاريخ شناس دهكويه ميسر خواهد بود و اصلا غرضم از اشاره به پايان نامه كذايي و كتاب دلاوران لارستان اين نبوده است كه چون در اين دو منبع نامي از دهكويه نيست پس هيچ منبع ديگري هم نخواهد بود . بهتر است مطلب بنده را تحريف نفرماييد .
3 ـ در مورد بند ديگر مقاله گفته اند كه عدم ذكر منبع به دليل كمبود جا بوده كه اين توجيه مقبولي نيست و قوانين حقوق مالكيت معنوي ما را موظف مي دارد هر مطلبي را كه نقل مي كنيم ، منبع آن را نيز ذكر نماييم . ( ر . ك مجموعه قوانين مالكيت معنوي ، حميد فاتح نيا ، انتشارات جنگل ، 1386 )
4 ـ در پايان ضمن تشكر از شفاف سازي ماهنامه پسين دهكويه و نويسنده محترم آن ، يادآوري مي كنم كه اگر مطلبي عليه كسي يا چيزي نوشته شود ، فردي كه مطلب عليه او نوشته شده است حق دارد به اندازه همان مطلب براي نشريه جوابيه ارسال نمايد و نشريه مذكور موظف است جواب را در شماره بعد يا حداكثر دو شماره بعد چاپ كند .
در پايان :
غرض نقشي است كر ما باز ماند
كه گيتي را نمي بينم صفايي
مگر صاحبدلي روزي ز رحمت
كند در حق درويشان دعايي
قهرماني
پاسخ :
در اينجا به دليل جلوگيري از به درازا كشيدن كلام فقط به بخشي ازاين نوشته پاسخ داده مي شود :
نويسنده محترم گفته اند در اصل عنوان مقاله « نقدي بر مبارزات دهكويه در همراهي سيد » بوده كه اشتباها در هنگام تايپ مطالب كلمه مقاله به جمله افزوده شده .
در پاسخ بايد گفت : اگر اين مساله را بپذيريم يك مشل پيش مي آيد كه كل مقاله زير سوال خوهد رفت . براي روشن شدن موضوع ابتدا مي پرسيم « نقد را چه موقع مي نويسند ؟ در پاسخ بايد گفت : هنگامي كه موضوعي اتفاق افتاده باشد ، مثلا شعري سروده شده ، فيلمي ساخته شده و يا عملكرد گروهي مورد نقد قرار مي گيرد . يعني اگر بخواهيم فيلمي را نقد كنيم بايد ابتدا ساخته شدن آن را بپذيريم .
بر اساس مقدمه فوق مي گوييم : نويسنده محترم مقاله به عنوان مقدمه هر نقدي بايد نقش اهالي دهكويه در آن واقعه تاريخي پذيرفته اند ، اما در ادامه آن را منكر شده اند .
به عنوان نكته دوم بايد گفت : اگر واقعا اهالي دهكويه در اين واقعه تاريخي نقشي نداشته اند ، چگونه مي توان واقعه اي را كه اتفاق نيفتاده نقد نمود ؟
در بند دوم نيزگفته اند : منظورشان اين نبوده به جز در دو منبع ذكر شده در منابع ديگر نامي از دهكويه نيست . در پاسخ از خوانندگان محترم تقاضا داريم بند 1 و 2 مطلب فوق را دوباره مطالعه نمايند و خود به قضاوت بپردازند و همچنين معروض مي داريم كه نقل قولشان از شهيد آويني عكس ادعايشان را اثبات مي كند .
90 پسين
اين ماه هم با 90 خدمت شما هستيم .
· در اواسط سال گذشته شاهد بوديم كه توسط شوراي محترم با هزينه اي بالغ بر 700 هزار تومان درختاني خريداري شده و در بولوار كاشته شد ، اما متاسفانه شاهد آن بوديم كه تعدادي از اين درختان شبانه از داخل بولوار دزديده شد و متاسفانه بقيه درختان باقي مانده نيز به خوراك بزهاي يكي از همشهريان تبديل شد . متاسفانه خود شاهد بودم كه فرد مورد نظر در ساعات نيمه شب بزهاي خود را به بولوار مي آورد و از درختان بولوار تغذيه مي نمودند . پس از اين كه كليه درختان از بين رفتند شوراي اسلامي مجدا تصميم به كاشت درخت در بولوار گرفت و اين كار در حدود يك ماه گذشته صورت پذيرفت . اما متاسفانه باز هم شاهد دزديده شدن برخي از اين درختان بوديم تا شايد در منزلشان آن را بكارند . به اين درخت دزدان محترم مي گوييم اگر به فكر سرسبزي خانه هاي خود هستيد چرا بايد هزينه آن از جيببيت المال تامين شود . مگر خريد يك درخت چقدر هزينه دارد كه براي تامين آن به سرقت اموال عمومي مي پردازيد .
· متاسفانه شاهديم با وجود تذكرهاي فراوان ، برخي از اهالي هنوز آب هاي فاضلاب منزل خود را به كوچه ها مي بندند و عامل بسياري از بيماري ها مي گردند . اميدواريم كه اين خانواده ها اين مساله را رعايت نموده و از مسوولان نيز تقاضا داريم كه با افراد متخلف به صورت قاطع برخورد نمايند.
· بحث بعدي ما در مورد ماشين هاي دوره گردي است كه اكثر اوقات در كنار مسجد ابوالفضل(ع) به فروش مواد غذايي و اجناس ديگر مشغولند . هر چند اجناسي كه مي فروشند كمي ارزانتر از مغازه ها و به نفع مشتريان است اما اين موضوع بر اقتصاد داخلي تاثير سويي داشته و كار مغازه داران را كساد مي نمايد . چندي پيش شاهد درگيري مغازه داران با اين افراد بوديم . اميدواريم كه مسوولين براي حل اين مساله فكري بكنند .
90 در 6 ماه گذشته
در ادامه نود اين ماه مروري خواهيم داشت بر اين بخش در 6 ماه گذشته .
در بهمن ماه گذشته گفتيم كه خيابان اصلي واقعا كثيف است و از نظر بهداشتي سطح مطلوبي ندارد ، كه مسولين گفتند كارگر گرفتيم كه هر 2 ماه يك بار خيابان را تميز كند . آيا اين مدت براي تميزي خيابان كافي است ؟
در اسفند ماه عنوان شد كه بعضي از خانواده ها با نگه داري حيوانات اهلي در خانه ها موجب همسايه آزاري مي شوند كه خوشبختانه برخي از خانواده ها اين مساله را رعايت كردند.
مساله بعدي پارچه نويسي ها بود كه به حمداله عده اي آن را رعايت نموده ولي هنوز برخي به اين موضوع توجه ننموده و به اين فرهنگ غلط ادامه مي دهند .
موضوع بعدي تخريب ديوار خيابان ساحلي بود كه الحمدالله اين مشكل با تلاش مسوولين حل گرديد .
در فروردين ماه در مورد چاه هاي سرباز اطراف دهكويه تذكر داديم . با وجود اين كه يكي از اين چاه ها يك قرباني هم گرفت باز براي رفع اين مشكل اقدامي نشد .
مشكل بعد سگ هاي ولگرد بودند كه هنوز اين مساله حل نشده است .
بحث بعدي در مورد مراسم هاي عروسي است كه تا دير وقت مزاحم مردم مي گردند كه الحمدلله اين موضوع كمي اصلاح گرديد .
مساله بعدي در مورد گشت هاي شبانه پايگاه بسيج بود كه گفته شد با لباس شخصي به اين كار اقدام نكنند ، ولي متاسفانه كل گشت ها متوقف گرديد .
سخنی با مسوولین دهکویه و شهرستان
همانطور که مستحضر هستید در ماهنامه ی پسین دهکویه در شماره ی 64 از شما به خاطر عملکردتان انتقاد شد امیدوارم که این را به فال نیک گرفته و برای برطرف نمودن هر چه بیشتر مشکلات زادگاهمان دهکویه و با همکاری فرماندار محترم لارستان که ایشان نسبت به دهکویه همیشه نظر مثبت داشته و امیدوارم که ایشان به نظرات خود نسبت به دهکویه جامه ی عمل بپوشانند و مشکلات زادگاهمان برطرف شود و باز هم قدمی دیگر برای پیشرفت و آبادانی لارستان کهن بردارند چرا که جمله ی معروفی است و می گوید قوی ترین زنجیرها از ضعیف ترین حلقه پاره خواهد شد در نتیجه لارستان کهن پیشرفت نخواهد کرد مگر اینکه تمام مشکلات بخش های لارستان کهن برطرف شود.
امیدوارم که با پیگیری های مستمر مسوولین دهکویه و همکاری با فرماندار و استاندار و نماینده ی محترم لارستان مشکلات زادگاهمان دهکویه که برخی از آن در ذیل به آن اشاره شده است برطرف گردد(لازم به ذکر است که جمعیت دهکویه بالای 4000 نفر می باشد)
1 ـ ارتقای دهکویه از دهستان به بخش
2 ـ پیگیری مشکلات ورزشی دهکویه
3 ـ پیگیری شبکه آب و فاظلاب دهکویه (که همیشه سیل در روستا به علت شکستگی خطوط لوله شاهد آن هستیم)
4 ـ نداشتن کتابخانه
5 ـ عدم آسفالت ورودی دهکویه
6 ـ نداشتن آسفالت خیابان های فرعي دهکویه
7 ـ نداشتن گاز با توجه به نزدیک بودن با لار (فاصله تا لار 28 کیلومتر)
8 ـ نداشتن آب شیرین با توجه به حفر چاه در چند ماه قبل
9 ـ پیگیری پارک ملت دهکویه که الان بعد از گذشت چند سال فقط همان یک تابلو اول پارک هویت پارک بودن را مشخص می نماید و گرنه فرقی با بیابان ندارد.
10 ـ نیمه کار ماندن کانون قرآن دهکویه
این مشکلات بخشی از مشکلات این روستا می باشد و متاسفانه به دلیل عدم بودجه كافي این مشکلات همچنان به قوت خود باقی است لذا از مسوولین نامبرده خواهشمند است که اقدامات و پیگیری های لازم را برای رفع مشکلات دهكويه که قدمت دیرینه ای دارد انجام شود.
همچنین از جناب استاندار محترم فارس خواهشمند است که نسبت به رفع مشکلات نامبرده علي الخصوص ورزشگاه دهکویه در پیرو نامه ی مسولین دهکویه و فرماندار محترم لارستان نظر مساعد خود را اعلام نمایند.
اهالی محترم دهکویه بی صبرانه منتظر برطرف شدن مشکلات نامبرده می باشند و پیشاپیش از زحمات شما مسوولین محترم تشکر و قدرانی می نمایند.
لازم به ذکر است که پیگیری ها ی انجام شده توسط مسولین جهت رفع مشکلات نامبرده شده برای آگاهی مردم در شماره های بعدی صحبت نو لارستان و ماهنامه ی پسین دهکویه و همچنین وبلاگ شهر آشنا دهکویه درج خواهد شد و از مسوولین خواهشمند است پیگیری های انجام شده را به ایمیل من
jadeye_ashk@yahoo.com
ارسال نموده تا در منابع ذکر شده و برای آگاهی مردم درج شود.
با تشکر نویسنده ی وبلاگ شهر آشنا دهکویه
در آخر نیز از تمامی مسوولین و مردم می خواهم که برای پیشرفت هرچه بهتر و سریعتر تعامل داشته باشند.به قول شاعر :
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد
در جای دیگر شاعر می گوید :
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد
من اگر برخیزم
تو اگر بر خیزی
همه برمی خیزند . . .
ضرب المثلی است معروف كه : می گه هر وقت ماهی رو از آب بگیری تازه است اما فراموش نکنیم که تلاش ما همانند نوش دارو بعد از مرگ سهراب نباشه.
آری دوستان و مسوولین بدانید اگر از شما انتقادی شد یا خواهد شد این فقط جهت آبادانی و پیشرفت بهتر خواهد بود نه از باب تخریب.
شما هم می توانید انتقادات و پیشنهادات سازنده ی خود را در نشريه و یا به آدرس الکترونیکی (وبلاگ شهر آشنا دهکویه)
www.dahkooye.blogfa.com
بفرستید.
نامه سرگشاده جمعي از جوانان به مسوولين
سلام
مدتي است كه ما اهالي دهكويه بخصوص جوانان سوالات و پيشنهادات زيادي در ذهنمان نقش بسته و دائما با خود اين سوالات و پيشنهادات را در ذهن خويش مرور مي كنيم تا مرحمي باشد بر زخم هاي روستاي عزيزمان روستايي كه روياي شهر شدن را در ذهن خود مي پروراند و مي دانيم كه اين كار نياز به همت ، تلاش و دلسوزي فراوان دارد .
با خود گفتيم كه اين سوالات و مشكلات را چگونه به گوش مسوولين محترم برسانيم ؟ تا اين كه ماهنامه پسين را رفيق خويش قرار داده تا زبان گوياي اهالي روستا بخصوص جوانان پر شورش باشد . از طريق اين نشريه مردمي و حقيقت گوياي روستايمان حرفهاي دل تمامي اهالي روستا به گوش مسوولان محترم برسانيم .
روستايي كه روزگاري سرآمد همه روستاهاي منطقه بود ولي حالا چه ...؟ روستايي كه به چند چيز خود مي باليد : به پاكي ، به فرهنگ ، به ورزش خويش، به تحصيلات جوانان و به تعصبات مردمانش .
روستاي عزيزمان متاسفانه سرعت آباد شدن و پيشرفتش كم شده و گاهي فكر مي كنيم روز به روز به عقب بر مي گرديم .چرا اعضاي شورا به اصطلاح بزرگان روستايمان از جوانان سرشار از استعداد نظرخواهي نمي كنند ؟ چرا مسوولان با عقايد گذشته خويش سعي بر مديريت روستايمان دارند ؟ چرا مسوولان با فكرهاي امروزي و نوين جوانان آشنايي ندارند ؟ چرا در مسير موج تفكر ، عقايد و خواسته هاي جوانان حركت نمي كنند ؟ آيا تا به حال اعضاي شورا از خود پرسيده اند كه چقدر مورد قبول جوانان امروزي دهكويه هستند ؟ كساني كه تا ديروز چشم اميد مردمان ديروز بوده اند ولي امروز مورد انتقاد نسل جديد خلاق و با استعداد امروزي هستند ؟ نسلي كه چيزي جز رفاه از مسوولين نمي خواهند ، آن هم حداقل آن ... نسلي كه حتي از كمترين تفريحات سالم برخوردار نيست . نسلي كه حسرت داشتن يك سالن ورزشي چندين سال است با خود دارد .
چرا در روستاي عزيزمان يك فضاي سبز تفريحي نيست ؟ چرا خيابان ها از لحاظ بهداشتي و تميزي داراي كمترين ميزان است . اگر مسوولين به فكر آسفالت كردن كوچه ها و خيابان ها نيستند . حداقل به فكر گودال هاي عميق پر از آب و كوچه هاي درياچه مانند باشند . اگر مسوولين اين مشكلات را حل نكنند تا چند سال آينده دهكويه به « ونيز » ايران تبديل خواهد شد و مردم بايستي به فكر مسافر كشي با قايق باشند .
آيا شما دلتان براي كوچه هاي آسفالت تنگ نشده است ؟ ما كه دلمان خيلي تنگ شده ، خيلي وقت است كه كوچه هاي روستايمان رنگ آسفالت را به خود نديده . شايد بيشتر از 15 يا 20 سال باشد ! آيا وضعيت تمام شهر ها به همين صورت است ؟ همين مقدار آسفالتي هم كه برايمان مانده به تازگي شاهد از بين رفتنشان هستيم . آسفالت هايي كه چندين سال است كه موزه را صدا مي زنند مثل پيكان ! متاسفانه به جاي حل مشكل و يك دست شدن كوچه ها آسفالت با كوچه هاي خاكي در بعضي از مناطق آمده اند تلي از خاك را بر روي آسفالت هاي قديمي ريخته اند . با اين كار به جاي حل مشكل صورت مساله پاك شده است .
شوراي محترم ! چرا به فكر ورودي روستايمان نيستيد ؟ مگر ورودي هر شهر نشان دهنده فرهنگ ، تمدن و آبادي آن شهر نيست ؟ مگر نه اين كه يك شهر را با ورودي آن مي شناسند؟ چرا بايد هميشه مردم روستايمان انتظار را با خود يدك بكشند ؟
آيا نيازهاي يك روستا با نصب تابلو حل مي گردد و ديگر مردم نيازي ندارند ؟ مثلا ورزشگاه شهداي دهكويه ( يا همان پارك خودمان ) آيا نصب يك تابلو كافي است ؟ پارك روستايمان بيشتر شباهت به كوير لوت دارد تا يك پارك آيا مي توان پارك روستايمان را با پارك روستاي همجوار كه به تازگي افتتاح شده مقايسه كرد ؟ آيا براي روستايمان زشت نيست كه مردم براي تفريح به روستاي همجوار بروند ؟ مگر گورده روستايي نبود كه تا چند سال قبل آب آشاميدني خود را از دهكويه تامين مي كردند ! و براي مداواي بيمارانشان به درمانگاه دهكويه مراجعه مي كردند؟
چرا در پارك خودمان فضاي سبز وجود ندارد ؟ چرا حتي روشنايي نيست ؟ مگر اين ها چقدر هزينه دارد؟ آيا يك پارك با كشيدن حصار و ريختن چند كاميون خاك مي شود پارك ؟ مطمئنا خير .
مگر نه اين كه محل ورزش بايد تميز باشد و يا حداقل آب داشته باشد، چرا اين وسايل بدنسازي كه در پارك نصب گرديده فارغ از هر گونه بهداشت مي باشد ؟ چرا در محلي كه ورزشكاران بخصوص بانوان محترمي كه مجبورند شب ها از اين مكان استفاده نمايند و تنها دلخوشي آنان همين چند دستگاهي است كه در پارك نصب شده است ، امكانات رفاهي ، ورزشي و غيره وجود ندارد ؟ چرا بانوان سالن مختص به خود ندارند؟ چرا بانوان هميشه بايد از كمترين امكانات برخوردار باشند ؟ لا اقل آب آشاميدني براي اين عزيزان فراهم كنيد يا چند لامپ جهت روشنايي نصب نماييد . آيا آن ها لايق كمترين امكانات هم نيستند ؟
باز هم مقايسه اي با روستاي همجوار مثلا چرا در دهكويه نبايد دستگاه عابر بانك نصب شده باشد ؟ ولي روستاي همجوار با جمعيت كمتر از آن برخوردار است . چرا آن ها كه تا ديروز آبشان را ما تامين مي كرديم بايد داراي شبكه آب تصفيه شده باشند و ما هنوز اندر خم يك كوچه باشيم ؟
آيا تا به حال با خود فكر كرده ايد كه بهترين مناطق روستاي عزيزمان را افراد غير بومي تصرف كرده و خانه هايي براي خود ساخته اند . چرا مسوولين به فكر چاره اي نيستند ؟ چرا زمين ها را به افراد غير بومي مي فروشند و مسوولين محترم هيچ گونه اعتراضي ندارند ؟ اگر وضع به همين منوال پيش رود تا چند سال ديگر نه دهكويي وجود دارد و نه زبان شيرينش !
چرا برخي از مسوولين به جاي پاسخ دادن به سوالات بي شمار جوانان آن ها را به باد تمسخر گرفته و به آن ها و انديشه هايشان مي خندند ؟ اگر نمي توانيد كاري از پيش ببريد بگذاريد جا براي حوانان باز شود تا جوانان خوش فكر ، شهرمان را آباد سازند .
در پايان از مسوولين هيچ توقعي نسبت به پاسخ دادن كتبي به اين سوالات در شماره بعدي نشريه نداريم و خواهشمنديم اگر جوابي نيز باشد در عمل باشد نه در حرف .
با تشكر
فروزان ـ صبوري
وجمعي از جوانان
شبكه فارسي 1 تهديدي براي خانواده ها
به اين عناوين دقت كنيد :
صاحب حداقل 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف از جمله موسسه تلویزیونی فاکس Fox ) و شبکه معروف فاکس نیوز(، مجموعه شبکههای اسکای(sky) و مجموعه شبکه های استار (مانند استار پلوس، واستار وان)
- مالک 130 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست .
- صاحب امتیاز سایت مای اسپیس ((My space و IGW و سایتهای اینترنتی فاکس
- مالک انتشارات واندر وان که پر تیراژترین انجیل دنیا در این انتشارات به چاپ میرسد و انتشارات دیگری همچون هارپرکالینز (Harpercallins)
- صاحب پرتیراژترین مجله انگلستان که یک مجله جنسی و مملو از تصاویر زنان برهنه است.
- عمده ترین سهام دار کمپانی عظیم نیوزکورپریشن که بعد از والت دیزنی بزرگترین کمپانی در امور رسانهای دنیاست و 9 جور رسانه مختلف آن در 6 زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند.
- مالک چند باشگاه ورزشی از جمله تیم بیس بال لس آنجلس داجر (LA Doger)
- مالک نیمی از سهام کمپانی فاکس تولید کننده فیلمهایی همچون تایتانیک، آقا و خانم اسمیت (Mr and Mrs smith)، سری فیلم های مردان مجهول (X- Men)، عصر یخبندان ( Ice Age )، رباتها (Robots )، مجموعه فیلم های جنگ ستارگان (Star wars) و فیلم روز استقلال (lndependent Day)
- مالک نیمی از سهام تلویزیون کابلی نشنال جئوگرافیک و...
احتمالا حدس زدهاید که عناوین بالا مربوط به چه کسی است؛ زیرا در دنیای امروز چنین امپراتوری رسانهای را تنها و تنها به یک نفر میتوان منتسب کرد و او کسی نیست جز غول رسانهای حال حاضر دنیا، صهیونیست پیر، روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصل.
اما رابطهی فارسی 1 با این صهیونیست موثر چیست؟
مرداد 88؛ در حالی که همهی خبرها در ایران حول انتخابات، تقلب و تظاهرات و تجمع میگذشت، خبری بازتاب یافت که شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات برد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. شاید به همان دلایل بالا بود که به جز چند سایت محدود، هیچ یک از روزنامهها و رسانههای جمعی هیچ تحلیلی پیرامون این شبکه و هدف تاسیس آن ارائه ندادند. به عبارت دیگر، موسسین شبکه که در ادامه به معرفی آنان خواهیم پرداخت، خوب میدانستند که بهترین وقت برای اخت گرفتن با خانوادههای سیاست زده شدهی ایرانی، همین روزهای پس از انتخابات است. بدین ترتیب این شبکه بدون هیچ مانع و هشداری از سوی رسانههای داخلی، آغاز به کار نمود و از غفلت رسانههای دلسوز ایرانی که درگیر فتنهی اخیر بودند، بیشترین استفاده را برد. این روزها گفته می شود این شبکه در جذب مخاطب موفق بوده است و این موضوعی است که از سوی بسیاری از دلسوزان انقلاب نادیده گرفته شده است. اما موسس و مالک این شبکه چه کسی است؟
با مقدمهای که در ابتدا بیان کردیم، پاسخ این سوال چندان دور از ذهن نیست. شبکه فارسی 1 متعلق به روبرت مرداک امپراطور رسانه ای دنیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود. خانواده محسنی و در راس آن سعد محسنی، از بزرگترین مالکان رسانهای افغانستان هستند؛ تا جایی که به سعد محسنی لقب روبرت مرداک افغانستان را دادهاند. این سرمایهدار افغان مالک شبکه طلوع از معروفترین شبکههای افغانستان میباشد که با پخش سریالهای هندی در افغانستان محبوبیت پیدا کرده است. سعد محسنی احتمالا در تهیه و دوبله ی این سریال ها به مرداک و همکارانش کمک میکند. عمده برنامههای این شبکه عبارت است از چندین سریال روزانه و هفتگی طولانی مدت با دوبله فارسی و ویدئو موزیکهایی که بین تایم پخش دو سریال پخش میشوند. این سریالها عمدتا یا کلمبیایی و مکزیکی و امریکایی و یا محصول شرق آسیا هستند و اکثرا دارای موضوعات خانوادگی و غیر اکشن میباشند. استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره مشکی قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و...) با موضوعات جنسی به کار می رود.
همانطور که در بالا اشاره شد، دوبلورهای فارسی 1 اکثرا از افغانیهایی هستند که مدتی در ایران زندگی کردهاند و به زبان فارسی آشنایی دارند. بزرگترین نقطه ضعف این شبکه هم در همینجاست. دوبلههای سریالهای این شبکه در مقایسه با دوبلههای وطنی بسیار ضعیف و در بسیاری از مواقع حتی آزار دهنده هستند. البته ناگفته نماند که سطح این دوبلهها نسبت به روزهای نخست، پیشرفت زیادی کرده است اما هنوز با دوبله های وطنی رسانه ی ملی فاصلهی خیلی زیادی دارد و شاید این یکی از معدود مزیت های رسانهی ملی بر این شبکه از نظر کیفی (و نه از نظر محتوایی) باشد.
این مقدمه را گفتیم تا با این شبکه مختصرا آشنا شده باشید. اما هدف اصلی از این نگارش متن پرداختن به این مساله است که چه ضرورتی مرداک پیر را به تاسیس یک شبکه فارسی زبان غیر سیاسی ترغیب کرده است و همچنین پاسخ دادن به این سوال که سریالهای این شبکه مشغول ترویج کدامین تفکر و فرهنگ هستند. در ادامه مفصل به این دو موضوع خواهیم پرداخت.
فارسی 1 چه افقی را برای خود ترسیم نموده است؟
احتمالا نیازی به توضیح نیست که روبرت مرداک به سبب علاقه به مردم ایران، اقدام به راهاندازی این شبکه سرگرم کننده نکرده است. چه آنکه چنین تاجر زبدهای سرمایهاش را در هر جایی خرج نمیکند و تنها به منافع خود می اندیشد. پس باید بررسی کرد که این شبکه به دنبال چه چیزی است و چه افقی برای خود ترسیم نموده است. فارسی 1 اولین شبکه فارسی زبانی نیست که از سوی کشورهای دیگر برای مخاطبان ایرانی راهاندازی شده است. اما هیچ یک از این شبکهها تا این حد روی خانواده های ایرانی به عنوان گروه هدف سرمایه گذاری نکرده بودند. با نگاهی به موضوعات سریالهای فارسی 1 متوجه خواهید شد که بسیاری از مولفههای ترغیب خانوادههای ایرانی در آنها رعایت شده است. برای روشن تر شدن ابعاد موضوع، به تعدادی از این مولفهها اشاره میکنیم.
یکی از مهم ترین اصول سریال سازی که در تمام دنیا پذیرفته شده است، این است که اگر سریالی بتواند با خانمها در خانه ارتباط برقرار کند، به تدریج همهی خانواده را جذب میکند و این اصل به خوبی در سریالهای شبکهی ماهوارهای فارسی1رعایت شده است. سریالهای این شبکه عموما موضوعات زنانه دارد و در آن مولفههای جذب زنان به شدت رعایت شده است. به طور مثال، از موضوعات اکشن و حادثهای در این سریالها معمولا خبری نیست و اگر هم سریال اکشنی در نوبت پخش قرار بگیرد، ساعت پخش آن به نحوی انتخاب می شود که بیشتر جوانان خانواده پای آنها بنشینند ( مانند سریال مشهور 24 که هر شب در ساعات پایانی شب پخش میشود). اکثر سریالهای این شبکه شامل موضوعات درون خانوادهای و زنانهای هستند که هر خانواده ای میتواند با آنها همذات پنداری کند. مثلا از جملهی این موضوعات میتوان به تم خیانت مرد به زن اشاره کردکه هر بار که کارگردانهای وطنی هم سراغ آن رفتهاند، توانستهاند در جذب مخاطب موفق باشند. در واقع این موضوعی است که بسیاری از زنان را به فکر فرو می برد و آنان بلافاصله در ذهن خود با شخصیت زن سریال که به او خیانت شده است، همذات پنداری میکنند و درگیر موضوع میشوند. با اطمینان میتوان ادعا کرد که تم خیانت در قریب به اتفاق سریالهای این شبکه موضوع اصلی است. در این سریالها به وفور با مردان و زنانی روبرو هستیم که با چندین نفر از جنس مخالف به طور همزمان رابطه دارند. نقطه عطف این سریال ها هم جایی است که زن یا مرد به خیانت همسر خود پی میبرد. اینجاست که دنیا برای او تیره و تار میشود. اما سناریو پردازهای این شبکه زیرکتر از این هستند که این مشکل را بدون ارائه راه حل رها کنند. راه حل در همین سریالها به مخاطب نشان داده می شود.
یک راه حل ساده ! در برابر خیانت شوهر خود، شما هم به وی خیانت کنید!
به عبارت دیگر، در این سریالها درست در حالی که مرد خانواده به یک عشق دوم گرفتار شده است، همسر او نیز به طور پنهانی با مرد دیگری رابطه دارد. تمام مخاطبان این شبکه به این موضوع اذعان دارند که این موضوع اصلی بسیاری از سریالهای این شبکه، به خصوص سریالهای مربوط به آمریکا، کلمبیا و مکزیک ( از جمله مونس و مونس و ویکتوریا) میباشد. بدین ترتیب با گذشت مدتی کوتاهی از تماشای این شبکه، مخاطب دیگر در برابر موضوع خیانت حس قبلی را نخواهد داشت و چه بسا اینکه در صورت غفلت، مخاطب خود به فکر آغاز چنین رابطههای خیانت محوری بیفتد! در واقع این شبکه شیوهی زندگی خانوادههای غربی را به عنوان الگو به خورد مخاطب ایرانی میدهد. و خانوادههای ایرانی را تحت تاثیر قرار میدهد. اما بدآموزی های این شبکه فقط محدود به این چند مورد نمیشود.
روبرت مرداک در جوامع غربی نمونهای از یک فرد تحسین شده و بسیار موفق است که کمتر کسی در انتقاد از او قلم میزند. اما در بین معدود انتقاداتی که به او میشود، ردپای یک موضوع در همهی آن ها به چشم میخورد. بسیاری از کارشناسان غربی رسانه، معتقدند که عمده استقبالی که از رسانههای تحت سلطه ی مرداک صورت میگیرد، به دلیل رویکرد پوپولیستی و عوام گرایانهی این رسانههاست. بسیاری از رسانههای تحت مدیریت مرداک که مورد توجه مردم قرار گرفتهاند یا به موضوعات جنسی میپردازند و یا به زندگی افراد معروف، و در واقع در ردهی نشریات زرد قرار می گیرند. شبکهی فارسی 1 نیز از این موضوع مستثنا نیست. با تماشای چند قسمت از هر یک از سریال های این شبکه متوجه می شویم که نقش مسائل جنسی در آن ها بسیار پررنگ است. علاوه بر اینکه موضوع اصلی بسیاری از این سریال ها روابط نامشروع است، شیوهی پوشش بازیگران این سریالها نیز به شدت تحریک کننده و غیر اخلاقی است و شما کسی را در این سریالها پیدا نمیکنید که درگیر مسائل جنسی نباشد!
نکتهی مهمتر و البته تاسف آورتر اینجاست که اگر پیش از این جوانان خانواده پای این چنین شبکههایی مینشستند، این روزها باید مخاطبان این شبکه رادر بین مادران فعلی و مادران فردای جامعهی ایرانی جستجو کرد. به عبارت دیگر، فارسی 1 با داشتن مولفههای فوق، موفق به جذب بخشی از جامعهی زنان شده است و این موضوع باعث میشود که قبح این بدپوششیها و مفاهیم جنسی این بار توسط زنان خانواده شکسته شود که ناگفته پیداست چنین اتفاقی به مثابه یک فاجعه خواهد بود. مطمئننا مادری که پای سریالهای این شبکه مینشیند، فردا دیگر نمیتواند فرزندانش را از دیدن چنین صحنههایی و چنین فیلمها و سریالهایی منع کند. آیا این یک فاجعه نیست؟
البته این شبکه برای خانوادههای مقید به ارزشهای اخلاقی هم برنامه دارد. مالکان این شبکه برای جذب این دسته ازخانوادهها، اقدام به پخش سریالهای شرقیای نمودند که در آنها مسائل اخلاقی تا حدود زیادی رعایت شده است. این سریالهای عموما کرهای، در واقع ترفندی هستند برای جذب مخاطبان اخلاق مدار که به مرور متقاعد شدند که باقی سریالهای این شبکه را نیز ببینند. سریالهای خواهر دوست داشتنی من و افسانهی افسونگر از جمله ی همین سریالها هستند. بدین ترتیب این بار شاهد این خواهیم بود که خانوادههایی که فقط طالب سرگرمی هستند، در دام این شبکه میافتند و بیآنکه بخواهند، تحت تاثیر مضامین سریالهای این شبکه قرار میگیرند. از همین رو بسیاری از کارشناسان، این شبکه را خطرناکتر از تمام همتایان ماهوارهای فارسی زبان خود (مانند ام بی سی پرشیا) میدانند؛ گرچه تجربهای به مراتب کمتر از این شبکهها دارد .
منبع :
خبرگزاري رجا نيوز
خاطرات معلم شهيد مهندس ماشاءالله صفري
... از هر گوشه سنگرهاي ديدباني صداي تك تير و رگبار كلاش دست ها و گوش ها را آماده مراحل بعد مي نمايد .انشاءالله . تنفس در هواي صبحگاهي و اسلحه به دست در سنگر به حالت آماده باش نشستن را بر خواب يكي دو ساعت كسل كننده بعد از نماز صبح ترجيح مي دهم . هر از چندگاهي تك تيري هم رو به دشمن شليك مي كنم . فرمانده كه تازه به خواب رفته بود ، شايد با چرت از سنگر بيرون مي آيد و به سنگر ديدباني صدا مي زند كه كيست اين موقع تيراندازي مي كند ؟ كسي نبود بجز من . قاصدي با احساس شرم از سنگر بيرون آمده نزد فرمانده مي آييم ، مي گويد چرا تيراندازي مي كنيد ؟ در جوابشان مي گوييم چند روز اصلا تيراندازي نكرده ايم و مي خواستيم اسلحه را آزمايش كنيم ! شايد هم دروغ مصلحت آميز بود ، ولي اميدوارم كه اين روش برايم عادت نشود و از اين به بعد دروغ هر چند كوچك نگويم . به هر حال چون بار اول بود و موقعيت محل هم براي سينه خيز بردن به خاطر ورود پي در پي خمپاره ها مساعد نبود و بنا به لطفي كه فرمودند چيزي نگفتند . ولي همين برايمان كافي بود كه از اين به بعد قبل از هر عمل فكر كنيم كه به قول معروف روغن ريخته شده جمع نخواهد شد .
ساعت نزديك 8 صبح است كه جمال بيسيم چي گروه 2 كه در سمت راست نزديكي هاي خودمان است آمبولانس مي خواهد . يكي دو نفر از بچه ها به طرف سنگري كه دورش جمع شده بودند مي روند ، معلوم مي شود كه يكي از برادران به نام حسين حسيني پور اشتباهي به جاي دشمن بالاي قوزك پاي خودش نشانه مي گيرد كه كلاش از آن طرف پايش بيرون مي زند . يكي ديگر از سربازان امام زمان(عج) اسير بي احتياطي و عدم رعايت نكات ايمني خودش مي شود و روانه بيمارستان مي گردد. جاي تاسف است ، به خاطر زخمي شدنش ، بلكه به خاطر بي دقتي اش . كسي كه بايد انشاءالله در آينده اي نزديك آخرين ضربه ها را بر پيكر دشمن زبون و سرانجام كفر جهاني بزند ، اين چنين از قافله رهروان نور عقب بماند . اميد است كه هر چه زودتر لباس عافيت پوشيده و به جمع ما بپيوندد . مسوول گروهان ها ليست حضور و غياب را مي آورند . فرقي كه با ديروز دارد اين است كه يكي ديگر بر تعداد مجروحين افزوده شده است . هنوز صورت را وارد ليست گردان نكرده ام كه مسوول پرسنلي تيپ با گفتن يا الله وارد سنگر مي شود . نمي دانم امروز گاز موتور سيكلت بي زبان را بيشتر گرفته . با اين كه ساعتش زرنگ شده . جلو رفته كه زودتر از موعد مقرر مي رسد . مجبور است تا آماده شدن ليست بنشيند .
روز چهارم هم با كسب فيض از حضور برداران روحاني كه دائما سايه شان بر سر ما افكنده است و مقداري مطالعه كتاب « ايمان » اثر شهيد آيت الله دستغيب به ظهر مي رسانم .
ماشين گردان مي آيد براي آوردن هندوانه بايد كسي به همراهش برود . مسوولين تداركات جرگه و قاصدي دنبال نهار رفته اند ناچار خودم مي روم . راننده كه قبلا در تيپ با هم آشنا شده بوديم و اهل شيراز بود ، باب سخن را مي گشايد و از بي حالي بعضي از افرادي كه به قصد خدمت به جبهه مي آيند ، ولي شايد خيانتشان بيشتر باشد و نيز كم كاري و ترسويي رانندگان تانكرها ي آب ، راننده اي كه مسوول است آب خوردن و ريخت و ريز مرتبا به خط برساند ، آبي كه جنبه حياتي دارد و نبودش حتي يك ساعت در اين هواي گرم غير قابل تحمل است ، سهل انگاري آن ها مانع انجام اين كار به نحو مطلوب مي شود . به طوري كه ما هر روز مجبوريم چندين بار وقت مسوولين بي سيم را با بي سيم بگيريم و طلب آب و يخ كنيم . محلي كه بايد برويم « بُنه » است . يعني جايي كه تشكيل شده از چند سنگر زير زميني تقريبا محكم و محلي است براي تداركات گردان هاي در خط . از غذا گرفته تا ديگر چيزها ، فاصله اش تا خط مقدم زياد نيست . هندوانه در سنگري سر پوشيده و گاراژ مانند بر روي هم انباشته شده و انتظار ما را مي كشد . راننده تعداد افراد گردان و مقدار هندوانه اي كه لازم است نمي دانست . شايد گرمي هوا حوصله اش را سر برده بود كه انشاءالله اين طور نيست . هر چه اصرار مي كند كه بس است من قانع نمي شوم ، چون احتياجات را بهتر از ايشان مي دانم . خلاصه آنقدر هندوانه مي زنيم كه كمرمان به سختي راست مي شود . گوشه ماشين به خاطر خالي نبودن عريضه چند تا قالب يخ هم مي زنيم و حركت مي كنيم . به سنگرها مي رويم ، هنوز غذا نيامده است . از اول خط كه گروهان يك مستقر است شروع به توزيع هندوانه ها مي كنيم تا آخر خطي كه گروهان سه مستقر است . راننده حال پي برده بود كه بيش از نياز بار نكرده ايم و راضي از اين كه من با ايشان بودم . پس از اتمام هندوانه و يخ به طرف سنگر خودمان مي آييم ولي زياد بودن خاك و سبكي ماشين باعث مي شود كه تويوتا در گل بماند و بكس باد كند . هرچه راننده گاز بدهد فرو رفتگي اش بيشتر شود . چاره اي نيست به جز استمداد طلبيدن . هر چند تا از بچه ها كه در نزديكي بودند مي آيند و عقب ماشين سوار مي شويم تا سنگين شود و بيرون بيايد كه اين عمل هم موثر واقع مي شود و به راه خود ادامه مي دهيم .
بعد از ظهر فرا مي رسد ، خمپاره انداز 81 در بغل سنگر ما مستقر مي شود . حال ديگر از نظر سلاح از دشمن عقب تر نيستيم و در جواب خمپاره اش با كله قندي هاي 81 جوابگو هستيم ، منتها نه مثل او بي هدف بلكه با گرايي دقيق و موثر كه هر كدامش حداقل سنگرهاي اجتماعي را مورد هدف قرار مي دهد . بچه هاي خمپاره انداز با پرتاب چند خمپاره كه صدايش از بيخ گوش ما رد مي شد خواب خوش بعد از ظهر را از دشمن مي گيرد و دود ناشي از انفجار از خاكريز دشمن به هوا بلند مي شود . حتما جايي زده شده است .
ساعت نزديك چهار بعد از ظهر است كه انفجار خمپاره در محل استقرار گروهان 1 و جمع شدن افراد خبري را مخابره مي كند . فرمانده از سنگر بيرون آمده و داد مي زند بچه ها متفرق شويد كه خمپاره بعدي دشمن مي آيد . مثل اين كه يكي از برادران گروهان يك شهيد شده است. جلوتر رفتم ، بله درست شنيده ام . خوشا به سعادتش . برادر كاظمي در اثر اصابت تركس خمپاره نصف سرش را با خود برده و به لقاءالله پيوسته و به هدف خود كه از اهداف همه رزمندگان است نايل شده است . يكي ديگر از برادران هم سنگرش به نام عباسي كه طلبه است اما نه در لباس طلبگي ، و كمتر كسي پي به جا افتادگي ، صداقت و پاكي اش مي برد ، از ناحيه سر زخمي مي شود . نحوه واقعه به صورتي بود كه برادر شهيد كاظمي حتي وقت خيزرفتن هم نمي كند ، چون خمپاره در سنگر فرود مي آيد . آن هايي كه از نزديك شاهد بودند مي گويند كه مغز مرحوم كاظمي سر و صورت و لباس برادر عباسي را پوشانده بود . نامبرده اهل سيمكان جهرم بود و كساني كه از نزديك با ايشان آشنايي داشتند و نوشته هايش را مي خواندند صحبت مي كردند كه تمام شعرها و مطالبش در حول شهيد و شهادت است . از خدا مي خواهم كه تمامي شهدا و اين شهيد را بيامرزد و به خانواده اش صبر عطا فرمايد و برادر عباسي هر چه زودتر شفا يافته و مسووليت خطير خود را كه تبليغات گردان است و كسي نيست كه جايش را بگيرد به انجام رساند .
پس از اين به طرف سنگر مي آيم و نظري بيشتر به خود و خلقت خود مي كنم . اين راهي است كه همگي بايد بپيماييم و از مرگ نمي شود گريزان شد ، پس چه بهتر كه با افتخار باشد بچه ها نه تنها روحيه خود را از دست نداده اند بلكه اراده شان مصمم تر گشته و به سنگرهاي نگهباني و اجتماعي مي روند .
شب مي شود ، عده اي از دوستان و برادر هم محلي و هم سنگرش به سنگر ما مي آيند و از فرمانده مي خواهند كه اجازه دهد تا آن ها بروند و اين شهيد را به محل برسانند كه فرمانده آنان را متقاعد مي كند كه اگر شما برويد اصلا فايده اي ندارد و بنياد شهيد خود ترتيب بردنش را مي دهد و كار شما هم اكنون ادامه دادن راه ايشان است . اصلا نگران نباشيد چون در راه خدا رفته است .
ديگر از امروز بس است . اميدوارم كه ديگر اين چنين صحنه ها ، ذهن ، قلم و دستم را مشغول نسازد و هر چه زودتر شاهد پي آمدهاي اين خون هاي پاك و بي گناه ريخته شده بر زمين باشيم . انشاءالله
من الله التوفيق

چگونه مي توان امام غايب را شناخت ؟
سوال :
با توجه به حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» مردم چگونه مى توانند امامى كه غايب است را بشناسند در حالى كه با دليل فطرى، حضور امام در جامعه لازم و واجب است؟
جواب اجمالى:
غيبت امام(عليه السلام) دليل و عذر بر عدم شناخت آن حضرت نمى تواند باشد زيرا:
اولا: منظور از معرفت، شناخت ظاهرى امام نيست بلكه مقصود، شناخت جايگاه امامت وى و اعتقاد به امامت او مى باشد.
ثانياً: عمده راههاى چنين معرفت و شناختى دو راه است; نص و معجزه.
جواب تفصيلى:
براى يافتن پاسخ اين شبهه ابتدا بايد معناى مفاهيم و واژه هاى موجود در روايت فوق روشن گردد، يكى از كلمات مطرح شده در اين روايت كلمه «ميتة جاهلية» (به مرگ جاهليت مردن) است، از روايات، بدست مى آيد كه منظور از «مردن جاهليت» در كفر و ضلالت مردن است، از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد كه منظور از مرگ جاهليت چيست؟ حضرت فرمود: «جاهليت كفر و و نفاق و گمراهى». مرحوم كلينى در توضيح، چنين فرموده است: «اگرنشناختن امام از آن جهت باشد كه او را منكر شودو در مقام مخالفت و ستيزه با او بر آيد از لحاظ كفر با مردم جاهليت شريك است، و اگر نشناختن امام از جهت دو رويى و نفاق با امام باشد از همان نظر با مردم جاهليت شريك است، همچنين است ضلالت و گمراهى، كه از كفر و نفاق پايين تر است.»([1])
واژه ديگر كلمه «لم يعرف» است، منظور از معرفت چيست؟ با توجه به معنايى كه براى «ميتة جاهلية» شد پى مى بريم كه مقصود از معرفت امام، شناخت شكل ظاهرى او نيست، به عبارت ديگر شناختن با ديدن تفاوت دارد و چه بسيار مسائلى است كه انسان نمى بيند ولى مى شناسد مانند ملائكه و ساير مجردات كه قابل ديدن نيستند ولى بوسيله دلايل عقلى و نقلى به آنها شناخت پيدا مى كنيم. پس نبايد گفته شود امامى كه از ديده ها پنهان است چگونه شناخت او ممكن است، چه بسيار افرادى كه ائمه اطهار(عليهم السلام)را با چشم خود ديدند و شكل ظاهرى آنها را به خوبى رؤيت كردند، ولى كافر و گمراه بودند، از كلمات بعضى از علماء استفاده مى شود كه مقصود از معرفت، شناخت جايگاه و مقام الهى امام و اعتقاد به امامت و ولايت الهى اوست. به عنوان شاهد به توضيحات علامه بهجت افندى از علماى اهل سنت درباره روايت فوق توجه فرمائيد:
«از آنجا كه حديثى مى فرمايد: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت مرده است» مورد اتفاق همه علماى اسلام مى باشد. كمتر مسلمانى پيدا مى شود كه معتقد به وجود امام منتظر نباشد و ما معتقديم كه مهدى صاحب الزمان (عج) در شهر سامرا متولد گرديده و وراثت نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) و وصايت و امامت به او منتهى شده است و اقتضاء حكمت الهى بر حفظ سلسله امامت تا قيامت تعلق گرفته است.»([2]) بنابراين معناى «لم يعرف» عدم اعتقاد به امامت امام و نشناختن مقام و جايگاه الهى اوست چنانكه اين مطلب از مراجعه به روايات وارده كاملا روشن مى شود، به عنوان شاهد به روايتى در اين زمينه اشاره مى كنيم:
امام صادق(عليه السلام) و او هم از پدرش و او نيز از پدرانش(عليهم السلام) نقل كرده كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «هر كس فرزندم حضرت قائم (عج) را در زمان غيبتش انكار نمايد به مردن جاهليت مرده است.»([3])
حال كه منظور از معرفت، شناخت مقام و جايگاه امامت امام در زمان غيبت است. اولا چگونه بدانيم شخص امام كيست؟ و ثانياً اين شناخت و اعتقاد را چگونه به دست آوريم؟ براى چنين شناختى راه هاى گوناگونى مى توان شمرد كه ما در اينجا به دو راه عمده اشاره مى كنيم:
1ـ نص: نص يعنى تعيين و تصريح و اعلام پيغمبر(صلى الله عليه وآله) كه مفادش خبر دادن از جعل و نصب امام به امر الهى است، اعتبار و دلالت نص بر امامت، يك امر بسيار منطقى و عرفى و خرد پسند است، چـرا كه حاكميت، مخصوص خداست و صاحب اختيار حقيقتى همه چيز و هر شأنى از شؤون خلق، اوست.
درباره امامتِ امام عصر (عج) نام و كُنيه و صفات و ويژگيهاى او روايات متواترى رسيده است كه در كتاب شريف منتخب الاثر متجاوز از 6000 حديث كه در جهات مختلف در اين باره در كتب فريقين ثبت گشته احصاء و تنظيم گرديده است، و كتاب من هو المهدى نام 145 كتاب از كتب حديث و تفسير و كلام و عرفان و... از اهل سنت را كه احاديث مربوط به امام زمان (عج) را آورده اند ذكر كرده است.([4])
2ـ معجزه: يكى ديگر از راه هاى شناخت امام معجزه است، از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد كه به چه علتى خداوند متعال به پيغمبران و فرستادگانش و به شما معجزه عطا كرده؟ حضرت فرمود به خاطر اين كه دليل بر راستگويى كسى كه آن را آورده باشد و معجزه علامتى است از براى خداوند كه عطاء نمى كند آن را مگر به انبياء و رسولان و حجت هاى خودش تا به وسيله آن راستى راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود.»([5])
بديهى است كه براى شناخت امرى مثل معجزه راهى جز مشاهده عينى يا تواتر يا خبر افراد موثق و مورد اعتماد نيست، و در مورد حضرت مهدى (عج) به صورتى باور آور و شناخت بخش معجزات حضرت نقل شده است.([6])
اما اينكه مى گوييد حضور امام در جامعه لازم و واجب است، در جواب بايد گفته شود كه آن چه لازم و واجب است وجود امام است نه حضور او، و از رواياتى كه در كتب شيعه و اهل سنت وارد شده ضرورت وجود امام فهميده مى شود، از جمله اين كه پيامبر (ص) فرمودند: «من مات ليس له امام مات ميتة الجاهليه([7])»; كسى كه بميرد در حالى كه امام و پيشوائى نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است (مسلمان از دنيا نرفته).
با توجه به مطالب فوق نتيجه گيرى مى شود در زمان غيبت، شناخت امام امرى ممكن است و نديدن آن حضرت با چشم ظاهرى دليلى بر انكار او و يا عذر براى عدم شناخت آن حضرت نمى باشد و لذا امام صادق(عليه السلام) در اين باره فرموده اند: «هر كس بميرد در حالى كه امامش را نمى شناسد، به مرگ جاهليت مرده است، سپس فرمود: پس بر شما باد اطاعت و پيروى (از ما) شما ديديد اصحاب على(عليه السلام) را، شما به امامى اقتداء كرده ايد كه مردم نمى توانند عذر بياورند كه آن امام را نمى شناختند، كرامت ها و برگزيده هاى قرآن از آنِ ماست و ماييم گروهى كه خداوند اطاعت ما را واجب گردانيده است.([8])
-----------------------
منابع :
[1]- محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، سيد جواد مصطفوى (انتشارات مسجد چهارده معصوم) ج 2، ص 209 و 208) ح 3.
[2]- ابوطالب تجليل، من هو المهدى (مؤسسه نشر اسلامى، سال 1409 هـ ق) ص 9. به نقل از «تاريخ آل محمد» علامه افندى.
[3]- صافى گلپايگانى، منتخب الاثر فى امام الثانى عشر (مؤسسه حضرت معصومه، سپهر قم، سال 1419 هـ ق) ص 625.
[4]- صافى گلپايگانى، همان، و ابوطالب تجليل، همان، ص 68ـ62.
[5]- شيخ صدوق، علل الشرايع، انتشارات الداورى، ج 1، ص 122، باب 100.
[6]- برگرفته از كتاب سلسله مباحث امامت و مهدويت حضرت آيت اللّه صافى گلپايگانى (قم، حضرت معصومه(عليها السلام)، سال 1357) ج 8، ص 90.
[7]-مسند احمد بن حنبل، مؤسسه الرسالة، (تحقيق از شعيب الأرنووط)، ج28، ص 88، ح16876.
و هيثمى، مجمع الزوائد، دار الكتاب العربى، چاپ سوم، 1402 هـ، ج5، ص225.
مسند ابن يعلى موصلى، دار المأمون للثرات، (تحقيق حسين سليم اسد)، ج13، ص366، ح7375.
[8]- ابوجعفر احمد بن خالد البراقى، المحاسن (دارالكتب الاسلاميه) ج 1، ص 153، ح 78.

آداب مـعـاشـرت در اجـتـمـاع
كافی است نگاهی به دور و اطراف خود بیاندازید تا متوجه شوید در جامعه ما تنها شمار اندكی از افراد متشخص و با نزاكت بجای مانده است.
در روزگاران پیشین به آداب و نزاكت اجتماعی بهای بیشتری داده میشد، اما افسوس كه جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است.
مقصود آن نیست كه مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یك به یك و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعیتان ارتقا یابد. در ادامه به برخی از این نکات اشاره می شود كه می تواند در این امر به شما کمک کند.
● همیشه مودب باشید
اگر هم از كسی خوشتان نمی آید نیازی نیست كه شأن و منزلت خودتان را تا سطح اجتماعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاكت باشید تا برتری خود را نسبت به آن شخص ثابت كنید.
● هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع است. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نیستید برای بیان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیرید. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاكت و ادب است.
● با صدای بلند صحبت نكنید
هنگامی كه با صدای بلند صحبت میكنید، باعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود میشوید. بلند صحبت كردن بیانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقی با دیگران نیستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان میدهد و آن كه میخواهید حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسی بنشانید. همچنین بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافیان میشود البته توجه منفی.
● كنترل خود را از دست ندهید
زمانی كه شما كنترل اعصاب خود را از دست میدهید و از كوره در میروید به همه نشان میدهید قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نیستید. وقتی هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستید، چگونه قادر به كنترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید (كار آسانی نخواهد بود، اما به زحمتش میارزد).
● به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چشم چرانی نوعی تعرض به دیگران محسوب میشود. شما كه نمی خواهید بیجهت دیگران را مرعوب خود سازید؟
● صحبت كسی را قطع نكنید
پیش از آنكه اظهار عقیده ای بكنید، اجازه دهید صحبت دیگران به پایان برسد. میان صحبت كسی پریدن نشانه بی نزاكتی و عدم برخورداری از مهارتهای اجتماعی فرد است. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی به نظر آیید، هیچگاه صحبت كسی را قطع نكنید و هرگاه كه ناچار به انجام این كار شدید حتما با گفتن جمله معذرت میخواهم اقدام به انجام آن كار كنید. مودب بودن به مفهوم آن است كه برای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.
● همیشه وقت شناس باشید
مهم است كه به وقت دیگران احترام بگذارید.سر موقع در جلسات، قرار ملاقات ها، موقعیتهای شغلی و اجتماعی حضور یابید. همچنین یك فرد متشخص میداند چه زمانی باید میهمانی را ترك كند.
● اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بزرگترین و مهمترین عامل برای حفظ اعتبار یك فرد متشخص است. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بنابراین هرگاه شخصی در میهمانی شروع به سخن چینی كرد، از اعتماد معشوقتان سوء استفاده نكرده، صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.
● آب دهان نیاندازید
اغلب مردها این كار را به طور ناآگاهانه انجام میدهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بیشخصیتی فرد را میرساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن كه بخواهید ثابت كنید انسان بینزاكتی هستید.
● حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاكید قرار دادم كه امروزه جوانان خیال میكنند همه چیز را میدانند و از همه چیز سر در میآورند و در واقع خود را عقل كل میدانند، اما اینطور نیست. كافی است به ۵ سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوشتر و با تجربهتر شده اید. اینطور نیست؟ با آن كه ۵ سال پیش نیز فكر میكردید همه چیز را میدانید.
● به اشتباهات دیگران نخندید
این یكی از پستترین كارهای است كه كسی ممكن است انجام دهد. هنگامی كه شما اشتباهی مرتكب میشوید یا خراب كاری میكنید تنها انتظاری كه از دیگران دارید آن است كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشمپوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.
● كلاه خود را از سر بردارید
شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما میباید كلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با كلاه بر سر میز شام ننشینید چون این كار نشانه بی نزاكتی مفرط است.
● پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند.
زمانی كه برای صرف غذا سر میز نشستهاید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان كاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یك زمان شروع به صرف غذا كنند. این نكته اگرچه موشكافانه به نظر میرسد، اما بسیار حائز اهمیت است.
● فخر فروشی نكنید
هیچكس از آدم لاف زن خوشش نمیآید. در هنگام گفتوگو درباره مسائل مالی به داراییهای خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشید.
● به ساعتتان نگاه نكنید
هنگامی كه در یك جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نكنید مگر آن كه بلافاصله قصد ترك آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه میكنید دیگران اینگونه برداشت میكنند كه شما خسته و بی حوصله شدهاید.
داستان مرد ماهیگیر
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .
ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .
ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .
● به یاد داشته باش :
ـ به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
ـ به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است .
امام زادگان عشق
شهید حسن باقري (غلامحسين افشردی)
( بخش اول )
نام : غلامحسين
نام خانوادگی : افشردی
تاریخ تولد: 25 اسفند سال 1334 هجری شمسی (سوم / شعبان / 1375 ه- ق ) روز ميلاد امام حسين (ع)
نام مستعار : حسن باقري
تاریخ ورود به عرصه جبهه های نبرد : اول مهرماه سال 1359 هجری شمسی
برخی از مسئولیت ها :
- معاونت ستاد عمليات جنوب
- فرمانده محور دار خوين در عمليات ثامن الائمه (علیه السّلام)
- معاونت فرماندهى عمليات طريق القدس
- فرماندهى قرارگاه نصر در عمليات فتح المبين، بيت المقدس، رمضان
- فرماندهى قرارگاه كربلا و جانشين فرماندهى كل در قرارگاههاى جنوب
محل شهادت : خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه)
تاریخ شهادت : شنبه 61/11/9 هجری شمسی
« من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا »
(سوره احزاب، آیه 22)
« انقلاب ما همچون تير زهرآگينى براى همه مستكبرين در آمده است و ياورى براى همه مستضعفين جهان.
... در اين موقعيت زمانى و مكانى، جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت، خيانت به پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سّلم) و امام زمان(عج) و پشت پا زدن به خون شهدا است و ملت ما بايد خود را آماده هر گونه فداكارى بكند.
... در چنين ميدان وسيع و اين هدف رفيع انسانى و الهى، جان دادن، مال دادن و فداكارى، امرى بسيار ساده و پيش پا افتاده است و خدا كند كه ما توفيق شهادت متعالى در راه اسلام را با خلوص نيت پيدا كنيم.»
شروع جنگ تحمیلی شهید باقری را به عنوان یکی از اولین خبرنگاران عرصه جهاد ، به خطوط مقدم جبهه های نبرد کشاند.
تولد و کودکی
در روز 25 اسفند سال 1334 هجری شمسی مصادف با سوم شعبان 1375 هجري قمري در خانوادهای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) در حوالی میدان خراسان تهران چشم به جهان گشود. والدینش به عشق و محبت اباعبداللهالحسین(علیه السّلام) و از باب تیمن و تبرک، نام «غلامحسین» را بر او نهادند و به دنبال آن در سن دوسالگی در سفر کربلا او راه همراه خود بردند.
پدرش که در تربیت وی، جدیت زیادی داشت از همان طفولیت او را با خود به مسجد و هیات و مراسم عزاداری سرور شهیدان میبرد. این حضور معنوی باعث شد که او در آن ایام عضو فعال و موثر هیات نوباوگان محبانالحسین (علیه السّلام) گردد. غلامحسین دوره دبستان را در مدرسه مترجمالدوله و دوره متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند.
فعالیت های قبل از انقلاب
شهید باقری همزمان با تحصیل، در کلاسهای حدیث و مباحث مربوط به حضرت صاحبالزمان(عج) که در مسجد صدریه دایر میگردید، شرکت میکرد. از کلاس سوم دبیرستان فعالیت فرهنگی خود را با ایجاد کتابخانه دراین مسجد، به همراه تنی چند از همفکرانش شروع کرد و در راستای کسب آگاهی ها و رشد فکری خویش، ضمن مطالعه و تحقیق پیرامون مباحث مذهبی، جلسات سخنرانی را در جمع دوستانش برگزار مینمود.
در سال 1354 پس از اخذ دیپلم ریاضی، در رشته دامپروری دانشکده کشاورزی شهر ارومیه تحصیلات عالی خود را آغاز کرد. در این ایام علاوه بر مطالعه منظم وانسجام یافته در زیمنه مسائل اسلامی، با سخنرانی در جمع دانشجویان و برقراری کلاسهایی در زمینه اصول عقاید برای دانشآموزان مدارس، فعالیت مذهبی خود را دنبال می کرد و بارها با بعضی از اساتید غربزده که فرهنگ اسلامی را انکار و مظاهر منحط غربی را ترویج مینمودند، به بحث مینشست و ماهیت آن فرهنگ و عوامل غربزده را افشا میکرد. از این رو، وی به عنوان یک عنصر مذهبی و فعال حساسیت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگیخته بود، که در نهایت به دلیل این فعالیتها پس از یک سال و نیم تحصیل، از دانشگاه اخراج گردید.
در این ایام در جواب یکی از نزدیکانش که به او گفته بود: تو یک سال و نیم از عمرت را بیخود تلف کردی.
پاسخ میدهد: من وظیفهام را انجام دادم و اگر به دانشکده رفتم برای کسب مدرک نبود، بلکه برای رشد خودم بود و میخواستم که دیگران را هم به صحنه بیاروم. شهید باقری در اسفندماه سال 1356 به خدمت سربازی اعزام شد و پس از طی دوره آموزشی در پادگان جلدیان نقده به ایلام منتقل گردید.
در دوره کوتاه خدمت سربازی با توجه به آشنایی که با مسائل اسلامی داشت به ارشاد و هدایت فکری سربازان پرداخت و همزمان با علمای شهر ایلام از جمله آیتالله صدری (امام جمعه قبلی ایلام) ارتباط داشت و اخبار و مسائل پادگان را به ایشان اطلاع میداد. به دنبال این فعالیت ها، تحت کنترل قرار گرفت و ضمن جدا کردن وی از جمع سربازان پادگان، او را به عنوان راننده یک افسر جزء به کار گماردند.
نقش شهيد در پيروزى انقلاب اسلامى
همزمان با گسترش انقلاب اسلامى و فرمان حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه) مبنى بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سربازى را رها كرد و به موج خروشان و توفنده امت حزب الله پيوست و به صورت تمام وقت درپيشبرد اهداف انقلاب اسلامى به فعاليت پرداخت.
به هنگام تشريف فرمايى حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه) به ميهن اسلامى، در فعاليتهاى كميته استقبال شركت چشمگيرى داشت و به دليل برخوردارى از آموزش نظامى، به همراه ساير اعضاى خانواده و دوستانش در تصرف كلانترى۱۴ و پادگان ولى عصر(عج) «عشرت آباد سابق» در تهران نقش بارزى داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی
تا خرداد 1358، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر فعالیت داشت و با انتشار روزنامه جمهوری اسلامی، همکاری فعال خود را با این روزنامه در زمینههای مختلف آغاز کرد. در این مدت بنا به دعوت سازمان آمل، از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر 15 روزهای به لبنان و اردن انجام داد که طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلمین در آن منطقه تهیه کرد.
در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ دیپلم ادبی شد. سپس در امتحان وررودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه صد و چهارم در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول گردید.
او در مدت حضور در محیط دانشگاه، نقش فعال و موثری در مقابله با توطئههای ضدانقلاب و گروهک ها داشت.
شجاعت و شهامت شهید باقری بسیار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اینکه یک مسئول رده بالای نظامی بود، ولی همراه عناصر اطلاعاتی در شناساییها شرکت میکرد. در صحنههای رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضی از موارد نیز در پشت خط دشمن حضور مییافت و حتی در هدایت گروهانها و گردانهای رزمی مستقیماً وارد عمل میشد.
شهيد باقرى اوايل سال۱۳۵۹ به عضويت سپاه درآمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمينه شناسايى و مقابله با گروهكهاى منحرف و وابسته، فعاليت خود را استمرار بخشيد و در اين واحد بود كه نام مستعار «حسن باقرى» براى ايشان در نظر گرفته شد.
حضور در جبهههای دفاع مقدس
بلافاصله پس از شروع جنگ – در روز اول مهرماه سال 1359 – به همراه عدهای از برادران پاسدار راهی جبهههای جنوب شد و تا آخرین لحظه حیات، در این سنگر باقی مانده و در بسیاری از صحنههای پیروز دفاع مقدس حضور فعال و تعیین کننده داشت. آغاز جنگ تحمیلی شهید باقری را به عنوان یکی از اولین خبرنگاران عرصه جهاد ، به خطوط مقدم جبهه ها نبرد کشاند. ارتباط تنگاتنگ غلامحسین با صحنه های نبرد علاوه بر خبرنگاری رفته رفته از او فرمانده و نظریه پردازی قدر ساخت . .......... ادامه دارد
( احسان خورشيدي )
پس از اعتراف پدر اینترنت درباره اضافی بودن ممیزهای به کار گرفته شده در آدرس http لیستی از برترین اشتباهاتی که تا کنون در زمینه اینترنت توسط شرکتها و افراد مختلف رخ داده ارائه شده است.
با توجه به اعتراف سر “تیم برنرز لی” درباره اشتباهش در طراحی آدرس اینترنت و استفاده نادرست از دو نشان ممیز در ابتدای آدرس، نشریه تایمز به گذشته نگاهی انداخته و برخی دیگر از اشتباهات مشابهی که در رابطه با اینترنت رخ داده است را از لابلای تاریخچه اینترنت بیرون کشیده است.
ممیزهای بی مصرف:
سر تیم برنرز لی دانشمند انگلیسی علوم رایانه ای که با ابداع WWW در سال ۱۹۸۹ به شهرت جهانی دست یافت به طور کلی انسانی موفق به نظر رسیده و کمتر در کارهایش ایرادی پیدا می شود اما وی به تازگی اعتراف کرده است که تصمیم وی برای استفاده از دو ممیز آزار دهنده پس از http در آدرسهای اینترنتی تصمیمی اشتباه بوده و اگر فرصتی برای تغییر یکی از بخشهای این ابداع جهانی اش داشته باشد این دو ممیز غیر لازم و اضافه را از آدرسهای اینترنتی حذف خواهد کرد.
قسمت چهارم به جای قسمت اول:
شرکت اپل در حدود دو سال پیش قسمت اول یک سریال ویدئویی را برای فروش بر روی فروشگاه آی تیونز خود قرار داد اما در نهایت مشخص شد این فایل در واقع قسمت چهارم از سریال است و به دلیل بروز اشتباه در شماره تولید اپیزود و شماره پخش به اشتباه بر روی اینترنت قرار گرفته است. این شرکت پس از ۲۴ ساعت فایل را از روی فروشگاه اینترنتی خود برداشته و برای جبران دو دلار به کاربرانی که به اشتباه این فایل را از شبکه برداشته بودند پرداخت کرد.
گوگل اسپم می شود:
سیستم مبارزه با نامه های ناشناس یا اسپم شرکت گوگل بدون شک یکی از بهترینها است. با این حال چند سال پیش این سیستم به صورت تصادفی وبلاگ جستجوی گوگل را به عنوان اسپم شناسایی کرد و تیم به روز رسانی این وبلاگ به پیامهای هشداری که اعلام می کرد “در صورتی که اعلام نکنید اسپم نیستید این وبلاگ حذف خواهد شد” توجهی نکردند. زمانی که وبلاگ به صورت خودکار حذف شد کاربر دیگری با نام دامنه مشابه بر روی شبکه قرار گرفت. تیم به روز رسانی این وبلاگ در ابتدا گمان بردند قربانی هکرها شده اند اما سپس به اشتباه خود پی برده و نام دامنه را بازگردانده و تمامی اشتباه خود را بر روی وبلاگ گوگل شرح دادند.
نتیجه جنگ با یو تیوب:
شرکت قدرتمند رسانه ای Viacom برای سالها مجادلات فراوانی بر سر تخلف از کپی رایت با سایت یو تیوب داشت که در نهایت این مجادلات را در حالتی به پایان رساند که در میان دیگر شرکت های رسانه ای به شرکتی متخلف از قوانین کپی رایت شهرت پیدا کرد. این شرکت دریافت از فایلی استفاده کرده است که اجازه پخش نداشته و به همین دلیل مورد خشم شرکت های دیگر قرار گرفت و در نهایت تلاشهایش برای محکوم کردن یو تیوب به نتیجه ای معکوس دست یافت.
انتشار تمامی جستجوهای اینترنتی:
در سال ۲۰۰۶ شرکت AOL به صورت داوطلبانه اطلاعات جستجوی ۶۵۰ هزار نفر از کاربران خود طی دوره ای سه ماه که در حدود ۲۰ میلیون جستجوی اینترنتی را تشکیل می داد را منتشر کرد. همچنین نام کاربری AOL به نامهای کاربری اتفاقی تغییر پیدا کرد تا افراد بتوانند نتایج جستجوهای انجام گرفته توسط هر یک از کاربران را به همراه مشخصات شناسایی آنها بیابند. واضح است که جامعه آنلاین از این حرکت AOL به شدت عصبانی شد و این شرکت نیز به سرعت و با ابراز تاسف تمامی اطلاعات منتشر شده را از شبکه برداشت.
تولد اولین ویروس:
در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۸۸ رابرت موریس فارق التحصیل علوم رایانه ای دانشگاه کرنل برنامه ای تجربی نوشت و آن را به اینترنت وارد کرد که در نهایت به اولین کرم یا ویروس اینترنتی تبدیل شد. با وجود اینکه هدف این دانشجو به هیچ وجه خرابکاری نبوده و تنها قصد داشته تا میزان وسعت اینترنت را بسنجد، این کرم به وظیفه خود عمل کرده و در حدود ۶۰۰ هزار رایانه را غیر قابل استفاده کرد. موریس به اتهام تقلب و تخلف در اینترنت به سه سال کارآموزی اجباری، ۴۰۰ ساعت خدمات اجتماعی و پرداخت ۱۰ هزار دلار خسارت شد، وی اکنون در موسسه « ام آی تی » مشغول به کار است.
انشتین و اثبات نظریه نسبیت با استفاده از آیات و روایات اسلامی
بارالها عشق را از hard دل format مكن
انشتين و اثبات نظريه نسبيت بر اساس آيات و روايات اسلامي
«آلبرت انشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کاملترین ومعقولترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه انشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. انشتین در این رساله <<نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتابهای شریف نهج البلاغه وبحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثردانشمندان آن را نفهمیدهاند.
یکی از این حدیثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.
اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است<<.
انشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. انشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات میکند.
او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند.
E=MC2---àM=E/C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
انشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ <<حسابی عزیز» یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقهفروش یهودی خریداری کرد.
دستخط انشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.







